امواج نور
وب لژیون همسفر زهرا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


شما اکنون چون پرنده ای هستید که آماده فرمان پرواز خویش است پرواز راآموخته است برای اینکه از شعاع نوری که ساطع شده وبه زمین رسیده است به بلندای همان نیرو به پرواز درآید این سعادت را حافظ باشید وعزت خویش را به دست آورید وجای خود رااستوار بگردانید وما هم خشنود هستیم

مدیر وبلاگ :همسفر مرضیه
به نام قدرت مطلق
همسفران امواج نور روز دوشنبه 98/8/20 به استادی خانم زهرا ودبیری خانم یگانه و اعضای لژیون راس ساعت مقرر آغاز بکار نمودند 
در وادی هشتم به من میگوید که اول از خودم بعد خانواده و بعد خسارتی که به جامعه زده ام را جبران کنمم   بدانم که در کجا ها باید از اسلحه ی حق یعنی زبانم استفاده کنم .اقای امین دژاکام می گویند در قدیم بچه ها هم در خانواده وظیفه ای داشتند و پا به پای پدر و مادر کمک میکردند اما امروزه بچه ها همه طلبکار و پر توقع بار امده اند اما من برای اینکه به فرزندم یاد بدهم که در قبال چیزهایی که می خواهد باید به حرف پدر ومادرش هم گوش کند باید بداند اگر کاری که از او خواستم را انجام نداد از چیزهایی که دوست دارد محروم می شود مثل نگاه کردن تلوزیون .و دیگر اینکه پدر و مادر هم در تربیت بچه ها با هم هماهنگ باشند و پدر یک چیز نگوید مادر یک چیز دیگر .

من مادر باید بدانم در کجاها باید از اسلحه ی حق یعنی همان زبانم به خوبی استفاده کنم و هر کجا که دیدم مشکلی برای زندگی من بوجود آمده بدانم که من و پدرش هر دو سهمی در این مشکلات داریم پس بگردم ببینم کجای کارم اشتباه بوده زیرا که من ایینه ی بچه هایم هستم و آنها از من و پدرشان الگو میگیرند .
بدانم که در خانواده ریشه ی درخت من و پدر هستیم و بچه ها شاخه های درخت هستند بدانم اگر بهترین درخت در بهترین جای باغ با بهترین نور و ابیاری باشد ولی ریشه های آن از زمین بیرون باشد شاخه ها هم خشک میشوند بدانم من مادر حق ندارم به شوهرم توهین کنم حتی اگر او اشتباه کرده باشد تا اگر ریشه ها هم آسیب دیده اند کم کم محکم و ترمیم شوند مخصوصا الان که مسافرم به کنگره آمده و در حال درمان است یا رها شده بی انصافی است که بگویم او عوض نشده . چون مطمئنا خیلی چیزها عوض شده که من فراموش کرده ام و آن ها را نمی بینم و به علت نادانی فقط درد رنج ها را میبینم و بدانم اگر مشکلی هم هست به مرور زمان حل خواهد شد .
بدانم در بحث بیماری اعتیاد من همسفر و فرزندانم بیشترین آسیب را به دوش کشیدیم نگاه های بد دیگران مشکلات مالی ترد شدن از خانواده ووو....و امروز قرار است من این صدمه ها را اول برایم خودم جبران کنم . و حالا اول باید مسافرم برایم مورد احترام باشد در جاده ی سلامت جمله ی قشنگی نوشته :در خانواده ای که بزرگتر ها کوچک بشوند کوچکتر ها هیچ وقت بزرگ نمی شوند . هر چه مسافرم در فامیل و جامعه احترامش بیشتر شود من هم که میروم میگویند زن فلانی است . تا الان هر کسی به خودش اجازه میداد که به شوهرم توهین کند اما حالا وقتی با اخم من روبرو شد دیگه این اجازه را به خودشان نمی دهند شاید الاناگر توی جمع گفتم آقای فلانی بفرمایید شاید اول مسخره ام کنند باید مقاومت به خرج بدهم و به دیگران بگویم اشتباه می کردم.ویا یک خنده تحویل شان میدهم و وقتی مسافر من دید احترامش و اعتبارش از طرف همسرش بر گشت ارتعاش آن روی زندگی خودم هست .
و وقتی که مسافر من میبیند که رفتار من چقدر نسبت به تعقییر کرده پس با خودش می گوید پس کنگره جای خوبی هست که همسفر من اینقدر تعقییر کرده و او محکم تر قدم بر میدارد و وقتی من احترام می گذارم بچه های من هم یاد می گیرند که به پدرشان احترام بگذارند .پس وقتی به ریشه ی خانواده اقتدار بدهم جای خودم را محکم کرده ام اگر این درخت خشک و زرد شود ساقه و ریشه را همه را باهم از جا در می اورند .و تبدیل به تخته سیاه می شود پس این ها دست من زن یعنی مدیر خانواده است مردها هم باید محبت کنند اما در آیات شریف نوشته است :جفتی برایت آفریدم که مایه ی سکینه و ارامش تو باشد . پس زن را مایه ی ارامش مرد قرار داده . و حتی اگرشوهرم به من توهین کرد وقتی من سکوت کردم اون دردش می آید و یاد بگیرم در محبت خسیس نباشم .پس او هر تخریبی که دارد من باید محبت داشته باشم تا بچه هایم هم یاد بگیرند این زبان من جادو است و میتواند عشق و محبت بیاورد و یک زبانم می تواند تنفر و کینه بیاورد .
اقای امین در این سی دی می گویند خیلی از ما یتیم هستیم و یتیم کسی است که هیچ چیزی بلد نیست و نمی خواهد یاد بگیرد و در همان جهل و نادانی خودش بماند و در کنگره کسی یتیم هست که اینجا این همه بار آموزشی هست و این قدر خدمت هست و اون نشسته تا یکی بیایید او را هول بدهد و من خودم باید حرکت کنم واگر حرکت نکنم یتیم باقی خواهم ماند . و میگویند که خیلی ها هم یتیم به دنیا می ایند و اینها آیا باید یتیم بمانند . خیر آقای امین مثال درخت خرما را میزنند درخت خرما در یک منطقه ی بد و گرم و شوره زار بهترین و شیرین ترین میوه را که خوردن آن هم غذا هست هم ویتامین هم شخصی میتونه با چند تا خرما بدون غذا به سر ببرد خیلی از اشخاص محرومیت که میکشند بزرگ می شوند عاقل و فهمیده می شوند اما خیلی ها پدر و مادر و بهترین امکانات را دارند اما یتیم هستند چرادکه از داشته هاشون استفاده نمی کنند و شکر گذار نعمت های خداوند نیستند . 
 و گاهی من همسفر هم شکر گذار نیستم و همیشه در نق زدن هستم و آقای مهندس هم فرمودند اگر میخواهی محرم شوی باید محرومیت بکشی و دردها را با آگاهی بکشی اگر جایی در زندگیم سختی اومد بگویم این سختی آمده تا مرا بزرگ کند تا به جایگاه بالاتری بروم .اگر این حس را داشتم در سختی ها نا امیدی سراغم نمی آید و نمی شینم و دست روی دست بگذارم و هیچ حرکتی انجام ندهم . 
و کسانی هم که رابطه ی خود را با پدر و مادر و خانواده قطع کرده اند هم یتیم هستند ممکنه به یک کشور دیگر برود زنگ هم بزند و بگوید اینجا همه چیز خوبه و خیلی خوشم . اما یتیم است چرا ؟چون ما از نظر دیداری و زبانی و گفتاری و شنیداری خیلی انرژی میگیریم پس ما با لمس کردن عشق و محبت بین ما زیاد می شود. گاهی ما در یک خانواده هستیم اما طلاق عاطفی بین ما اتفاق افتاده پس اگر رابطه در خانواده قطع شود چه مشکلاتی که پیش می اید و میتوانند پنج شش نفر در یک خانواده باشند و انها یتیم باشند وقتی رابطه ها باهم صمیمی نیست و چطور میتوانم رابطه ها را صمیمی کنم از نظر چشایی رابطه ها را صمیمی کنم با گفتن بسم الله موقع پختن غذا با وضو باشم با عشق غذا بپزم نه با بی حوصلگی هر روز با نام یکی از اءمه غذا بپزم و نذر امامان کنم آن وقت ببینم چقدر در خانواده رابطه ها صمیمی می شود و چقدر غذایم خوشمزه میشود و یاد بگیرم در کارهای خانه بچه هایم را سهیم کنم تا هم من سلامتی داشته باشم تا خانواده لذت ببرند هم خودم را خسته نکنم بعد هی غر بزنم که من خسته شدم و بعد اون کار یا اون غذا را که پختم به دهان همه زهر میکنم و تبدیل میشوم به یک آ دمی که هیچ کس از کنار من بودن لذت نمی برد که هیچ از من فراری هم می شوند پس کاری نکنم که دیگران من را تحمل کنند چرا من تبدیل به یک مادری شده ام که فقط وظیفه ام هست بشورم و بپزم و بعد هم بگویم چرا من باید فقط کار کنم . کنگره به من قدرت نه گفتن را یاد داد اگر می توانم امروز این کار را بکنم با عشق بکنم بدونه توقع و اگر نمی توانم حتیبرای بچه ام بغلش میکنم بوسشم میکنم ولی به میگویم به این علت امروز نمی توانم این کار را برایت بکنم و مهم نیست که طرف بهش بر بخورد . 
من یاد بگیرم که از صبح که بیدار میشوم پر از انرژی باشم و هی دنبال انرزی های منفی نباشم و اگر به خودم انرژی ندادم تا شب یتیم هستم و آدم هایی یتیم هستند که فقط بلدند غر بزنند . پسز مامان با اقتدار کارهای خونه را تقسیم میکند و اگر بچه کاری را نکرد مثلا از تلوزیون محروم میشود . و اگر اعضای خانواده کاری برایم کرد حالا هر چند کوچک اون کار را ببینم و تشکر کنم تا باز هم تکرار شود و اگر دیدم و تشکر کردم باز هم ادامه دارد اما اگر ندیدم دیگه تکرار نخواهد شد 
در پایان دست دوستان محبت در هم فشرده شد و جلسه با دعای آرامش به پایان رسید 
دستور جلسه هفته ی آینده 98/8/27سی دی مجاز می باشد 
با تشکر از کمک راهنمای محترم خانم زهرای عزیز 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 21 آبان 1398
جمعه 24 آبان 1398 05:43 ب.ظ
تشکر از استاد خوبم خانم زهرای عزیز
خداقوت خدمت خانم یگانه عزیزم
چهارشنبه 22 آبان 1398 03:26 ب.ظ
خدا قوت عالی بود خانم یگانه عزیز.ممنون از دانش و اطلاعات کامل خانم زهرا راهنمای عزیزم
چهارشنبه 22 آبان 1398 01:49 ب.ظ
باتشکراز خانم زهرای عزیز وخداقوت خدمت یگانه عزیزم بدایت بهترینها راآرزو دارم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic