امواج نور
وب لژیون همسفر زهرا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


شما اکنون چون پرنده ای هستید که آماده فرمان پرواز خویش است پرواز راآموخته است برای اینکه از شعاع نوری که ساطع شده وبه زمین رسیده است به بلندای همان نیرو به پرواز درآید این سعادت را حافظ باشید وعزت خویش را به دست آورید وجای خود رااستوار بگردانید وما هم خشنود هستیم

مدیر وبلاگ :همسفر مرضیه
بنام خداوند ی که عشق را در قلبها نهاد 
همسفران لژیون "امواج نور "روز دوشنبه 98/8/13به استادی کمک راهنمای محترم خانم زهرا و حضور اعضای محترم لزیون و دبیری خانم یگانه با ادامه سی دی وادی هشتم راس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند 
خلاصه ای از وادی هشتم که در جلسه قبل کار شده بود توسط" خانم مهسا " توضیح داده شد در وادی هشتم گفته شده که هدف و خواسته ی ما برای هر کاری مشخص باشد و وقتی هدفم را بدانم کارم راحت تر میشود باید در مسیر مستقیم قرار بگیرم و قرار گرفتن در مسیر مستقیم خود یک هدف است در طول مسیر باید تمام توجه من به مسیر باشد تا مثل آهویی که در جاده در حال حرکت با دیدن سبزه ها و راه انحرافی از مسیرش خارج می شود به نابودی ختم نشوم یا مثل کسانی نباشم که هدفم از کنگره این باشد که مسافرم رها شود و بروم .
ر 
خانم مرضیه :در مورد حرکت توضیح دادند که با حرکت راه نمایان می شود وقتی انسان می خواهد حرکت کند باید تنها هدفش مسیر و مقصدش باشد مثلا در راهی که دارم به تهران میروم اگر در شهر قم ایستادم برای استراحت مسیر اصلی را فراموش نکنم اگر کسی چیزی را بخواهد بدست بیاورد باید برای آن تلاش کند و بدون تلاش و کوشش من به هدفی که دارم نمی رسم باید سختی ها و رنج ها را تحمل کنم و از خیلی چیز ها بگذرم تا به خواسته و هدفی که دارم برسم .
در ادامه کمک راهنمای محترم خانم زهرا در مورد وادی هشتم از ادموند و هلیا گفتند که زمانی که دچار اشتباه شدند و از خداوند عذر خواهی کردند خدا گفت عذر خواهی و توبه  به تنهایی کافی نیست برای اثبات اشتباه شما را به زمین می فرستم و در زمین با عمل به قوانین الهی نشان دهید که به توبه ی خود پایبند هستید یکی از بندهای وادی پنجم توبه است که توبه به معنی بازگشت از ضد ارزشها و پرداختن به ارزشها است ولی اگر ضد ارزشهایم روی هم انبار شد کنار گذاشتن آن ضد ارزش بسیار سخت است هرچه انسان در مسیر ارزشها قرار بگیرد و بداند چه چیزی خوب و چه چیزی بد است مطمئنا توبه ی او اثر گذار خواهد بود .
از وادی اول تا وادی هفتم چگونه فکر کردن و رمز و راز فکر کردن را به ما یاد داد در وادی هشتم می گوید باید حرکت کنی و اگر یک جا بنشینی یعنی سقوط باید چیزهایی که یاد گرفته ای به مرحله ی عمل برسانی و اگر عمل نکنی به با تلاقی دچار می شوی که بیرون آمدنش بسیار سخت است و در پایان چیزی که مشخص می کند که من به نقطه ی انشعاب یافته ام می رسم که به ارا مشرسیده باشم انسان از روز الست خداوند به او حق انتخاب داد و او را بر سر یک دو راهی که یکی راه خیر و آرامش بود گذاشت و یکی راه فسق و فجور و بدی ها و زمانی که از سد سختی ها گذشتم از نقطه به اقیانوس رسیدن و با العکس است یعنی همان نقطه  و ذره ای که بوده ای .
که در سی دی اقیانوس انسان را به سه دسته تقسیم کرده اند کودکی و جوانی و میانسالی و از نقطه به اقیانوس رسیدن همین فاصله  دریایی از آموزش ها ست اقیانوس یعنی علم و آگاهی و معرفت .وقتی انسان  در جوانی است بسیار در تکاپو و کارهای متفاوتی است و برای خودش به دنبال حرفه ای است  اما وقتی به میانسالی رسید دیگر توان حرکت ندارد و از تجربیاتش استفاده می کند .
از رسیدن به اقیانوس و دوباره به نقطه یعنی دریایی از آموزشها و مانند کسی هستم که در کنار دریا به آرامش می رسد و از آ نجا لذت میبرد و کسی این حال را تجربه می کند که در کنار آموزشها باشد انوقت یک زندگی درست و اهداف درستی را پیش می گیرد و به مقصد نهایی میرسد .
کسی که یک ماه است به کنگره آمده با کسی که ده ماه است آمده فرق این دو همین آگاهی ها  و درک مطالب است اما اگر شخصی فقط به کنگره بیاید که یک بغل بگیرد و برود آیا درکی از اموزشها می برد .
پس خیلی باید حواسم خاصیت به موج و ذره ای بودنم باشد و مرتبادامنه ی ارتعاش اموزشهایم را بالا ببرم که در اخر امر  امر اول اجرا می شود و اگر کسی در کنگره خواسته یدرمان داشته باشد بدون مقدمه نمی تواند به کنگره بیاید و مقدمه همان صورت مسئله ی اعتیاد است که باید بدانم بدانم هدفم از امدن به کنگره چیست ؟آیا امده ام که مسافرم موادش را کنار بگذارد .یا آمده ام روش درست زندگی کردن را یاد بگیرم یا می خواهم اسم یک همسفر را به دوش بکشم .
که در سی دی مجاز میگوید این زخم باید با اگاهی  خوب شود اگر این زخم برای همیشه باشد هر وقت دست من به آن خورد با درد همراه است پس با آگاهی و اموزش به مسافرم کمک کنم بدانم هشت ماه سکوت کن یعنی چه ؟ یعنی به او احترام بگذارم به او محبت کنم اما به سفر او کاری نداشته باشم با برنامه ریزی و مقدمه در این سفر کنار مسافرم باشم و زمانی که مسافرم به رهایی رسید آیا من هم چهل تا سی دی را نوشته ام یا تاز مسافرم عقب مانده ام .آیا هر دوشنبه سی دی هایم را مینویسم و آماده در لژیون حاضر می شوم و ان وقت وقتی مسافرم میخواهد گل رهاییرا بگیرد من هم با او گل رهایی می گیرم و اگر ننوشته باشم هم خودم هم راهنمایم باید خجالت بکشد وکاری نکنم که راهنمایمزیر سوال برود .پس خاصیت سی دی نوشتن من این است که بار علمی و آموزشی من بالا می رود اما گاهی شخصی می اید رنج و درد و سختی ها را می کشد تا مسافرش به رهایی برسد اما وقتی به رهایی رسید باز می بینم که ارامشی ندارم چرا؟چون علم و آگاهی من بالا نرفته و فقط آمده ام و یک تکلیفی نوشته ام و رفته ام اما ایا برداشتی از دانسته هایم داشته ام و در زندگیم عملی کرده ام .
آیا می دانم که نباید مثل گذشته پا پیچ مسافرم باشم و بدانم اگر این کار را کردم بند پای او شده ام و لجباز تر میشود و به زمین هم می خورد و دوباره بلند شدن بسیار زمان می برد .
پس سعی کنم تمام رنج و درد و سختی ها همراه با درک و اگاهی و معرفت باشد اما وادی ها با عشق و محبت تمام شدنی نیست و پایان هر نقطه سر اغاز خط دیگری است و این یعنی بوجود آمدن جهان هستی که امواج با هم تراکم پیدا کردند و هستی با عشق و محبت شکل گرفت و من که ذره ای از هستی هستم باید عشق و محبت را سرلوحه ی زندگی ام قرار دهم .
در سی دی حرکت آقای مهندس می گوید :وقتی در حرکت درونی خودت و وجودت آرامش پیدا کرد در بیرون هم برای همه صلح وارامش می خواهی و دیدگاه تو با دیگران فرقدارد و اگر من تغییر کردم یعنی حرکت من درست بوده .شاید اگر قبلا کسی می آمد به من توهینی می کرد جوابش را چند برابر می دادم اما حالا او را درک می کنم و می گویم شاید از چیزی ناراحت است یا آیا خودم رفتاری انجام داده ام که طرف مقابلم آن حرکت را انجام دادههمیشه خودم را جای طرفمقابل بگذارم .اگر امروز من عصبانی بودم چه انتظاری داشتم دوست داشتم دیگران با من چه رفتاری کنند و امروز با خیلی از زخم هایی که در وجودم هست خداحافظی کردم و ناخود اگاه کسانی که در کنار من قرار می گیرند از من انرژی می گیرند من حق ندارم که هر چه سرزبانم است به زبان بیاورم و طور دلم خواست با دیگران رفتار کنم من می توانم با بدترین انسان ها در صور پنهانم ارتباط بر قرار کنم تا در ظاهر هم این محبت بر قرار شود .
در سی دی حرف و عمل می گوید من باید صور ظاهرم با صور پنهانم یکی باشد یعنی توی روی طرف و پشت سر طرف یک جور باشم .
اگر من در صور پنهان با طرف خوب بودم اگر طرف هم با من خوب نباشد باز من در درون خودم ارامش دارم و دیگران نمی توانند به من ضربه بزنند و این پیوندهای نامیمون است که به خودمان بسته ایم و هر روزمان پر از درد و رنجر است و با حل شدن پیوند های نامیمونصلح و آرامش را برای خودم به ارمغان می آورم اگر خودم با خودم در آرامش نباشم چطور توقع دارم که دیگران با من در صلح و آرامش باشم همیشه نخواهم که از پدر یا مادرم پیروی کنم باید ببینم پیامبران و قوانین که خداوند گفته چه چیزی است آقای مهندس همیشه می گویند روابط حسنه روابطی هست که شعور وعقل طرف بالا رفته باشد وگرنه نمی تواند روابط درستی داشته باشد باید طوری باشم که وقتی کسی پیش من می نشیند حال خوشی به او دست دهد و حرف های من برای او رنج و درد نداشته باشد نه این که همه بگویند تا فلانی را میبینی هیچ امیدی ندارد گاهی با کنار یک نفر نشستن هم به من انرژی منفی وارد می شود از کسانی که میخواهم الگو بگیرم نگاه کنم وببینم آیا خودش در زندگی اش موفق بوده با آموزش ها می توانم رفتار درست را از غلط تشخیص بدهم.
گاهی فرزند من چیزی را از من بهتر میداند ولی به خاطر اون جهل و نادانی که دارم حاضر نیستم که قبول کنم که او بهتر می داند و روی حرف خودم پافشاری می کنم وقتی من عشق و محبت را نثار فرزندم می کنم فرزندم هیچگاه از وجود من خجالتنمی کشد پس اگر می خواهم زندگی سرشار از آرامشی داشته باشم بدانم رفتار من روی خانواده ام اثر می گذارد پس آداب معاشرتمرا به روز کنم و به افکار قدیمی خودم نچسبم هر جایی دیدم که کسی پذیرش حرف مرا ندارد نگاه به خودم بکنم شاید من دارم  اشتباه میکنم .
وقتی من حرکتی را شروع میکنم اطلاعات به تنهایی کافی نیست وقتی دارم آموزشهای کنگره را میخوانم یا می نویسم اگر جایی از ان را متوجه نشدم باید صبر کنم وقتی ظرف من بزرگ شد و آگاهی من بالا رفت همه را متوجه می شوم باید بدانم که در حاشیه ها قرار نگیرم و فقط به اصل قضیه و هدفم بپردازم وقتی پای در راه گذاشتم و دانستم که مقصدم کجاست تابلو های بین راه راه و پیچ و خم های بین راه را به من نشان می دهد اگر منابع کنگره را بگیرم وقتی در زندگی به مشکلی بر خوردم با همین آموزشها که مانند کلیدی هستند مشکلم را حل میکنم اما وقتی درستحرکت نکنم چطور می خواهم خودم را دریافت کنم حرکت من یعنی همینخدمتها و این حرکت به سوی نور است پسحرکتم باید به جا و حساب شده باشد بدانم که در اینحرکت وظیفه ی من چیست ؟اگر وظیفه ام را ندانم مثلا بعنوان یک پدر یا مادر وظیفه خود را درست انجام ندهم خانواده نابهنجار میشود در وادی هشتم برای حرکت به چند پارامتر باید توجه کرد اول :خواسته و هدف من مشخص باشد خواسته های متفاوت ما را از هدف دور می کند تصویر سازی در ذهن انجام دهم درکنره به من می گویند لباس و روسری سفیدبپوش.سفید یعنی نشانه ی پاکی و نور که ما همه بدنبال نور هستیم وقتی در نور باشم دیگر ترسی به دل ندارم وقتی تصویر سازی کردم برای مسافرم و تصویر کل رهایی را در ذهن ساختم مطمئنا به رهایی خواهد رسید .
دوم:بعد از تصمیم درستی که گرفتم با تمام وجود بخواهم که به آن برسم وقتی می دانم این مسیری که دارم می روم درست است وهیج مانعی نباید جلوی راه مرا بگیرد بگذارم هر کسی هر چه می خواهد بگوید اما مهم این است که من می دانم که در این مکان به چه در گرانبهایی میرسم و به غیر از رهایی مسافرم به خیلی چیزها مثل سلامتی مسافرم بر گشتن حسهایش لذت باهم بودن را می چشم برای همین است که همسفر در سفر دوم می گوید خدا را شکر که در کنار یک مصرف کننده قرار گرفتم و مسافری که تا دیروز هیچ کس او را قبول نداشت حالا اینقدر مورد احترام است و حالا دیگران در کنار مسافرم به ارامش میرسند چرا دیگر رفتارهای قبل را ندارد که همه در کنار او احساس بدی به آنها دست دهد و .
سوم :اینکه در این راه با چند راه و مسیر مواجه می شوم یکی ارزشها و یکی ضد ارزشها و این بسته به خردمندی من دارد که کدام راه را انتخاب کنم راه درست که به آرامش می رسد و آرامش به زندگیم بر گردد امروز که به کنگره امده ام به من گفتند شمشیر را از رو ببند برای مسافرت این به این معنی نیست که من با او بجنگم این یعنی اگر قبلا هر کار میکرد هیچ نمی گفتم امروز با محبت رنگ و لعاب پیام و حرفم را عوض کنم به او بگویم که اینحرکت و رفتار شما دارد زندگیمان را دچار مشکل می کند و هفته ای یک بار پیامم را تکرار کنم زیرا او مانند آهویی است که از گله جدا شده و اگر به علفهای کنار جاده مشغول شود دچار چنگال گرگ ها می شود پس در سفر حواسم به سمت و سوی هدفم باشد به حاشیه ها توجه نکنم با اموزشها ظرفیتم را بالا ببرم و نگذارم که از مسیر اصلی دور شوم در کنگره و یا حتی پارک دور هم جمع نشویم و به حاشیه ها بروم واز شوهر و مادر شوهر و وووو..با هم حرف بزنیم و بدانم اگر از آموزشها غافل شدم دچار منیت میشوم و هدف گم کردن یعنی قبلهگم کردن یعنی راه درست را گم کردن و این فقط باعث آسیب به خودم نمی شود بلکه باعث آسیب به دیگران و اطرافیانم خواهد شد پس برای رسیدن به خواسته ام باید خیلی تلاش کنم.
اما  وقتی به هدفم رسیدم میبینم که یک خسارت هایی به خودم به خانواده و جامعه زده ام که مصرف کننده برای جبران خسارت به خودش شروع میکند کارها و چیزهایی که کم خودش گذاشته جبران میکند به سر و وضع و لباس خودش توجه می کند تا بعد برای خانواده جبران خسارت کند و یکی یکی مشکلاتش را حل کند و حسابش را اول با خودش و بعد بقیه تصویه کند پس من همسفر هم باید به خودم توجه کنم به خودم برسم به لباسم به وضع ظاهری به ورزش و سلامتی ام برایم مهم باشد زیرا اگر من سلامتی و ارامش نداشته باشم تا بتوانم آن را به دیگران انتقال دهم باید خودم عطر وجودی داشته باشم تا بتوانم این عطر را به دیگران انتقال دهم .
گاهی خودم برای خودم کادو بخرم یا جلوی آینه خودم زیبایی خودم را تحسین کنم .
در پایان دست دوستان لژیون امواج نور در هم فشرده شد و جلسه با دعای آرامش به پایان رسید .
دستور جلسه دوشنبه هفته آینده 98/8/20 ادامه ی وادی هشتم و سی دی مجاز  
با تشکر از کمک راهنمای محترم خانم زهرا و تمامی اعضای لژیون امواج نو




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 14 آبان 1398
چهارشنبه 15 آبان 1398 10:49 ق.ظ
عرض خداقوت خدمت خانم یگانه عزیز وسپاس از راهنمای محترم خانم زهرا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic