امواج نور
وب لژیون همسفر زهرا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


شما اکنون چون پرنده ای هستید که آماده فرمان پرواز خویش است پرواز راآموخته است برای اینکه از شعاع نوری که ساطع شده وبه زمین رسیده است به بلندای همان نیرو به پرواز درآید این سعادت را حافظ باشید وعزت خویش را به دست آورید وجای خود رااستوار بگردانید وما هم خشنود هستیم

مدیر وبلاگ :همسفر مرضیه
بنام یکتای بی همتا
 همسفران لژیون امواج نور در روز دوشنبه 98/9/18به استادی کمک راهنمای محترم خانم زهرا و دبیری خانم یگانه و حضور گرم اعضای لژیون با دستور جلسه سی دی مجاز قسمت مثلث شخصیت راس ساعت مقرر آغاز به کار نمودند .

در ابتدا خانم مرضیه کمک راهنمای آینده استادی جلسه را به عهده داشتند که در مورد مثلث شخصیت گفتند اون چیزی که ما در مورد خودمان و توانایی خودمان باور داریم میشود شخصیت ما " مثلا اگر توانایی ما صد در صد باشد ولی ما 60 در صد آن را قبول داشته باشیم فقط همین 60 درصد جزو شخصیت ما حساب می شودپس شخصیت ما به این بستگی دارد که باورهای ما نسبت به خودمان چقدر است در مانفس اماره و شیطان دست به یکی می کنند و سه تا حس منفی را در ما به وجود می آورند که یکی حس بی لیاقتی و حس گناه و حس تهدید که اگراین سه تا حس در کسی بوجود آمد شخصیت او دچار آسیب می شود و این سه تا زخم است که در صور پنهان هر کس ایجادمی شود و این سه تا زخم به خودی خود و با گذر زمان حل نخواهد شد و حتما باید راه درمان آن را پیدا کرد .

یکی از این حسها حس گناه است که احساس گناه این است که من همیشه خودم را مقصر بدانم و در کارهایی که پیش می آید و اتفاق ها خودم را مقصر بدانم و اینگونه هیچ وقت از زندگی لذت نمی برم اینکه مثلا خودم را در اعتیاد مسافرم مقصر بدانم یا گاهی تازه وارد می گوید که مسافر من با رفیقش نمی رفت معتاد نمی شد در صورتی که این طور نیست هر کسی باید در وجود خودش خواسته ی چیزی را داشته باشد مثل اینکه یک بذر را داشته باشد تا یک نفر هم بتواند روی آن اثر گذار باشد و آن را به او انتقال بدهد چون اعتیاد هم یک صفت است و این گونه انتقال پیدا می کند حالا برای حل این موضوع باید اول تشخیص بدهیم که آیا این احساس در ما وجود دارد یا نه . و طرز فکر خودمان را تغییر بدهیم . 
مثلا اگر احساس گناه می کنم اول خودم را ببخشم و ببینم این کاری که من کردم چه منظوری داشتم آیا منظورم این بوده که آن کار را اصلاح کنم که پیش خودم خوشحالم که آن کار را اصلاح کردم اما اگر آن کاری که انجام دادم تخریب ایجاد کرده ام باید برگردم و آن کار را درست کنم تا دیگر هیچ وقت با یادآوری آن موضوع احساس گناه به من دست ندهد .
خانم مهناز سوال کردند که یه موقع خود آدم احساس گناه میکند و گاهی اطرافیان به انسان احساس گناه میدهند باید چکار کنیم ؟که کمک راهنما خانم زهرا گفتند :کنگره 60 به ما وادی سوم را نشان داد و گفت هر کس مسئو ل تمام کارهای اشتباه خودش است و اگر کسی یک لیوان چایی را هم نخواهد کسی نمی تواند به او بدهد و همیشه هر کسی برای توجیح کارها یک راه در رو درست می کند و من باید به خودم برگردم که آیا این احساس گناه که به من می دهند آیا این موضوع یا این چیزها با من بوده یا نه .اما اعمال ما در رفتار دیگران هم تاثیر گذار است .و این از بی تدبیری هر شخصی است که هر جایگاهی را برای خودش به وجود آورده است من نباید کاری به دیگران داشته باشم اگر چیزهایی که دیگران می گویند در من هست سعی میکنم که بر طرفش کنم و ما همیشه یا انرژی را بدست می آوریم یا از دیگران می دزدیم حالا این انرژی را از راه مثبت مثل یک موسیقی یا ورزش یا کنار افرادی که مثبت نگر هستند بدست می آورم .
ولی گاهی می خواهم انرژی را بدزدم و می خواهم کسی را گیر بیاورم و آن حال خرابم را به آنها انتقال بدهم هر موقع که دیدم انگشت اتهام دیگران به طرف من است اول می آیم به خودم نگاه میکنم آیا چنین چیزی هست . اگر دیدم که من برای زندگی سعی و تلاشم را کرده ام به قضاوت های دیگران توجهی نمی کنم چرا که باعث می شود که من در نا امیدی فرو بروم و باعث شود آن زندگی را هم دارم می کنم از دست بدهم همیشه در هر حال انسان باید به فکر پیشرفت باشد مطالعه کند آموزش ببیند و الان کنگره 60 تمام آموزشها را به من میدهد اما باید برگردم ببینم آیا مثلث شخصیت من زخمی دارد کدام ضلع شخصیت من دچار آسیب شده گاهی وقتی احساس امنیت نمی کنم اجازه می دهم که هر کسی در زندگی من دخالت کند .وقتی خودم حرف دلم را برای دیگران می زنم دیگران هم به خودشان اجازه می دهند زندگی مرا قضاوت کنند .و در کنگره آرام آرام یاد می گیرم که نه کسی را قضاوت کنم نه اجازه ی قضاوت به کسی بدهم و سکوت را در پیش بگیرم که همراه با گرفتن آموزش  باشد و اگر کاری از دستم بر می آمد برای دیگران انجام دهم حالا یا از طریق بیان باشد در صورتی که به خودم انرژی بدهد و بحث های دیگری پشت سرش نباشد . مثلا گاهی یک نفر از من سوال می کند و من بدونه اینکه بدانم این سوال در مورد دیگران است آیا غیبت است ویا آیا من اهل فن هستم که این سوال را جواب بدهم و چه بسا در آن جواب دادن ها برای دیگران آشوب درست کنم و شخصیت اطرافیان را زیر سوال می برم .
آقای امین در سی دی انتقال صفات می گویند :در زندگی وقتی انسان یک تلاشی را می کند ولی با آن برداشتی که خودش و دیگران می کنند هماهنگ نباشد دل آزردگی به وجود می آید و حالا من باید صفت گیرنده و فرستنده ی خودم را را عوض کنم صفت گیرنده ی شما همه حرفهای ناراحت کننده است و با اشخاصی هست که همیشه تو را آزرده خاطر میکنند هیچ وقت پیشرفت نمی کنی بعضی از اشخاص جزو خانواده هستند و نمی شود آنها را ترک کرد گاهی تلفنی احوال آنها را بپرسم چون می دانم من هنوز ظرفم آماده اینکه بپذیرم یا گذشت کنم یا با بیان درست جواب بدهم نیستم پس برای اینکه دل آزردگی ها بر طرف شود و سعی کنم توی این فاصله خودم را قوی کنم .
در ادامه خانم مرضیه ادامه دادند کسی که حس بی لیاقتی دارد همیشه می خواهد مدرک جمع کند ولی اگر همه ی مدرک های دنیا را هم جمع کند حالش خوب نمی شود و دوست دارد که به همه ثابت کند که من لیاقت دارم زیرا حس بی لیاقتی یک حس درونی است پس برای درمان اول باید آن را تشخیص بدهد و زمانی که تشخیص داد آگاهی و دانایی اش را بالا ببرد و بگوید من لیاقت مثلا این کار را دارم .
کمک راهنما ادامه دادند :مثلا یک شخصی می آید توی کنگره یک مقدار آموزش می بیند شروع میکند به خدمت کردن و اینقدر خدمت می کند که می خواهد از نظر خدمتی فقط خودش را نشان دهداما از نظر بار آموزشی نه سی دی مینویسد نه مشارکت میکند بعد از مدتی شخص می بیند آن قدر که باید به او احترام در آن جایگاه بگذارند نمی گذارند و اینجا آقای مهندس میفرمایند :ضلع آموزش و خدمت باید در کنار هم رشد کند یعنی هم آموزش هم خدمت باشد و گاهی وقتی تبدیل به یک تمیز کار دیگر هیچکس برایم احترام قائل نیست اما اگر خدمت کردن من با آموزش باشد مطمئنا هم احترامم را دارند و خودت هم حرص نمی خوری که من فقط باید بشورم و بسابم با آموزش می روم اصول درست تربیت صحیح فرزند را یاد می گیرم اصول همکاری در خانواده را یاد می گیرم که چه خانواده ای موفق هستند آقای مهندس می گویند فرزندان را تبدیل کردیم به یک بیکاره های پر توقع فرزندی که فقط بخور بخواب است و شما همه کار را خودت می کنی و به خیال خودت می گویی من خیلی دارم به خانواده خدمت می کنم و بعد که آن احترامی که باید به تو بگذارند نمی گذارند احساس بی لیاقتی میکنی و فکر می کنی که هیچ ارزشی برای خانواده نداری و هی می گویی ببین بچه های مردم برای مادر هاشون چکار می کنند ولی بعضی بچه ها پدر یا مادر  وارد خانه می شود بچه نمی آید یه سلام بکند و تازه طلبکار هم هستند که فلان چیز که گفته بودم نخریدی خب خودم کردم که اولین ضربه را به حس بی لیاقتی خودم زدم و بعد هم بچه هایم در جامعه اشخاصی پر توقع می شوند وبه جامعه هم آسیب می رسانند . پس شخصیت من ضمن اینکه برای خودم تاثیر گذار است برای اطرافیانم هم تاثیر گذار است باید هر خدمتی که می خواهم انجام دهم ضلع آموزش در کنار آن باشد و گاهی شخص یک جاهایی مراتب آموزشی را می برد بالا و دچار منیت می شود و گاهی در کنگره هم می گوید من جارو کنم اما کسی که آموزشها را درک کرد با افتخار جارو هم می کند و کسی که ضلع آموزش و خدمتش با هم بالا رفت هیچگاه احساس بی لیاقتی نمی کند اشخاصی هم که می آیند شخص را به عنوان یک بی لیاقت نشان دهند اصلا با آنها در گیر نمی شود از نظر مراتب آموزشی خودش را بالا می برد و در کنگره 60 هر کس روی روند آموزش و خدمت جلو برود نیاز ندارد کسی تائیدش کند کم کم جایگاهش را ارتقاء میدهد و آن اشخاصی که او را بی لیاقت میدانستند میگویند این تا دیروز نمی توانست میکروفن دست بگیرد حالا ببین چه احترامی به او می گذراند .
پس دوتا چیز هم خودم اجازه می دهم احساس بی لیاقتی کنم هم جایی اجازه ندهم من را آدم بی لیاقتی بدانند و گاهی چون فکر می کنیم بی لیاقت هستیم جلوی آموزش و پیشرفت خودمان را می گیریم .
خانم مرضیه باز گفتند ما اینجا جهان بینی را یاد می گیریم تا گره های وجود خودمان را باهاش آشنا شویم ولی وقتی گره ها را فهمیدی این فقط در حد فهمیدن هست و این به تنهایی فایده ندارد و راه باز شدن این گره ها ایناست که خدمت کنم و تا وقتی خدمت نکنم نه گره هایم را می شناسم نه می توانم آن را باز کنم 
و در ادامه کمک راهنما گفتند : مثلث شخصیت که ضلع های احساس امنیت و احساس شایستگی و لیاقت و معصومیت پایه و اساس جهان بینی است یعنی اگر من از این سه ضلع خوب متوجه شوم به تک به تک آموزشهای جهان بینی هم یاد میگیرم خب آموزش جهان بینی به من می گوید دانایی یعنی تشخیص دهم آن خواسته ای که می خواهم به اجرا برسه اگر از یک ضلع شخصیتم آسیب دیده باشم و احساس معصومیت و پاکی نکنم و بگویم من که گنهکارم و دلم را با دیگران صاف نکنم چطور می توانم به آن قدرت تشخیص برسم و یکی از پارمترهایی که دیدم توی یکی از این ضلع ها آسیب دیده ام یا خودم دارم به خودم آسیب می رسانم اولین قسمتش گذشت است باید بگذرم باید خوده خودم را ببخشم که توی نفس اماره بودم و چه صفات ضد ارزشی من برای دیگران آسیب شد چقدر صفات ضد ارزشم باعث شد دیگران رنج بکشند چقدر اطرافیان شایستگی هایی داشتند و من سرکوب کردم و آنها فکر کردند که لیاقت رسیدن به بهترین ها را ندارند جهان بینی به من می گوید نگرشت را به خودت تغییر بده آرام آرام نگرشت از اطرافیان هم تغییر می کند و این بدونه آموزش و در صراط مستقیم قرار نگرفتن اصلا امکان پذیر نیست باید بدانم صراط مستقیم چیه ؟ اصلا یعنی چی که توی کنگره 60 اینقدر به من می گویند باید در صراط مستقیم قرار بگیری یعنی مزه مزه کن که چی خوبه و چی بد . کدام کار خوب و کدام بد است کدام حرفم دل دیگران را می سوزاند و کدام حرفم دل دیگران را آرام می کند و کدام حرفم باعث بیدار شدن دیگران می شود یا باعث انتقام و خشم و کینه بیشتر میشود ما نیامده ایم به این دنیا که دیگران را تغییر دهیم و در توانمان هم نیست که کسی را تغییر دهیم و اگر خودت تغییر کردی دیگران هم در روال تغییر شما تغییر میکنند و اگر تغییر نکردند خداوند وسیله های آموزشی را جایی دیگر برایشان فراهم می کند .که خود ما چقدر کنار مسافرهامون آسیب دیدیم وقتی با تمام وجود سلامتی شان را خواستیم و از خدا خواستیم کا راهی بزاره جلو پاشون خدا کنگره را سر راه ما قرار داد و وقتی که ما آمدیم کنگره به ما گفتند قرار نیست تو این را تغییر بدهی رهایش کن و فقط زبان یک مصرف کننده را یک مصرف کننده می فهمد و راهنمای مسافر را برای او قرار داد و به من گفتند تو هشت ماه سکوت کن و وظیفه ای که داری انجام بده لباسش را آماده کن گاهی یک پیام زیبا بهش بدهم ولی این که بگم کنگره رفتی یا نرفتی و دارو تو خوردی یا نه نیستم وقتی که خوبی ها را دیدم مثلث شخصیت مسافرم هم آرام آرام رو به بهبود می رود اما اگر چیزهایی که دارم دریافت می کنم نبینم ضلع های تخریب شخصیتم بیشتر می شود و تا زمانی که مسافرم می آید کنگره حال من هم خوب است وقتی نمی آید حالم بد می شود و شروع میشود به ناله و دعوا ودرگیری و قهر و این باعث تخریب مسافر میشود و او مجبور است انرژی که می خواهد صرف سفرش کند صرف حال خوشی همسفرش کند .پس سعی کنم من سفر اولی وقتی مسافرم می آید خانه فکرم را به چیزهای مثبت بدهم و حس های منفی را از خودم دور کنم که آفت سفر است .
آقای امین می گویند چرا می گویند سرت را با سر راهنما عوض کن .زبانت را با زبان راهنما عوض کن مگه ما عقل نداریم ؟زیرا وقتی ما درگیر مواد مسافرم بودم یا مسافرم خودش درگیر مواد مخدر شده بود تمام حس هایش آلوده است و درست نمی تواند تصمیم بگیرد مثل شخصی هستکه سوار چرخ و فلک باشد و چون در یک نقطه ی ثابتی نیست که بخواهد آن موضوع را از یک نقطه ی ثابت نگاه کند هر دفعه یک جایی است یک بار از بالا میبیند یک بار از پایین یک بار از بغل برای همین درک درستی از یک موضوع ندارد نمتواند اطلاعات درستی داشته باشد برای همین می گویند سر خودت را با سر راهنما عوض کن چون راهنما از این چرخ و فلک پیاده شده و می تواند موضوع را از یک دیدگاه نگاه کند و تصمیم درستی بگیرد .برای همین به مسافر میگویند در طول سفر اول هیچ تصمیمی نگیر و برای هر تصمیمی از راهنما کمک بگیر .
خانم مرضیه ادامه دادند که شخص احساس تهدید دارد ترس از آینده دارد یا ترس از اینکه شخصیت سالمی نداشته باشد و نشانه اش این است که همیشه دنبال قدرت است و دنبال این است که جایگاهش بالاتر برود یا دنبال پول و مال است که یک جوری قدرت داشته باشد که کسی نتواند روی او تاثیر بگذارد و کسی که این احساس تهدید و قدرت را دارد همیشه خشمگین و ترسو است و این ها باید حس خود را بشناسند و با آن مقابله کنند که ضلع روبروی آن امنیت میشود وقتی که دارد امنیت من دارد به خطر می افتد و دیگر برایم احترام قائل نیستند و یک جا که میروم همیشه به من می گویند چقدر این آدم خوش بخت و خوش سر و لباسو خوشبختی است حالا وقتی مسافرم حالش خوب نبود از مهمانی ها صرف نظر می کردم که یهو صورت مسافرم تابلو شده او را نبینند و وقتی احساس امنیت شخصی به خطر می افتد شروع می کند به تهدید کردن دیگران .
مثلا وقتی میدیدیم که شوهرم باعث شده که احترام دیگران نسبت به من کم شود میگفتیم اگر خوب نشوی طلاق می گیرم میرم خونه ی پدرم و این به این خاطر بود که احترامی که دیگران به من میگذاشتند داشت به خطر می افتاد .و آخر هم می دیدیم که ما از پس غول بی شاخ و دم اعتیاد بر نمی آییم کار را باید به کاردان می سپردم و خدا را شکر که اقای مهندس را خدا به ما داد که کاردان بسیار قوی هستند و ظاهر و باطن ما خبر دارند و از جنس خود مصرف کننده برای ما راهنما قرار داد و اگر به راهنما اعتماد کردم . و به مسافرم هم اعتماد کردم اگر هم رفته باشه مصرف کرده باشد وجدان درد میگیرد و میفهمد که اشتباه کرده و بیشتر به کنگره می چسبد اما اگر خواستم ثابت کنم او هم می گوید آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب و دوباره به طرف مصرف کشیده میشود اما ما اینجا برای وصل کردن آمدیم نیامدیم که کاری کنیم که از کنگره جدا شون کنیم ما باید برای خودمان امید بوجود بیاوریم و با خودم بگویم اگر امروز این اتفاق برای من افتاده ممکن بود بدتر از این اتفاق بیفتد و تا می شود نقاط مثبت را نگاه کنم و آمدن در کنگره و درمان اعتیاد یک جزو کوچک توی کنگره بودن است بعد می فهمیم که چقدر کنگره در زندگی من برکت داشته به واسطه ی همان اعتیاد ما با جناب آقای مهندس و بنیان گذار کنگره 60 آشنا شوم و بدانم کنگره به من شخصیت و اعتبار داد و میدهد به ما زندگی می دهد و به غیر از اینکه سلامتی مسافرم رامی دهد کسانی را در کنار من قرار داد که عاشقانه دوستشان دارم و هر هفته منتظرم که دوشنبه برسد و دوستانم را ببینم و کشف میکروب باعث شد که خیلی بیماری ها درمان شود و کشف درمان  اعتیاد هم تمام بیماری های درونی و بیرونی ما را درمان می کند پس خودم باید ارتقاءپیدا کنم و صفات خودم را بشناسم و با مسافرم کاری نداشته باشم و به فکر درمان خودم باشم .
تشکر میکنیم از خانم مرضیه و کمک راهنمای محترم خانم زهرا 
در پایان هم دست دوستان پر محبت اومواج نور در هم فشرده شد و جلسه با دعای آرامش به پایان رسید 
دستور جلسه هفته ی آینده لژیون امواج نور در تاریخ 98/9/25وادی نهم و سی دی هفته هم نوشته شود .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 20 آذر 1398
دوشنبه 9 دی 1398 07:50 ب.ظ
خداقوت خدمت استاد محترم خانم زهرای عزیزم
تشکر از خانم یگانه عزیز بابت ثبت مطالب
شنبه 23 آذر 1398 11:40 ق.ظ
صمیمانه‌از خانم یگانه و خانم مرضیه عزیزم سپاسگزارم موفق و سربلند باشید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic