امواج نور
وب لژیون همسفر زهرا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


شما اکنون چون پرنده ای هستید که آماده فرمان پرواز خویش است پرواز راآموخته است برای اینکه از شعاع نوری که ساطع شده وبه زمین رسیده است به بلندای همان نیرو به پرواز درآید این سعادت را حافظ باشید وعزت خویش را به دست آورید وجای خود رااستوار بگردانید وما هم خشنود هستیم

مدیر وبلاگ :همسفر مرضیه
بنام انکه یادش آرامبخش دلهاست 
همسفران لزیون پانزدهم "امواج نور"روز دوشنبه 98/7/29به استادی کمک راهنمای محترم خانم زهرا ودبیری اینجانب یگانه و حضور گرم اعضا با دستور جلسه "سی دی سبزه ها  "راس ساعت مقرر آغاز بکار نمودند .
اقای مهندس همیشه اول سی دی هاشون می گویند من خوب هستم انشا الله که شما هم خوب باشید منظور از این حرف یعنی اینکه هر کجایی وارد شدی با چهره ی باز برو و غم و ناراحتیت را به اون مکان نبر وقتی غم و ناراحتیت را به آنجا ببری مطمئن باش حس وحال خوبی هم از آنجا دریافت نمی کنی پس همیشه نوید شادی و آرامش باشم برای دیگران .

اقای مهندس توی این سی دی از یک بندی صحبت می کنند که بند شیطان است که سدی هست بر سر راه همه ی خانواده ها /زیرا شیطان خودش پیش خداوند قسم یاد کرد که من از هر جهتی بنده های تو را گمراه واز راه به در می کنم و سدی می شوم برای عمل سالم و راه درست و اقای مهندس کتاب 60 درجه را ثبت کردند تا بندی از بندهای اعتیاد را باز کنند تا کسی که وارد کنگره 60 می شود به صورت روان با مشکل اعتیاد وصورت مسئله ی اعتیاد وروش درمان آشنا شود و این کتاب در دو جهان قابل بهره برداری هستش و یکی از چیزهایی که آقای مهندس می گویند این است که هر کسی هر خصوصیت اخلاقی که داشته باشه با همان خصوصیت وارد بعد بعدی میشود اگر از اینکتاب بهره کافی را ببریم مطمئنا توی آ ن جهان هم چون پر بار هستم مسیر زندگیم آسان تر وراحت تر میشود و همیشه آقای مهندس تاکید دارند مباحثی که یاد میگیرید با بیان ساده برای دیگران توضیح دهید مثل کمک راهنما هایی که آموزش میدهند خیلی روان صحبت میکنند که برای یک تازه وارد هم قابل هضم و فهم باشه .
اقای مهندس دراین سی دی می گویند اصولا انسان ها تا چیزی را نبینند برایشان قابل باور نیست و فکر میکنند هر چه که در هستی هست باید ماده باشد وگرنه می گویند که نیست چون ما نمی بینیم وگاهی می خواهند با ترازی طلا کشی یک گونی سیب زمینی را بکشند و این تصورات از ابلهانه ترین چیزهاست زیرا دستگاهای اندازه گیری اانسان هم همینطور است و همه ی صداها وجیزها را نمی بیند یا نمی تواند ببوید چون اگر قرار بود که حواس ما اینقدر قوی باشد ادامه ی زندگی برایمان غیر قابل تحمل بود و دید ما 
توی این سی دی می گوید: من اب می آورم تو انقدر بنوش که سیراب شوی نه زیر آب "
تمام موجودات هستی به غیر از انسان دارای شعور و عقل کافی ندارند و درک آنها به اندازه ی انسان نیست انسا ها همیشه ازروی مرز و خط خود عبور نمکنند و به حق دیگران تجاوز نمیکنند اما در قرآن شریف می گوید اگر اینطور نباشد گاهی انسان می تواند از حیوان هم پست تر شود و این وقتی است که از خط و خطوط دیگران عبور میکند انسان ها متفکر هستند یعنی از هر وضعیتی که باعث به همریختگی درونشان شود بیرون بیایند و در هر شرایطی که هستند از آن شرایط بیرون بیایند که در وادی دهم میگوید صفت گذشته در انسان صادق نیست چون انسان جاری است و ما انسان ها میزان درک و آگاهیمان بستگی به دانایی و دانش خودمان است که بدانیم چگونه ازآن در جهت ارتقا استفاده کنیم .
در پیام من آب می آورم یعنی این که قناعت به این معنا نست که من مفلس و فقیر باشم یعنی این که بتوانم از آن چیزی که دارم درست استفاده کنم و بدانم تعادل بنیان هستی است و هستی بر اساس تعادل پا بر جاست خورشید به اندازه و ماه و تمام چیزها در حد  تعادل هستند این یعنب من انسان هم هر چیزی را در حد تعادل استفاده کنم مثلا در مورد اضافه وزن بدانم که هر چیزی را به اندازه مصرف کنم تا یک وزن متعادل و خوبی داشته باشم و آقای مهندس می گویند برای یک کنگره ای خیلی بد است که اضافه وزن داشته باشد وقتی کسی فکر پریشان داشته باشد یا کم خوری یا پر خوری میکند .
من باید بتوانم از تمام انرژی هایی که در حیات است استفاده کنم مثلا صبح زود بیدار شوم و از انرژی خورشید استفاده کنم تا در طول روز هم تعادل داشته باشم از قدیم گفته اند سحر خیز باش تا کامروا شوی و خواب شب یکی دیگر از چیزهایی است که باعث تعادل می شود وقتی من شب به موقع بخوابم و صبح هم به موقع بیدار شوم تمام ناقل های عصبی به میزان کافی ترشح میکنند خیلی از بیماری ها به علت کم خوابی یا بد خوابی است .
هر کسی را خداوند به اندازه ی ظرفیتش در هر چیزی به او می دهد من هم در حد طرف مقابلم از او خواسته داشته باشم اگر بیشتر شد دگر گونی سلولی یعنی خشم در او ایجاد می شود و این باعث می شود که من زندگی آرامی نداشته باشم باید بدانم که من میتوانم در زندگی ام برای مسائلی که پیش می آید غمگین و ناراحت باشم اما حق ندارم که غصه بخورم زیرا غصه خوردن یعنی در نا امیدی مطلق رفتن است من میتوانم با صبر کردنباعث شوم در های رحمت خداوند برایم باز شود .
من بلندم به بلندی قله هایی که نتوان تسخیر نمود اما تو بر بام من مسلح بیا تا عظمت را ببینی ما یک سی دی  به اسم کوه داریم که می گوید کوه نصفش زیر زمین است و اینکه ما می بینیم نصف کوه است عظمت هستی هم برای آدمی که کوته فکر است مثل همین است هر چه دانش و آگاهی انسان ها بالا تر برودتازه می فهمد که هیچ نمیداند هر کسی که ادعا کند که همه چیز را میداند معلوم است که او هیچ نمیداند همیشه به قله رسیدن مهم است اما در قله ماندن مهم تر است کسی که بخواهد قله ای را فتح کند باید کوله باری با خود داشته باشد پس هر برنامه ای که برای زندگی ام میریزم تمام جوانب آنرا در نظر بگیرم برای همین آقای مهندس لازمه ی سفر یک مسافر را آموزش های جهان بینی می دانند زیرا مشکل فقط مصرف مواد نیست تمام رفتار های اشتباه او هم باید درست شود و روی درمان ماندن به وسیله ی آموزش جهان بینی و خدمت کردن میسر است و گاهی میبینیم همسفر بعد از رهایی مسافر هم هنوز به آرامش فکری نرسیده است و این دو در تعادل نیستند زیرامسافر پر از انرژی است ولی همسفر انرژی ندارد وچقدر نا خواسته به این مسافر آسیب می رسد وقتی دو درصد آموزش من اضافه می شود شصت برابر مجهولات ما زیاد تر می شود همسفری که حاضر نیست کنار مسافر قرار بگیرد وقتی وارد کنگره می شود می فهمد که اینجا چیزی هست و سوالاتی در ذهن او پیش می آید و کنگره یکی یکی به سوالات او پاسخ می دهد و اگر یک دفعه بخواهد به جواب تمام سوالات خود برسد ظرفیت آن را ندارد حتی آقای مهندس در کتاب 60 درجه می گوید اگر مبحثی را متوجه نشدی بگذز و چند صباحی دیگر مفهوم آنرا می فهمی .
من میرویانم آنقدر که زمین و آسمان را شب و ظلمت فرا گیرد ما پنج حس ظاهری و پنج حس پنهانی داریم کهحسهای پنهانی مانند خواب هایی است که ما میبینیم که گاهی خواب های من واقعیت دارد و گاهی نه و بعضی پیام هایی که در خواب میبینیم گاهی به تنش هایی که در روز پیش می آید مربوط می شود گاهی برای خواسته هایی که دارم پافشاری میکنم اماممکن است الان موقع رسیدن به آن خواسته نباشد و مقتی اتفاقی برایمن بیفتد ولی زمان آن نرسیده باشد مثل یک میوه کال یا نرسیده است و باعث آزار و اذیت من می شود وقتی در کنگره به من میگوید سکوت کن این به این معنی نیست که به او محل نگذارم  باید مسئولیت هایش را به عهده نگیرم به جای او سی دی ننویسم گاهیاینخدمت خیانتی می شود به مسافرم و این باعث می شود که او نظم و سی دی نوشتن را یاد نگیرد.و این شربت اوتی باز سازی جسم را برایش انجام می دهد و خواب به موقع شب سیستم ایکس اورا تنظیم می کند و اولین سوالی که آقای مهندس در رهایی از مسافر می پرسد این است که خواب شبت خوب شده است و کسی که خواب صبحش درست نشود خواب شبش هم درست نمی شود یعنی اگر صبح زود بیدار نشوم شب نمی توانم به موقع بخوابم .
و ناقل های سیستم ما به دو صورت کارمی کند هورمونی و عصبی و این با خواب شب تنظیم می شود و اگر تغذیه ی خوبی هم نداشته باشم باز خواب خوبی ندارم  وقتی در میان ظلمت و نور نور را پیدا کنی می دانی که هیچ وقت در ایمن چاه ظلمت نمیمانی و اگر حرکت کنی سبزه و نور را میبینی مثل حضرت یوسف که وقتی در چاه افتاد و پس از سختی های زیاد عزیز مصر شد و این به من امید می دهد که اگر عمری در کنار یک مصرف کننده زندگی کردی و غم و درد و ناراحتی را تحمل کردی مطمئن باش در دل تاریکی نور زیبایی نمایان می شود همه ی ما وقتی وارد کنگره شدیم تمام راه ها را رفته بودیم خیلی ها وقتی کنار یک مصرف کننده قرار گرفتند از او جدا شدند خیلی از پدر و مادر ها که فرزند خود را بیرون کردند اما ما در اینجا راه چاره ای برای در مان از میان آن تاریکی ها پیدا کردیم و به لطف خدا تمام آنها در کنگره به درمان رسیدند پس باید خودم اینقدر تلاش کنم تا از ظلمت خارج شویم که در باور دیگران هم نمیگنجد حتی خیلی ها به خود ماهمسفران گفتند که چرا به دنبالش میروی اگر میخواست خوب شود تا حالا خودش خوب شده بود اینها اراده و غیرت ندارند ولی همسفر در کنگره می ماند  با تمام حرف هایی که میشنود قبلا برای مشکلاتمان یا گریه و زاری یا ختم و نذر می کردیم به خدا شکوه و گلایه می کردیم اما خدا گفت تو باید تاریکی ها را لمس کنی تا به قدرت نور برسی حالا اگر یهویی مرا بلند کنندو بگذارند در خانه ای که هیچ مشکلی نیست هنگ میکنم اما باید آرام آرام لذت سلامتی مسافرم را ببینم مثال اگر کسی که ظرفیت ندارد یک دفعه به او 20 میلیون پول بدهند نمیشود و بدانم که هر چیزی حکمتی دارد و گاهی مشکلات برای من خیری دارد و من نمیدانم که حکمت آن چیست بعضی چیزهایی که نداریم نباید غصه ی آنرا بخوریم و تا زمانی که ظرفیت آن چیز را نداشته باشم به آن نمیرسم و در اثر این بر خورد ها میرویم جلو و از موانع رد می شویم من نمیتوانم آن چیزی که قرار است اتفاق بیفتد جلویش را بگیرم و بدانم هر چیزی را درراه خودش استفاده کنم و از نیروی عقل و تفکر کمک بگیرم و هر چیزی را تبدیل به بهترین کنم .
غلام همت آن رند عافیت سوزم /که در گدا صفتی کیمیا گری داند یعنی در اوج بد بختی و ناکامی بتوانم کاری کنم که از آن بحران خارج شوم و یا همین مصرف کننده گانی  که امروز مهره ای شده اند برای کمک به دیگران در این سی دی در مورد خمر و قمار گفته اند که یک عمل شیطانی هست که کسانی که در دام آن می افتند اینقدر این عمل شیطانی نیرومند است که خارج شدن از آن کاری است بسیار سخت و دشوار که سر راه هر انسانی که در گیر آن شود راه را برایش می بندد و کاری است مشکل که بتواند از آن خارج شود اما اگر بخواهیم با آموزش های کنگره میتوانیم از این بحران خارج شویم 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 مهر 1398
چهارشنبه 8 آبان 1398 12:25 ق.ظ
خدا قوت خدمت خانم زهرای عزیز و خانم یگانه عالی بود
دوشنبه 6 آبان 1398 03:56 ب.ظ
سلام خداقوت خدمت استاد عزیزم
پنجشنبه 2 آبان 1398 05:18 ب.ظ
خداقوت خدمت استاد محترم خانم زهرای عزیز
ممنون از خانم یگانه عزیز خیلی کامل و جامع در مورد سی دی سبزه ها صحبت کردند استفاده کردم
چهارشنبه 1 آبان 1398 11:25 ق.ظ
همچون سبزه ها پرتلاش به سمت نور حرکت میکنیم تا به قرب الهی برسیم یگانه عزیزم و مرضیه عزیزم سپاسگزارم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic