امواج نور
وب لژیون همسفر زهرا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


شما اکنون چون پرنده ای هستید که آماده فرمان پرواز خویش است پرواز راآموخته است برای اینکه از شعاع نوری که ساطع شده وبه زمین رسیده است به بلندای همان نیرو به پرواز درآید این سعادت را حافظ باشید وعزت خویش را به دست آورید وجای خود رااستوار بگردانید وما هم خشنود هستیم

مدیر وبلاگ :همسفر مرضیه
بنام همتای بی همتا 
همسفران لزیون امواج نور روز پنجشنبه 98/8/16به استادی کمک راهنمای محترم خانم زهرا و دبیری خانم یگانه و حضور پر شور اعضا راس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند .
در ابتدا خانم زهرا در مورد جشن گلریزان کمی صحبت کردند که شخص چطور همان اندازه که توانش است در جشن گلریزان شرکت کنیم یعنی آنچه توانم هست بگذام وسط چه 50 تومان چه پانصد تومان و بتوانم ببخشم تا چندین برابر آن به من باز گردد بتوانم خدایی شوم خودم و خدا و در جشن گلریزان پیمانی می بندم بین خودم و خدای خودم .خجالت نکشم اگر حد توانم پایین است و بدانم حال  کسی که درد کشیده را کسی می تواند بفهمد که همان درد را کشیده باشد پس من که درد کشیده ی اعتیاد هستم با کمکی که در توان دارم برای کسانی که بعدها می خواهند بیایند و در کنگره به حال خوش برسند و خداوند این بخشندگی مرا خیلی پاداش میدهد و جایی که در زندگی مشکل مالی پیدا میکنم خداوند درهای رحمتش را به روی من باز می کند و کسانی که من فکرش را نمی کنم از زمین آسمان سر راهم سبز می شود و اگر من ذره ای کمک کردم هزاران برابر آن را به من باز می گرداند و بدانم کنگره نیازی به پول من ندارد من در کنگره کمک نکنم هستند کسانیکه کمک کنند اما در اصل من دارم به خودم کمک میکنم و ارزش خودم بالا می رود بین خودم و خدای خودم و دلم نلرزد دستم نلرزد و بدانم برکت آن به زندگی من باز می گردد و ارزش و مرتبه ی من بالا می رود .

در مورد کتاب 60درجه فرمودند :
سرمای 60 درجه یعنی سخت ترین راه را یک مسافر پشت سر می گذارد تا به درمان برسد و بعد از این سختی ها من در کنگره به آرامش میرسم 
آقای مهندس روی ایستگاه چهار گرم توقف می کنند و میگویند که هنوز تصمیمی برای ترک اعتیاد ندارم و مسافری هم که این جا می اید میترسد و اول می آید که دور و بری هایش دست از سرش بر دارند اما خودش باورش نمیشود که این جا می تواند درمان شود .
سردار میفرمایند خرما که زیاد از حد بر درخت بماند تکلیفش معلوم است :
یعنی باید حرکت کنی مثل مسافر و همسفری که به کنگره می اید برای همیشه نمی تواند در لژیون تازه وارد بماند باید لژیون انتخاب کند و سفر کند و مسافر سفر ش را با پله ها شروع میکند و راهنما ها با آن تجربه ای که دارند رهجو سر تسلیم فرود می آورد این سفر سخت است آسان نیست اما مطمئن باش وقتی نترسی و حرکت کنی خداوند و نیروهای خداوند به تو کمک میکنند که نیروهای خداوند همان کمک راهنماهای کنگره 60 هستند و اینها در اب و هوای طوفانی راه را به من نشان می دهند کشتی در غروب و کنار دریا لذت میبرد اما چرا طوفان دریا را به جان و دل می خرد چون می خواهد قشنگی های اون طرف دریا ها را ببیند پس با آمدن و نشستن در کنگره و اینکه همه چیزعالی باشد نیست طوفان من هم در کنگره سختی ها و گریز های مسافر و ووو.. است پس این طوفان به من می خورد اما اگه مقاوم با یستم جلوی آن موج آرام آرام می خوابد و مجبور است که تسلم شود و موج وطوفان دریا همیشگی نیست .
با حرکتهای آرام و جزیی که آقای مهندس اول کار قصد خوب شدن نداشتم و فقط میخواستم مواد مصرفی را نظم دهم اما دیدم استادان من آرام آرام وجود من را زنده کردند و اقای مهندس تسلیم سخنان استادان خود شدند و زمانی هم که من به کنگره 60 ایمان اوردم باید سر تسلیم به حرف بزرگان کنگره 60 بیاورم استادان اقای مهندس که علم همه چیز داشتند ولی من که آمده ام که خودم آموزش ببینم و دارم صحبت های آقای مهندس را تکرار می کنم اگر اینجا راهنما برجک من را هم زد باز هم می دانم که راهنمایم کاری را بی دلیل نمی کند مثلاا باید 40 تا سی دی را نوشته باشم یا اگر کسی حتی در ورزش شرکت نکند حق هیچ خدمتی ندارد .
و چرا تسلیم سخنان استادان باشم چون سرمای 60 درجه زیر صفر یعنی وجود یخ زده ی خود من تمام تمثیل ها با تمام تخریبهایی که در وجود است یکی است و با دلیل و ذره ذره تخریبهایی که در وجود یک مصرف کننده است برایش باز می کنند و آن رهجو احساس می کند که او هم مثل من بوده و درد و رنجی که من کشیده ام میداند .برای همین استادان آقای مهندس هم به او گفتند باید این سرمای 60 درجهزیر صفر را تحمل کنی و کسی که به کنگره می آید باور دارد که بدنش یخ زده است و به راهنما ایمان دارد و می داند که باید پله پله جلو برود تا از سرمای یخ زده بیرون بیاید 
برای ساخته شدن جسم باید کوشش کرد و به انچه بایستی بشوی باید برسی باید یک مسافر به یک درمان واقعی برسد و این فقط با روش دی اس تی و داروی ناب و شفا بخش اوتی امکان پذیر است و ما راههای متفاوتی را قبل کنگره امتحان کردیم اما نتیجه ندیدیم .
خانم آقای مهندس قبل از سفر خواب میبینند که دارند توی یک ماشین قرمز حرکت میکنند به یک منطقه ی کوهستانی و این منطقه پر از برف و یخ است که شروع سفر یک مسافر است و تمثیل سرما است که این تمثیل همسفرانی است که دنبال این مساقر هستند و این مسافر کار سختی را به عهده دارد که غر غر های همسفر و نق نق های بچه را با این حال خرابش تحمل کند و به سفر ادامه دهد که می گویند .
با با تو دیگه کی هستی شاخ غول و شکستی.  و واقعا شکسته و خیلی بد اخلاقی ها میکند چرا ؟چون همان سرما یخ زده است و همراهان او هم هستد که به او غر میزنند اما کنگره برای مسافری که خواسته ی درمان دارد کار خودش را می کند اما من همسفر کاری نکنم که سنگ پای مسافرم بشوم چرا که وقتی او از کنگره پرت شدو به ته دره رفت من هم به دنبال به ته دره خواهم رفت پس باید سکوت کنم و صبر داشته باشم نه که تحمل کنم چرا که تحمل با رنج و درد همراه است توقع زیادی از او نداشته باشم به استرس وارد نکنم  .
اگر به من بگویند خودت را از بلندی پرت کن اینکار نمیکنم ولی اگر بال زدن را یاد بگیرم و وقتی به پایین رسیدم به ارامش میرسم و ایمان دارم به کنگره چرا که تولد ها را میبینم واین ها سند بی نقص هستند و پشت مسافرم باشم اگر صبر به جا داشتم آن بالها به من هم قدرت می دهد اگر نمی توانم همسفر خوبی باشم لاقل سنگ پای او نشوم الان خیلی سفرها راحت تر از قبل شده چون داروی اوتی به جای اپیوم آمده .کلمات کسانی که تولد دارند را نگاه کنم و بدانم که اگر برای دیگران شد برای من هم می شود و باید پذیرش داشته باشم تا رهایی مسافرم را ببینم .
در پایان هم خلاصه ای از برداشت محصول از هفته ی گذشته را توضیح دادند :
دانسته باید لیکن شایسته باید یعنی :زمانی که انسان دانایی اش بالا می رود شایستگی در چهره و رفتارش پیداست و صورت و وقار او مشخص است .
و وقتی یک مسافر تازه وارد کنگره می شود گاهی سر و وضع مناسبی ندارد اما بعد از مدتی سر و وضع او هم تغییر میکند . اول که وارد میشود فقط غر میزند اما کم کمک حالش خوب می شود قبلا مرتب به دیگران گیر می داد غیبت می کرد تهمت میزد اما بعد که یک پنجم داروی او کم شد یک پنجم به دانایی او اضافه می شود و به جای مصرف مواد شربت ناب اوتی مصرف می کند و سیستم های او راه اندازی میشود و حیات دوباره پیدا میکنند .
وقتی وارد کنگره میشوم مرتب بیایم و بدانم سال ساله رهایی است وقتی ایمان قوی پیدا کردم و مرتب تصویرش را در ذهن کشیدم همان اتفاق می افتد و زمانی که مرتب آموزشها را گرفتم و آموزشهایم بالا رفت به قرب الهی نزدیک تر میشوم . و قرب الهی یعنی منشا ء رحمت خداوند و اینجا آرام میشوم و تا چند روز انرژی دارم و هر کدام از آموزشها را در زندگی پیاده کردم همان هفته بیشتر آرامش دارم اما اگر در زندگیاستفاده نکردم دلم آشوب است و نیروهای بازدارنده هم قدرت زیادی دارند .و اگر سیم من قطع شد از رحمت و قرب خداوند دور میشوم و همه ی حالم بهم میریزد پس از کنگره 60 دور نمیشوم و از این درگاه نا امید نمیشوم و بدانم تا زمانی که حرکت نکنم به هیچ چیز نمی رسم .
در پایان دست دوستان محبت امواج نور  در هم گره خورد و جلسه با دعای استاد عزیز به پایان رسید .
دستور جلسه پنجشنبه هفته ی آینده 98/8/23ادامه کتاب 60 درجه قانون پنجم و نوشتن سی دی کلید شهر وجودی می باشد 
با تشکر از کمک راهنمای محترم خانم زهرا و تمام دوستان لژیون امواج نور 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 16 آبان 1398
سه شنبه 21 آبان 1398 09:32 ب.ظ
یگانه عزیزم دست مریزاد به حرکت زیبایت نشر این آموزش ها یعنی باز شدن گره های کور مشکلات کسانی که امیدی به درمان ندارند موفق و پیروز باشی و راه زندگیت هموار باد
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic