امواج نور
وب لژیون همسفر زهرا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


شما اکنون چون پرنده ای هستید که آماده فرمان پرواز خویش است پرواز راآموخته است برای اینکه از شعاع نوری که ساطع شده وبه زمین رسیده است به بلندای همان نیرو به پرواز درآید این سعادت را حافظ باشید وعزت خویش را به دست آورید وجای خود رااستوار بگردانید وما هم خشنود هستیم

مدیر وبلاگ :همسفر مرضیه
به نام همتای بی همتا 
همسفران لژیون پانزدهم "امواج نور "روز دوشنبه 98/7/1به استادی کمک راهنمای محترم خانم زهرا و حضور گرم اعضا با دستور جلسه وادی هفتم راس ساعت مقرر آغاز بکار نمودند
حال در وادی هفتم میگوید رمز راز کشف حقیقت در دو راه است یافتن راه و آنچه برداشت می کنیم .پس چیزهایی که تصویر سازی میکنم باید حقیقت و واقعیت داشته باشد

در ابتدا خانم مهسا استادی جلسه را به عهده داشتند .
رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه ودیگری آنچه برداشت می نماییم. 
وادی هفتم برای پیچیده ترین تا ساده ترین موضوعات کاربرد دارد وادی ها مثل قوانین الهی هستند . از وادی اول تا وادی چهارم تمرکز بر روی فکر و اندیشه بود .
در وادی پنجم افکار و اندیشه ها را از قوه به فعل در آوردیم یعنی عملی کردن آن ها و در وادی ششم حاکمیت عقل را به رسمیت شناختیم دانستیم که حاکم کل عقل است وباید از آن فرمانبرداری کنیم .زیرا عقل با استفاده از نیروهای خودش مجهولات را کشف و راه را به ما نشان میدهد .
در ادامه کمک راهنما خانم زهرا فرمودند :نیروهای درون ما طبق کتاب 60 درجه تصویر سازی ذهن و تفکرو نیروی عقل است که باید مسیر و راه را پیدا کنیم وقبل از هر کاری اول تصویر آن را توی ذهن خود ترسیم کنیم .
وبا همان تفکری که در وادی اول گفته شد ساختارها آغاز میشود وراه برایمان نمایان میشود .
حال در وادی هفتم میگوید رمز راز کشف حقیقت در دو راه است یافتن راه و آنچه برداشت می کنیم .پس چیزهایی که تصویر سازی میکنم باید حقیقت و واقعیت داشته باشد .
مثل درمان اعتیاد که این حقیقت و واقعیت در هم تنیده شده بود .
اما ترک های متعددی که قبلا"انجام میشد حقیقت و واقعیتی در آن نبود زیرا عاقبت بخیری در آن نبود .
یاد گرفتیم با تغییر جایگاه جلوی افکار پریشان خود را بگیریم.زیرا افکار با تفکر کردن تفاوت دارد .
افکار سمت و سو و جهت و خیری در آن نیست ولی تفکر مرا به نتیجه دلخواه میرساند .
جایی نیروی عقل بکار برده می شود که ما تفکر وتصویر سازی ذهن را آموزش دیده باشیم و بر آن مسلط باشیم تا بتوانیم داده ها یی را به نیروی عقل بدهیم که به اشتباه نیفتد چون عقل یک حاکم وقاضی هست باید اطلاعات درست به قاضی بدهم تا بتواند بر حسب آن داده ها حکم درستی صادر کند .
و کسی که وادی هفتم را در زندگیش عملی کند مطمِِنا" اشتباه نمی کند .
تا زمانی که من رمز گاو صندوقی را نداشته باشم نم توانم به درون آن پی ببرم و پیدا کردن راه همان قفل گاو صندوق است .
مثل همان مصرف کننده ای که چقدر تمام راهها را امتحان کرد اما چون رمز آن را بلد نبود نمی توانست به راز سلامتی خودپی ببرد .
آقای مهندس دژاکام میفرمایند :کشف درمان اعتیاد در دو چیز است ؟
یکی متد دی اس تی  و دوم چگونگی اجرا کردن آن .
آقای مهندس به این روش روش ناز درمانی هم می گویند یعنی روشی نیست که کسی بگوید سخت است ومن از پس آن بر نم آیم مصرف کننده ای که خواهان درمان باشد آرام آرام از طریق جهان بینی علم وآگاهی خودش را بالا می برد . 
وبا روش دی اس تی سیستم های بدنش را دوباره راه اندازی میکند .
زمانی که سیستم جسم یا فیزیولوژیبدن و جهان بینی درمان شد خلق و خو هم به درمان می رسد و حسهایش باز میشود وتمام زیبایی های اطراف خود را خواهد دید .
ودر اینجا اگر من همسفر آگاهیم از مسافر کمتر باشد بیشتر اذیت می شوم .
پس برای هر مسیری باید راه را بلد بود و رمزش را هم بدانیم .
رمز سفر و رسیدن به رهایی یک مصرف کننده خواسته ی اوست .به موقع آمدن و رفتن و احترام به حرمتهای کنگره هم برای مسافر و هم همسفر الزامی است .
وگاهی به اشتباه کاری را فکر میکنیم که درست است که این عمل به ظاهر نیک است به خاطر همین آقای مهندس سی دی عمل سالم وعمل به ظاهر نیک را برای ما دادندکه تو که توی کنگره 60 هست واجبه که این ها را بدانی تا از آفت ها در امان باشی ما در کنگره حساب مالی با کسی نداریم و یک سفر دومی که حرمتها را رعایت نمیکنه یک سفر اولی هم میگه خب حتما "خیلی مهم نبوده که اون سفر دومی هم رعایت نکرده فکر نکنیم ما این مراوده مالی را انجام دادیم و کسی نمیفهمه یکس از رمزهای موفقیت در کنگره 60 حرمتهای کنگره 60 است بذر و خواسته ی من خیلی مهم است اما اگر قوانین را رعایت نکنم لیاقت در بودن کنگره 60 از من گرفته می شود .
رمز رسیدن یک مسافر و همسفر استفاده بجا از متون کنگره 60 است نوشتن سی دی امضای راهنما تایید اسیسنت وسلسله مراتب هستند .
چرا اینقدر آقای مهندس تاکیید بر آموزش سی دی ها و وادی ها و کتاب 60 درجه ووو....دارند.تا اطلاعات من بالا برود من باید با یک آدم عادی و عام فرق بکنم تا بتوانم در سفر دومم اگر خواستم به شخصی پیامی بدهم هم اون قدرت بیان را داشته باشم هم داشته هایی کف دستم باشه تا بتوانم طرف را متقاعد کنم .
مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد اگر من فن بیان خوبی داشته باشم میتونم پیام کنگره 60 را خیلی خوب بدهم .
یکی از موفقیت های یک سفر اولی این هست که تا سفر اول است به هیچکسی پیام کنگره60 را ندهد اگر این پیام را دادم یدک کش دیگران میشوم آیا من جون دارم چند نفر را با هم بکشم و این باعث استپ خودم میشه هرچی من بتونم یک ماشین چند تنی را بکشم توی سفر اول هم میتونم غول بی شاخ و دم اعتیاد و تاریکی را بشکنم .
اگر توی تمام مسایل زندگی را نگاه کنی زندگی پر از رمز و راز است از رفتار مسافرم رفتار با بچه ام ووو...
من راهنما اجازه ندارم در مورد مسایل غیر کنگره ای صحبت کنم اما وظیفه دارم اطلاعات عمومی خودم را بالا ببرم .
سفر اولی و دومی آزاد مردی نداریم وقتی وارد کنگره شدم در هر جایگاهی که هستم باید سر تعظیم فرو بیاورم .
و به اسیسنت ایجنت مرزبان و... کاملا احترام بگذارم وقتی مرزبان می آید سر لژیون همه باید بایستیم و این رمز و راز موفقیت یک لژیون است .
و آقای مهندس در دستور جلسه سالیانه یک دستور جلسه بنام ادب احترام و نظم گذاشتند .پس خیلی مهم بوده .
اگر من کمک راهنما کوتاهی کنم در حق رهجوهایم بعد از چهار سال که می خوام این شال را تحویل بدهم شرمنده این شال میشم 
پس عشق ایمان و عمل سالم باید با راهنما باشه تاراهنما بتونه موفق باشه پس رمز و راز موفقیت رهجو این است که سرش با سر راهنما یکی باشه یعنی تفکر و آموزش و عمل به دانسته ها .
اگر من در خاصیت موجی مشارکت داشته باشم خداوند رحمتش را در خاصیت ذره ای من ارسال می کند 
وقتی توی لژیون حالت خوب نیست یعنی مشارکت نکردم و نرفتم درمورد دستور جلسه تحقیق کنم تا یک نفر هم از مشارکت من حالش خوب بشه و چون زکات دانسته هایم را نمیدهم خاصیت ذره ای من در نا آگاهی هاباقی میماند و نمیتوانم بالاتر بروم و باید روی همان پله بمانم تا دوباره اجازه حرکت به من داده شود.
چرا این دستور جلسات مدام تکرار میشود تا اگر جایی از آن را متوجه نشدم دوباره برایم تکرار شود .
گاهی راهی را اشتباه میرویم و به جای اینکه به مرغزار برویم سر از مسلخ در می آوریم به مسلخ رفتن یعنی به تباهی و نابودی رفتن .
گاهی با یک نفر دوست میشویم که مارا به سوی موفقیت آسایش و آرامش میبردو گاهی در اثر یک اشتباه با کسی دوست میشویم که مارا به نابودی میکشاند و آسایش و آرامش ما سلب میشود آیا همه ی راه هایی که ما میرویم درست است مثلا کسی میخواهدلاغر شود با مصرف مواد شیشه خودش را لاغر می کند آیا این راه درست است ؟
اول شاید یک نشاطی داشته باشد اما در نهایت باعث نابودی آن فرد میشود 
مصرف کننده ای که در گیر مواد میشود انرژی درونی اش را به یک باره تباه میکند مانند همان بالا کشیدن فیتیله ی چراغ است .
پس یافتن راه یکی از مهم ترین قدم هایی است که شخص بتواند و آن هدفی که میخواهد برسد گاهی برای رسیدن به چیزی کوتاه ترین راه را انتخاب میکنم  و می خواهیم با جادو و ورد یک شبه به همه چیز برسیم در صورتی که همان اشخاص که به ما دعا می دهند خودشان هیچ ندارند یا یک پزشک از یک روستایی فقیر نقشه گنج می خواهد ما از هزاران راه می توانیم به آنچه که میخواهیم برسیم اما عاقبت خیری ندارد راهی به نتیجه میرسد که با تفکر و تعمق و مشورت همراه باشد .
اگر سرم را جای سر آقای مهندس بگذارم ایشان می فرمایند :نیروها ی خود را به مسلخ نکشانید کسی که عالم و دانا باشد خودش را به دیگران معرفی نمیکند چون میداند .
آنکه را اسرار حق آموختند /مهر کردند بر دهانش دوختند 
اما کسی که میخواهد از دیگرا ن سوِ استفاده کند با کمک نیروهای اهریمنی که به او القا میشود زیرا وقتی کسی در یک اتاق تاریک باشد نوری نمیبیند اما وقتی دریچه ای از نور باز شود تاریکی را میبیند و فرار کردن از دست این نیروهای منفی بسیار سخت است .
حس ها و نیروهای منفی تا دم مرگ ما را رها نمیکنند .
اگر ما در صراط مستقیم قرار گرفته باشیم سه پارا متر به ما کمک میکند که به خواسته های خود برسیم یکی خواست و تقدیر و فرمان الهی /هیچ چیزی بدون اذن الهی انجام نمیشود .
گاهی خواست من این است که پیش یک آدم فالگیر بروم . تقدیر من تفکرات و تصورات من است و فرمان الهی مرا در جهت تاریکی ها هدایت می کند زیرا خداوند در همه جا به ما کمک میکند چه در جهت تاریکی و ضد ارزش ها و چه روشنایی و صراط مستقیم مرا یاری میکند .
در انتها دستان پر محبت دوستان لژیون امواج نور در هم گره خورد و جلسه با دعای استاد به پایان رسید .
دستور جلسه ی دوشنبه مورخ 98/7/8 ادامه ی سیدی وادی هفتم می باشد  
باتشکر ازخانم یگانه عزیز وعرض تبریک به خاطر خدمت این عزیز بابت خدمتشان در وبلاگ امواج نور پایدار باشید




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 9 مهر 1398
شنبه 13 مهر 1398 07:21 ق.ظ
بسیار ممنون از استاد عزیزم کمک راهنمای محترم خانم زهرا و دوستان گلم که منو مورد لطف خودشون قرار دادند
پنجشنبه 11 مهر 1398 05:09 ب.ظ
عرض خسته نباشید و خداقوت خدمت استاد و کمک راهنمای خوبم خانم زهرای عزیز
ممنون بابت مطالب ارزنده ای که بیان نمودید آموزش گرفتم
ممنون از خانم یگانه عزیز
پنجشنبه 11 مهر 1398 09:00 ق.ظ
دست هایی که خدمت میکنند مقدس تر از لب هایی که دعا میکنن خانم مرضیه عزیزم صمیمانه از خدمات صادقانه ای که انجام میدهید سپاسگزارم یگانه جان عرض تبریک برای خدمتتون در وبلاگ امواج نور از خدا بهترین اتفاق ها که ارزوی قلبی من هم هست را خواستارم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic