امواج نور
وب لژیون همسفر زهرا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


شما اکنون چون پرنده ای هستید که آماده فرمان پرواز خویش است پرواز راآموخته است برای اینکه از شعاع نوری که ساطع شده وبه زمین رسیده است به بلندای همان نیرو به پرواز درآید این سعادت را حافظ باشید وعزت خویش را به دست آورید وجای خود رااستوار بگردانید وما هم خشنود هستیم

مدیر وبلاگ :همسفر مرضیه

[تصویر:  1_00001.gif]
بنام آنکه یادش آرام بخش قلبهاست وذکرش آرام بخش دلهاست 
همسفران لژیون پانزدهم "امواج نور "در روز پنجشنبه 98/9/21به استادی کمک راهنمای محترم خانم زهرا و دبیری خانم یگانه و حضور گرم اعضای لژیون با دستور جلسه کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر با عنوان "عبور از گذرگاه راس ساعت مقرر آغاز بکار نمودند .
                                   {فلا اقتحم العقبه وما ادراک ماالعقبه فک رقبه}
پس نگذشته است بر گذر گاه سخت چه چیز دانا کرد تو را که چیست گذرگاه سخت رهانیدن گردنی است {آزاد کردن انسانی}



ابتدا خانم مرضیه کمک راهنمای آینده استادی جلسه را به عهده داشتند .مثل همان مسافران خودمان که در اثر مصرف مواد مخدر در بند شدند خیلی از حسهاشون به حالت نیمه تعطیل در آوردند و تبدیل به غول یخی شدند وزمانی هم که بخواهند به درمان برسند یک گذرگاه سختی را باید پشت سر بگذرانند این گذر گاه را به سرمای 60 درجه تشبیه کرده اند حالا چرا می گویند 60 درجه و بیشتر نمی گویند زیرا یک مصرف کننده هنوز بعضی حس ها در او زنده است وقتی میخواهد از گذرگاه عبور کند چون ذره ذره مصرف کننده شدند و حس هایشان را از دست دادند اگر بخواهند یکمرتبه مواد را کنار بگذارند به آنها آسیب میرسد چون سلول های بدن که از الکترون ها درست شده اند اگر مشکل پیدا کرد جسم آنها هم دچار مشکل می شود و بیماری می شود پس یواش یواش مواد را کنار می گذارند تا این سلول هایی که از کار افتاده شروع به کار کند و سیستمها راه اندازی شوند و سلول ها بر گردند و از حالت مصرف کننده بودن بیرون بیایند برای همین میگویند گذر گاه سخت .
در ادامه کمک راهنمای محترم خانم زهرا توضیح دادند :
این آیه اشاره به تکامل انسان ها می کند زمانی که سختی ها را گذرانده اند و من همسفر از اوج تاریکی های افکار منفی و ذهن خراب و ترکشهایی که از اعتیاد خورده بودم حالا میگوید تا ما مشکلات سخت را پشت سر نگذاریم به دانایی نمی رسیم این جمله که می گوید: رهانیدن گردنی است :که آخر این آیه می آید میگوید آزاد شدن هر شخصی از بندگی اعتیاد است یعنی هر کسی در دام اعتیاد افتاد مطمئن باشد که می تواند از این گذر گاه عبور کند در صورتی که بندگی کند و بندگی مظلق فقط برای خداوند است اما شخصی که وارد کنگره می شود یک مربی و استاد دارد باید بنده ی تام آموزشهای کنگره 60 باشد تا بتواند از این گذرگاه سخت عبور کند .
اسم گذرگاه سخت که می آید ما یاد کوهستان می افتیم حالا کوهستانی که پر از یخ و برف است چقدر رسیدن و فتح قله سخت تر می شود و نیاز به کسی دارد که راه را بلد باشد و به او بگوید که تو چه وسایلی نیاز داری پایت را کجا بگذار تا راحت بتوانی قله را فتح کنی .
آقای مهندس مثال گذرگاه را مثال عشایر را زدند گفتند عشایر برای قشلاق و ییلاق رفتن باید از جاهای صعب العبور باید بگذرند تا به جایی برسند که هوا مناسب زندگی کردن باشد و اینها نیاز به کسی دارند که راه را بلد باشد عشیره ی این قوم چون راه را بلد هست مسیر را به آنها یاد میدهد چون آنها اول می ترسندومی گویند ما چطور می توانیم دام هایمان را از این جاهای خیلی باریک رد کنیم اما عشیره ی قوم می گوید من دنبالتان هستم نترسید و این نترسیدن چون به او اعتماد دارند همه شون به سلامتی می رسند کنگره 60 هم به ما همین را می گوید که بیا به عشیره ی قوم خودت نگاه کن یعنی به راهنما و راه بلد نگاه کن خیلی کمکت میکند چون یک مصرف کننده میترسد از کنار گذاشتن موادش چون خودش خیلی ترکهای متفاوتی را پشت سر گذاشته و همه به شکست منتهی شده اما وقتی دستش را به دست راه بلد می دهد و می داند که راه بلد خودش روزی مصرف کننده بوده و الان اینقدر حال خوش دارد الان با خیال راحت دستش را توی دست راهنمایش می دهد و از مسیر صعب العبور اعتیاد آرام آرام به قله وهمان رهایی می رسد قبل از کشف متد دی اس تی این گذرگاه بسیار سخت بود تمام پزشکان و روان پزشکان می گفتند این بیماری یک بیماری نامرموز لاعلاج و پیش رونده است ما میتوانیم او را با دارو های متفاوت کنترلش کنیم متادون درمانی می کردند و قرص ها و داروهای گیاهی میدادند و آنها مسئله ی جسم روان و جهان بینی را در نظر نمی گرفتند و فقط جسم شخص را می خواستند با روشهای متفاوت درمان کنند در صورتی که گذرگاه بییار صعب العبور بود و یخبندان شدید بود که هر لحظه امکان لغزیدن در این یخبندان بود و پزشکان آمدند گفتند که یکمرتبه بگذار کنار و روش سقوط آزاد را میدادند و این مثل این بود که شخص خودش را از یک ساختمان پرت کند پایین و حالا معلوم نبود که او زنده بماند یا نه و خیلی ها در سقوط آزاد جان خودشان را از دست دادند و کسانی که گرفتار اعتیاد شده بودند می گفتند بمیریم هم راحت میشویم .
اما کنگره هدفش چیز دیگری بود و فقط نمی خواست که جسم را خالی کند از مواد مخدر هدفش این بود که یک انسانی با تعادل و انسانی که بتواند خودش زندگی اش را از آب و گل در بیاورد .وعده ای آمدند از نگهدارنده ها و قرص ها یی که میدادند دوماهه اما آیا سرمای 60 درجه زیر صفر با دوتا پتو کار ساز است پس آنها هم کافی نبود .
اگر ما ساعتی به این روش کنگره فکر کنیم انسانی که یک مقدار کمی هم آگاهی داشته باشد متوجه ی سرمای 60 درجه میشود و چیزی نیست که کسی متوجه نشود و درک نکند و همه ی ما سرمای 60 درجه را به این علت دیدیم که تخریب ها را روی مسافرهامون دیدیم کسی که در سرمای 60 درجه است تمام حسهایش بسته شده حالا کنگره 60 گفت نه نیاز به سقوط آزاد است نه نیاز به سختی کشیدن نه نیاز به نگهدارنده های متفاوت است فقط تو با شناختی که از جسمت و مواد مخدر پیدا می کنی و با آن راه بلدی که در اختیار تو قرار می دهند به راحتی درمان میشوی که آقای مهندس این روش را روش ناز درمانی می نامند و تخریب های مصرف اعتیاد واقعا زیاد است چه گیاهی مثل تریاک و شیره و چه مواد شیمیایی و صنعتی هر دو تخریب خودش را دارد . 
در سی دی رنج ابدی زنده کردن یک مرده را برای ما توضیح می دهد در این سی دی گذشتن از گذرگاه را برداشتهای متفاوتی ازش کرده برداشت اول می گوید اگر یک مرده ، مرده است به این واقعیت پی برده اند به حق الیقین رسیده اند که شخص مرده است و هیچ تحرکی از خودش ندارد .
اما شخصی که در اعتیاد قرار گرفته واقعاً مرده است حضرت عیسی به اذن الهی می توانست مرده ها را زنده کند اما شخصی که در اعتیاد مرده است را نمی توان زنده کرد اگر راه و روش آن را بلد نباشی که آقای مهندس می گویند این ها کارتن خواب های خونه هاشون هستند ما گاهی وقتی اسم کارتن خواب میومد بدنمان میلرزید و می گفتیم نکند مسافر من هم کارتن خواب شود اما آقای مهندس این را برای ما باز کردکه این ها کارتن خوابهای خانه هایشان هستند یعنی اینقدر یخ زده اند که نه خوشی خانواده را میبینند نه نا خوشی چون حسی در آن ها نیست حتی خورد و خوراکشان دست خودشان نیست و هیچی را حس نمی کنند و ما همه این روزها را چشیدیم اما حتماً این مرده ها زنده می شوند مصرف کننده یک زندگی نباتی دارد نه میتوانیم بگوییم بمیرند چون دوستشان داریم نه میتوانم بودنش را در این وضعیت ببینم درد و رنج دارد . اما به ما می گوید همسفر مطمئن باش بر این مرکبی که نشسته ای گرچه دیر به مقصد می رسی اما سالم وکامیاب خواهی رسید و کنگره 60 مسافر من را از این حالت نباتی بودن در می آورد و تو فقط صبور باش و صبر ،صبر ،صبر  همراه با تلاش و کوشش .
زیرا تحمل کردن باعث بیماری من همسفر میشود .معجزه ی کنگره 60 هم برای زنده شدن مردگان در دام اعتیاد به وسیله ی قدرت کلام و قدرت بیان بود و حرف حق از حلقوم کفر بیرون نمی آید .حرف حق از زبان انسان های راستین بیرون می آید که الحمد الله از طریق استادان آقای مهندس به گوش همه ی ما میرسد و زنده شدن تمام عزیزانمان را در کنگره 60 داریم میبینیم 
تصاویر متحرک از گل
رنج ابدی شامل حال کسانی هست که اصلا امید ندارند و میگویند نمی شود و هر کاری کردم نشد اما کنگره 60 این را قبول ندارد میگه تو تلاشت را بکن و رنج برای هیچکس ابدی نیست چون ما بٌعدهای متفاوتی را پشت سر می گذرونیم که قراره انشاالله وقتی پیش پروردگار عالم و هستی می رود با تمام تکامل و سعادت و تعادل برود که انشااالله ما هم جزو آنها باشیم . 
خانم زهرا گفتند عبور از یخبندان ما از آنجایی شروع شد که مسافر ما اولین پک مصرف مواد را شروع کردند .
خانم مرضیه در مورد مطلبی که تاریخ آن 76/1/21 بود توضیح دادند :اینجا یک مسافری که سفر خودش را شروع می کند تشبیه شده به یک شخصی که در یک کوهستان پر از برف و یخ دارد عبور می کند و وقتی که مسافر پله کم میکند کمی عقلش سر جایش می آید و حسهایش بر می گردد و متعادل می شود و توی این مسیر یواش یواش باید حرکت کرد نباید طرف را شور بگیرد و یکمرتبه بخواهد مواد را کنار بگذارد و چون یواش یواش این کار را می کند برای او خطری هم ندارد چون این سفر مثل حرکت در کوهستان هست و در کوهستان قندیلهای زیادی هست و اگر کمی سرعت این اتومبیل یعنی همان جسم زیاد شود باعث افتادن این قندیل ها می شود و باعث سقوط شخص می شود . 
در ادامه خانم زهرا گفتند: که اعتیاد را به سرما تبدیل کرده برای مواد مخدر و میگوید چیزی در وجود یک مصرف کننده نیست نه گرمی ،نه احساس ،نه محبت،نه انسانیت و همه ی ما این را به وضوح حس کردیم حرکت و عبور از منطقه 60 درجه از زبان استادان خیلی قشنگ و شیرین است اولش ممکن است نامفهوم باشد اما بعد که به آن قضیه پی میبریم میبینیم افکار بسیار بزرگی پشت این درمان بوده اینجایی که عبور از منطقه 60درجه زیر صفر است آقای مهندس تازه شروع کردند . و آقای مهندس میگویند که ما آدم داریم که تریاکی هست و سرمایه دار است مال هیچکسی را نمی خورد و اکثر مصرف کننده ها کار می کنند و نان آور خانواده هستند تخریب دارند اما نه آن تخریبی که خانواده را به آشوب بکشد درد و رنج هست اما وقتی خدای نکرده مصرف کننده به مصارف شیمیایی برسد چون تمام حس هایش نابود شده و جایگاه حواسش عوض می شود در بعد های دیگری سیر میکند چون اسیر افکار شیطانی هست آنها بهش دستور می دهند که چکار بکن وگرنه قبل از اینکه مصرف کننده شیشه شود آیا دزدی میکرد؟ اسیر نیروهای شیطانی شدن باعث می شود که عوامر شیطان را برآورده کند اما وقتی انسان در مسیر صراط مستقیم حرکت می کند عوامرقوانین الهی را اجرا می کند اما ما هم که شیشه مصرف نمی کردیم چه بسا همین الان هم گاهی عوامر شیطان را اجرا می کنیم وقتی افسارمان یک جا هایی دست نیروهای شیطانی می افتد حتی تخریب من هم به اندازه و یا گاهی بیشتر است چون من می دانم و دارم انجام میدهم اما یک مصرف کننده وقتی اینجا درمان می شود تبدیل به یک انسان نیکو سرشت میشود ویک مصرف کننده که درمان شده و دارد سفر دوم را طی میکند میبینیم که دیگه خیلی از کارهایی که قبلاًمیکرد دیگه نمی کند که آقای امین می گویند :کسی که درمان شده و به رهایی رسیده تازه به صفر درجه رسیده و یخ بٌر شده اما هنوز درد و رنجها را دارد عبور از منطقه ی 60 درجه واقعاًسخت است اما در کنگره سهل شده کنگره بااین روش درمانی که ما الگو ها را میبینیم راحت به درمان می رسند و سرما را مثال نا آگاهی ها و جهل زده و گاهی ما خودمان هنوز از نظر نا آگاهی در یخبندان هستیم یک جاهایی هم به سبزه زار و آرامش رسیده ایم ولی همین اندازه هم که هستیم باید خودمان به خودمان کمک کنیم تا از سرما و یخبندان وجودمان که همان نا آگاهی ها هست بیرون بیاییم و موقعی که دانایی نباشد یعنی همان یخبندان ،یعنی جهالت ،نامیدی ها و همان مثلث جهالت که نامیدی ،ترس ،منیت که همه باعث شد من به آموزشها تن ندهم و تجربه نکنم راهکارهایی که انسانهای نیکو سرشت می دهند میام تو کنگره اما نمی روم عمل کنم صبر و تحمل ندارم و از کوره در می روم و بهم می ریزم و به خودم هم می بالم که مثلا یک مشارکتی کردم که هیچکس نمی تواند مثل من مشارکت کند . ومنیت سر تا پای مرا می گیرد و مثلث چهالت هم به کمک من می آید که تو حالا نیاز نداری و اینکه جایگاهم را از آنچه هستم بالاتر میبرم و این از منیت من است که باعث میشود دوباره به همان یخبندان بر گردم و وای به حال من که چطوری از آن بیرون بیایم پس حواسم جمع باشد که خدای نکرده برگشت نخورم .
لیدی جونز هست که بهشون می گویند در این سرمای 60 درجه باید خیلی آرام حرکت کنی و اینکه این آرام حرکت کردن شما آغاز خیلی سلامتی ها و آرامش هایی هست که شما پیدا می کنید و این آغازها الگوهایی میشوید برای انسان های غایب که می آیند این کتاب را می خوانند و به مطالب این کتاب کم کم پی میبرم .
پس وقتی شما صورت مسئله را متوجه شدی به حل مسئله نزدیک شده ای نصف راه را رفته ای وقتی مصرف کننده مواد مخدر به ساختمان جسم خود آشنا شد و با صورت مسئله ی اعتیاد آشنا شد از این نامیدی کم میشود و به خودش امیدوتر می شود و پذیرشش بالا می رود و روی این صندلی می نشیند و رهجو حرکتش را شروع کرده و مسافر و همسفری که پذیرش پیدا میکند در مقابل صبر و می داند که چرا باید سی دی بنویسد و در لژیون آماده بیاید برای چی هست دلیل ها را که بفهمد یک دوم راه حل شده و آرام آرام می فهمد که چقدر این سی دی ها قشنگ است و همان قدر که ظرفیت من است به من داده می شود و اگر بیشتر باشد انفجار سلول در من به وجود می آید و تلاشم را در حد خودم می کنم .
 مثل مراسم گلریزان که می گوید هرچه در توان داری اگر کمتر از توانم بدهم آسیب آن چندین برابر بیشتر برایم اتفاق می افتد . این جا لویی میگوید که نیروی ایزدی با تمام قدرت پیشروی خواهد نمود . یعنی خودت داری حرکت میکنی اما یک نیروی محکم و پر توان پشت سر تو هست و خداوند اینقدر هوای زندگی تو را دارد و قبل از اینکه صدا از دهان تو بیرون بیاید یعنی همان موقع که صدا در سینه ات بوده شنیده پس نگران نباش که حل میشود و چون عقابی تیز بین باش که در سی دی عقاب می گوید چطوری من مثل یک عقاب باشم میگوید هر انسانی درون خود یک عقاب تیز بین دارد اگر حواسش را جمع کند و آموزش ها را درست بگیرد مطمئن باش چشمش به این عقاب درونش می افتد و نیازی نیست که زیادی به این در و آن در بزند فقط تو بایدحر کت کنی و آموزش ببینی و آموزش ها را بازیچه نگیری عقاب درونت باید به پرواز در بیاید تا مزه ی خوشبختی را بچشی اگر آموزش دیدی این عقاب آماده ی پرواز می شود تو به این بالها قوت می دهی اما اگر توی همان ذهن آشوب و در گیری های ذهنم بروم جلو و سی دی هایم را بنویسم به عقاب درونم قدرت دادم  و آقای مهندس عقاب درون را توصیف کرده و تمثیل عقاب هایی که مادر بیرون می بینیم مقایسه کرده که انشاالله هفته ی آینده در مورد این عقاب درون صحبت خواهیم کرد . 

در پایان دست دوستان پر محبت امواج نور در هم فشرده شد و جلسه با دعای آرامش به پایان رسید 

دستور جلسه پنجشنبه هفته ی آینده 98/9/28 ادامه ی کتاب 60 درجه 

با تشکر از کمک راهنمای محترم خانم زهرا و خانم مرضیه و دوستان خوب لژیون 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 22 آذر 1398
یکشنبه 1 دی 1398 11:25 ق.ظ
سلام و عرض ادب خدمت کمک راهنمای عزیزم خانم زهرا
این توانایی و حس حرکت را شما در من به وجود آوردید بابت تمام مهربونیاتون ازتون بسیاااارررر متشکرم
و برای خودتان و خانواده محترمتان بهترینها را آرزو دارم
دوشنبه 25 آذر 1398 10:37 ب.ظ
خدا قوت به شما عزیزان انشالله برکت و انوار الهی در زندگیتان جاری شود
دوشنبه 25 آذر 1398 10:46 ق.ظ
بنشینیم بر بال های تفکر واندیشه با بالا بردن توان وعقل بوسیله این علوم بینظیر.شکر شکر شکر بابت این عمل عظیم.یگانه عزیزم روز به روز قلمت پرتوان تر میشود وبرکاتش بر زندگیت جاری،مرضیه عزیزم سپاس
دوشنبه 25 آذر 1398 08:55 ق.ظ
خداقوت خدمت یگانه عزیز بابت خدمت عاشقانه ای که درسایت انجام میدن
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic