امواج نور
وب لژیون همسفر زهرا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


شما اکنون چون پرنده ای هستید که آماده فرمان پرواز خویش است پرواز راآموخته است برای اینکه از شعاع نوری که ساطع شده وبه زمین رسیده است به بلندای همان نیرو به پرواز درآید این سعادت را حافظ باشید وعزت خویش را به دست آورید وجای خود رااستوار بگردانید وما هم خشنود هستیم

مدیر وبلاگ :همسفر مرضیه
      به نام قدرت مطلق                          

همسفران لژیون امواج نور در تاریخ 98/10/9 به استادی کمک راهنمای محترم خانم زهرا و دبیری خانم یگانه و حضور گرم دوستان با دستور جلسه وادی نهم راس ساعت مقرر آغاز بکار نمودند . 


ابتدا خانم مهناز خلاصه ای از هفته ی گذشته بیان کردند .
وادی نهم قبلا ما در این مورد به نقطه ی صفر رسیده بودیم و با آمدن به کنگره و آموزشها کم کم نقطه تحمل را بالا ببریم در وادی نهم گفته شده مثلا اگر یک مریضی داریم نمیشود گفت که این از این جا یهویی تمام میشود این مریضی شاخه ای است در جاهای مختلف بدن . و در اول وادی پیامی می گوید برای تازه واردین و این تنها برای این نیست که به جایی تازه قدم بگذاریم و تازه کشف کنیم ما باید تفکر خود را تازه و نو کنیم و طریقه ی زندگی را نو کنیم ما که تازه آمدیم اول باید خویش خوشتن را بشناسیم و  حالا باید بهاء بدهیم و بهایش این است که بیاییم اینجا آموزش ببینیم و هر هفته به روز باشیم اگر توانستم بهای این کار را داده ام و بهایش همین مسیری که می آییم یا وقتی که می گذاریم .
خویش خویشتن یعنی خود من که از نفس من تشکیل شده یا به معنای دیگر میشود اقوام و فامیل و.....
و بعد از این با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود باید حالا حرفهایم را به عمل تبدیل کنم و عمل یعنی نیرویی از کم به زیاد تبدیل شود مرحله ی بعدی در مورد فکر کردن است اندیشه خود را درست روی آن فکر کن و روی یک نقطه متمرکز شو تا بتوانی حرکت کنی اگر فقط بخواهی بگویی که من دیگر این کار را نمی کنم و در ظاهر و آشکار این گونه باشد ولی در صور پنهانم آیا همین جور هست دیگر دروغ نمی گویم واگر بخواهم درست بفههم که این کلام یعنی چه باید به زمین و آسمان خوب توجه کنم هر چیزی که خلق شده به آن نگاه کنم هر چیزی با حکمت و به جا و درست آفریده شده و با اندیشه ی ژرف یعنی تفکر عمیق و دید باز تر نگاه کنم و خداوند بیشترین اندیشه ی ژرف را دارا است خداوند از یک مادر مهربان هفتاد هزار برابر مهربان تر است اگر من ایمان راسخ داشتم خداوند هم به من پاداش می دهد و آقای مهندس فرمودند من که دارم این جا زحمت می کشم پاداش من شما ها هستید هر کدام از ما که رها می شویم اول از آقای مهندس تشکر میکنیم .
بذر نیکویی اگر کاشتم و به جا بود می تواند برای من سایه بان داشته باشد میوه به من میدهد حتی توی گرمای تابستان یک خرمایی به من می دهد که یک وعده غذا است .
و در ادامه کمک را هنمای محترم خانم زهرا ادامه دادند که بیشترین بخش وادی نهم مربوط به پیام اول وادی است 
وادی نهم که در مورد نقطه ی تحمل است که من باید در تمام سطوح تغییر کند اینکه من وارد کنگره میشوم و بعد از سه جلسه تغیرات هست به خاطر همین تغیر جایگاه است و بالا رفتن نقطه تحمل است باید در هر موضوعی که در زندگی پیش می آید باید کٌنش و واکنش لازم را بلد باشم و آموزش های کنگره اینها را به ما نشان می دهد و آقای مهندس تمام واکنشهایی که در مقابل تمام استرس هامون داریم را به ما یاد دادند و به صورت بندی به ما معرفی کردند گفتند بندهایی از طریق نیروی بازدارنده به انسان آویخته می شود که کسانی که حال و روز مسائدی ندارند این بندها را نمی بینند به خاطر همین روز به روزدر تاریکی ها فرو میروند تحمل هایشان نسبت به مشکلات کم می شود و هی می گویند خدا چرا این همه مشکلات را برای من خواستی مگر من بنده ی بدی بودم و آقای مهندس گفتند مشکلاتی که برای ما پیش می آید برای ما ارتقای درجه است یا ما اصلا برای گرفتن آموزش به این دنیا آمده ایم در کتاب شریف هم می گوید ما شما را خلق نکردیم که به حال خودتان رهایتان کنیم ما شما را در آزمایش های مکرر شما را قرار می دهیم که بین انسان های سیقل یافته و به فرمان عقل نزدیک شده شما را درگیر کنیم که در کنگره می گوید نوبت باران محفوظ است و تک تک شما به نیروی عقل نزدیک میشوند به غیر از کسانی که قصی و القلب شده اند و خداوند را به خداوندی قبول ندارند بند ریسمان که به دست و پای ما بسته شده همان نیروی مکملی هست که خداوند برای ما قرار داده و به وسیله ی نیروی مکمل تمام صفت های خوب وبد خود را بشناسیم که قانون اضداد را آقای مهندس میگوید برای بالا بردن نقطه ی تحمل باید دانست که جهل انسان فقط با آموزش و تفکر تغییر نمی کند موقعی جهل از طریق اموزش تغییر می کند که به نقطه ی عمل برسانیم که در وادی نهم هم می گوید از سخن به نقطه ی عمل برسیم و اگر آموزشها را به عمل رساندم ارزش و بهای من نشان دهنده ی همان است و صبر و متانتی که در یک شخص کنگره ای دیده می شود مشکلات زندگی هست اما صبر شیرینی در صورت شخص دیده می شود و با دو ماه پیش که وارد کنگره شده خیلی فرق کرده ولی یک رهجو هم یکسال هست می آید ولی هنوز غر میزند و آرامشی ندارد چرا چون هنوز بند های نامرئی را ندیده و هنوز گوشش شنوای سخنان کنگره نشده اگر سی دی هم می نویسد برای من توی کنگره خیلی چیزها را یاد گرفتمرفع تکلیف می نویسد تا وقتی عزادار دیروز هستی خوشی آینده را نخواهی دید باید رخت عزاداری نادانی و جهل را از تن در آوری و بدانی به رحمت ماوراء ایمان داشته باشی که خداوند یک تکیه گاه محکمی هست و من به اذن خودم اینجا نیامده ام خواست من بوده ولی چیزی در وجود من بوده که انتخاب شده ام که بر روی این صندلی بنشینم پس خودم بگردم ببینم بندهایی که از طرف نیروی باز دارنده به پاهایم زده شده چه بند هایی است یکی از بندهایی که به ما زده می شود نسیان و فراموشی است یادمان می رود با چه درد و رنجی آمدیم کنگره حالا که مسافر رها شده و بیشترین کمک و نیاز را به ما دارد ولش میکنیم 
یه موقعی مسافر پله ها را تند تند بالا می رود و همسفر هنوز روی پله های اول مانده است .
من به سخن یاد گرفتم که دروغ نگویم راستگو باشم دزدی و فساد نکنم رشوه نگیرم و خیلی کارهای ضد ارزشی را انجام ندهم اما آیا من اینها را به عمل رسانده ام که در وادی نهم گفته میشود ضد ارزشها را باید همه را آرام آرام کم کنیم و به صورت تک شاخه ای نمی شود اگر بگردم می بینم که چقدر بندها به پای خودم بسته ام که حتی جلوی پایم را هم نمی بینم و فقط روی مسافرم کلید کرده ام که چرا او خوب نشده چرا فلان کار را میکند .و اندیشه ی ژرف یعنی یک تفکر عمیق مثل خردمندان که در وادی هفتم گفته می شود یعنی برای هر چیزی تفکر کنم که با حرکت و تفکر راه نمایان می شود اگر من به رحمت خداوند ایمان داشته باشم در ناامیدی را ببندم حتماًاز سخن به نقطه ی عمل میرسم وقتی فکر میکنم خیلی خوب شدم باید بترسم چونئ نیروی بازدارنده بسیار زیرک است پس هیچ وقت نگویم خیلی خوب شدم بگو انشا الله زندگیم دارد خوب میشود و تلاش کنم و شکر خدا را بکنم نفس اماره همیشه هزاران قدم از ما جلوتر است پس مواظب باشم که مرا به نامیدی نکشد یا ضربه فنی نکند محکم باشم مشکلات جزو کائنات هست می آید و می رود و ناراحتی ها هم می آید و می رود .
در هر جایی هر چیزی که دارم را حفظ کنم همان طور که می گویند به قله رفتن مهم است اما اینکه نشانی از خود در آن مکان به جای بگذارم و در قله بمانم وقتی به قله برسم و به پیروزی برسم خیلی احساس شعف و شادمانی می کنم و اعتماد به نفس من بالا می رود هر موفقیتی در زندگی به انسان قوت قلب می دهد و در این وادی می گوید پاداش شما دست همیاری ما است این حس خوبی که پیدا کردم یک مقدار جزئی اش دست خودم بوده دست همیاری خیلی ها پشت سر ما هست مثل پیامبران و وجدان و عقل است که به ما القاء میشود جایی که قدرت تفکر ما پایین می آید قدرت نیروی بازدارنده  بالا می رود واین دست همیاری را خودتان از خودتان جدا می کنید وقتی یک کار خوبی می کنی از نفس خودت تشکر کن که به تو کمک کرد تا این کار اشتباه را انجام ندهی و تشویق نفس باعث می شود که باز هم آن کار خوب را انجام دهی بهش بگو از تو ممنونم که مرا بر نگرداندی به درجه ی پست حیوانی چون خیلی وقتها آدم حواسش نیست کار ضد ارزشرا انجام می دهد بعد می گوید عجب کاری کردم .
همیشه بدانم وقتی می خواهم کاری را انجام دهم و بعد نمیشود و یا می گویم من نمی توانم بدانم ضلع نامیدی من است و نا امیدی از نفس اماره است یکی از صلاح های نیروی باز دارنده همین ناامیدی است که می گوید تو نمی توانی .اما در وادی نهم می گوید باید ذره ذره از این ضد ارزشها بر گردو خداوند ونیروی الهی هم کمک میکند و خدا هیچ وقت نمی خواهد که بنده ها در آن ضد ارزشها باقی بمانند اما چون قدرت اختیار انسان محترم شمرده شده به انسان فرصت می دهند که لحظه ی مرگ هم که شده از این ضد ارزشها دست بر دارد و تا ادامه ندهی و پافشاری روی خوب شدن نداشته باشی نیروی بازدارنده تلاش خود را می کنند و به کسی که هم جنس خودشان است کاری ندارند ولی کسی که بخواهد در راستای صراط مستقیم قرار بگیرد او را باز می دارند و هر قدمی که به سمت ضد ارزشها برویم به اندازه ی همان قدم نابودی خودمان را به وجود آورده ایم که آقای مهندس بهشت و جهنم در همین دنیاست و هر کار اشتباهی که انجام دادم باز پرداختش را در همین جهان میدهم .
خیلی ها فکر می کنند افراد کنگره روی کنگره تعصب دارند اما شخص اینقدر عاشق کنگره شده و وقتی درک و شعور انسان از نظر آگاهی بالا می رود این ها عشق است نه تعصب برای همین وقتی کسی تازه وارد کنگره می شود به او می گویند کمی صبر کن تا راه برایت نمایان شود و کم کم به چیزهایی دست پیدا می کنی که در باور خودت هم نمی گنجد .
خداوند وقتی انسان را خلق کرد او را به زمین فرستاد که در کتاب ادموند و هلیا و آن میوه ی ممنوعه که می گویند خوردند و خداوند از همان اولین خلقت تا آخرین خلقت می گوید من شما را برای آزمودن به زمین آوردم و تدبیر خدا این بود که انسان به زمین بیاید و آزموده شود و به مقام شو شود برسد و خداوند مجموعه ای از رضائل و فضائل را در وجود انسان قرار داده مگر خداوند که انسان را خلیفه ی روی زمین قرار داده می خواسته اذیتش کند ؟نه ؟.
پس دلیل و هدفی بوده اگر من به بچه ام سخت می گیرم هدف دارم و آینده ی او را می بینم پس به انسان اختیار کامل داده می شود که خود را بیازماید .و همیشه در حال آزمایش ،تجربه و تفکر هستم و مرتب در سه ضلع این مثلث در چرخش هستم هر جا آزمایش کم شود منیت بالا می رود .هر جا نا امیدی بالا برود دیت به تجربه نمی زنیم هر موقع تفکر کم شود از همه چیز می ترسیم مثلا می گویم اگر نشستم پشت ماشین تصادف می کنم . یابیایم کنگره چطور شود می ترسم بیام اینجا هم فایده نداشته باشدو.....
پس خداوند یک نیروی مکمل به نام شیطان در وجود ما قرار داده تا ما آزمایش شویم پس هر موقع به یک جای خوبی رسیدم بگویم خدا را شکر و من هنوز خیلی راه دارم که بروم و بدانم که من هنوز خیلی چیزها هست که بلد نیستم و باید یاد بگیرم و خودم را ارتقاء بدهم و بدانم این به خاطر قدرت اختیاری هست که به من داده شده که هم می توانم بخندم هم گریه کنم هم ترس هست هم شجاعت و هم غم و هم شادی و گاهی ما انسان ها به راحتی چیزی را باور نمی کنیم و می خواهیم دلیل آن را بدانیم و حالا به باورم میرسد که وقتی فضائل دارم رضائل هم دارم و خداوند دو پیامبر برای من قرار داد که یکی پیامبران بیرونی و یکی پیامبران درونی که همان وجدان و عقل ما است .
خیلی از ادیان می گویند انسان می تواند خطا کند و پشت سرش هم توبه کند و قدیم می گفتند انسان جایز الخطا هست که آقای مهندس می گویند این کلمه کاملا اشتباه است و انسان مختار الخطا است یعنی اختیار دارد که خطا کند پس پیامبران آمدند  قدرت اختیار را معرفی کردند که تو می توانی صفات رضیله را زیاد کنی هم می تونی صفات پسندیده را زیاد کنی در خودت و آیا پیامبران این صفات را از خودشان در آوردند ؟ نه .
این قوانین از طرف خداوند به پیامبران داده شد و آنها مامور بودند که مردم را هدایت کنند و جایی که پیامبر را بسیار اذیت و آزار می کردند وقتی می خاستند آنها را هدایت کنند که از طرف خداوند پیغام آمد که خودت را به خاطر مردمی که در جهل و نادانی هستند به رنج نینداز شما فقط پیام را بدهخواستند هدایت شوند نخواستند هدایت نشوند . که آقای مهندس همان مثال قدرت اختیار را می گویند که انسان می تواند از پایین تریندرجه خودش را ارتقاء بدهد یا از بالاترین نقطه صقوط کند و به درجه ی پایینی برسد .
جسم انسان یکسری واردات دارد و یکسری صادرات که واردات همان صدو دو عنصر هست مثل پروتئین و منیزیم که اینها به جسم ما وارد می شود و آنهایی که صادر می شود از طریق ناقل های عصبی به جسم صادر می شود که همان بیست و پنج نوع الکالویئد هستند و از طریق مدیاتورها یا هورمون ها انتقال می دهند که ما یک حال خوبی داشته باشیم که خداوند یکی از بدیهایی که به انسان داد همین ناقل های عصبی و سیستم هورمونی است که این پیام را به تمام نقاط بدن صادر می کند و تمام غدد درون ریز و برون ریز ما از طریق همین مدیاتورها و پیام هایی که بهش می رسد کار خودش را انجام میدهد و یک قسمت ژن ها هست که این دو قسمت را هم در بر می گیرد و ژن مشخص می کند این سرو تنین کی ترشح کند و کی ترشح نکند .و اگر اینها مرتب وارد جسم ما شود جسم ما به طور خودکار سالم هست و اگر ناقل های عصبی درست ترشح نکنند جلوی همه ی پیامها گرفته می شود ژن که ساختمان جسم است و نقشه و راه اینهاست یک نقشه ی خیلی محکم و قوی برای این دو قسمت می چیند خیلی مهم است خیلی بیماذی های مادر زاد از طریق ژن صورت می گیرد و ما از عالم الس تا این بٌعد از طریق ژنتیک خیلی چیزها ارثی هست مثل رنگ پوست یا چشم یا .....
تمام ناقل های عصبی را هم من مادر اگر مواظب جسم خودم نباشم به فرزندم انتقال می دهم پس آقای مهندس میگوید بعضی چیزها را انسان از اول صفر بوده و حالا از طریق ژنتیک با خودش آورده مثل صفات اخلاقی یا هر چیزی و بعضی وقتها مادر ها می گویند من بد بخت بودم بچه ام هم بدبخت شده در صورتی که این طور نبوده این تربیت من بوده که غلط بوده من روش درست زندگی کردن را بلد نبودم بچه ام هم به من نگاه کرده پس انسانها پاک سرشت به دنیا نیامدند از روز الس که بلی گفتم سرشار از رضائل و فضائل بوده ام وو با آموزش دیدن از طریق پیامبران و پیامبران درون که همان وجدان است و خصلت یک بچه گذشت بیشتری درش هست تا من که یک انسان بالغ هستم گاهی من نمی توانم به این راحتی ببخشم پس انسان میتواند یک برگه صفید نقاشی باشد و خودش هرچه میخواهد نقاشی بکشد انسان نه می تواند خوب مطلق باشد نه بد مطلق یا میتواند یک صفحه ی بسیار سیاه با یک نقطه ی سفید باشند یا یک صفحه ی بسیار سفید با یک نقطه ی سیاه باشند هرچه به طرف ضد ارزشها بروم این نقطه ی سفید کوچک تر میشود و بالعکس .
پس انسان خوب ،خوب نداریم انسان بد ،بد هم نداریم و این نقطه به قدرت اختیار من برمی گردد . و خیلی ها به اسم دین می آیند خیلی خطا ها را می کنند و مردم به او اعتماد می کنند و او کلاه برداری می مند و انسان این قدر باید قدرت تشخیصش بالا برود که اسلام نما ها را بشناسد زیرا بعضی ها فقط اسلام آورده اند نه ایمان و ایمان کسی می آورد که هم برای خودش امنیت خاطر می خواهد هم برای دیگران و پیامبران پیام ها شون پیام صلح و آرامش بود و قوانین را یک به یک اجرا می کردند و تمام پیامبران هر کدام یکی پس از دیگری صحبتهایشان تکمیل کننده حرف دیگری بوده مثل معلمان که یکی پس از دیگری است . مثل آقای مهندس که تمام صحبتهاشون از کتاب شریف گرفته شده با تمام احترامی که برای ادیان دیگر دارند ولی قوانین همان قوانین الهی است که می گوید دزدی نکن رشوه نخور غیبت نکن ووووو.....
مال بهر آسایش عمر است نه اینکه عمر بهر جمع آوری مال که در جهان بینی هم گفنه می شود اگر بر مادیات سوار شوی نیمی از قدرت اهریمن را شکست داده ای و اگر مال بر تو سوار شود مطمئنا تو را شکست خواهد داد اما اقای مهندس می گویند هر که معاش ندارد معاد هم نداره .یک کنگره ای باید از نظر مالی هم خودش را ارتقاء بدهد ولی حواسم باشد که مال را با کلاه برداری به دست نیاورم که خیری در آن نمی بینم و عاقبت به خیری در آن نیست مال باید حلال و با تفکر درست باشد و گاهی من همسفر با غر زدن به مسافرم می توانم وسایل این مال حرام را فراهم کنم و بعد باید بازپرداخت آن را بدهم شاید زندگی گاهی سخت است اما صبر من همسفر را می طلبد و سعی کنم همیشه از طرف من به طرف دیگران برود ولی یک ذره هم از طرف دیگران به طرف من نیاید چون برای زندگی من برکت ندارد و با علم کنگره خدا را شکر هم خودمان هم بچه هایمان به این باور میرسم اگر من در مسیر ارزشها باشم در های رحمت خداوند هم برای من باز می شود و از زمین و آسمان برای من جاری میشود پس اگر تازه رها شده ام یا یکی دو سال است توقع نداشته باشم به یکباره همه ی مشکلات من حل شود خود آقای مهندس می گویند من سال ششم رهاییم چکهای دوران تخریبم پاس شد و تازه به صفر رسیدم باید من یک مقداری باز پرداخت کارهای قبلم را بدهم پس صبور باشم و با قدرت بینش و تفکری که کنگره به ما و مسافرهامون یاد می دهد می توانم کم کم به همه چیز برسم پس نا امید نباشم و هر کسی را خدا در حد ظرفیتش امتحان می کند و زمانی که انسان ایمان به قدرت ماوراءخداوند دارد خدا هم بنده را رو سفید می کند و کسی که راه درست را انتخاب کند خداوند هم پشتش را دارد و او را تنها نمی گذارد من تلاش خودم را می کنم و رها می کنم تا خدا بهترین ها را برایم رقم بزند 
در پایان دست دوستان محبت در هم فشرده شد و جلسه با دعای آرامش به پایان رسید 
دستور جلسه لژیون هفته ی آینده ادامه وادی نهم و سی دی هفته را می نویسیم 
با تشکر از کمک راهنمای محترم خانم زهرا  




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 9 دی 1398
چهارشنبه 11 دی 1398 10:37 ب.ظ
باسلام و خداقوت..خانم یگانه عزیز بسیار سپاسگزارم بابت زحمات بی دریغ شما
چهارشنبه 11 دی 1398 02:59 ب.ظ
خداقوت عالی بود ممنون از خانم یگانه عزیز و خانم زهرا
چهارشنبه 11 دی 1398 09:35 ق.ظ
خدا را شاکرم توفیق داشتم در جلسه حضور پیدا کنم و از صحبتهای استاد محترم خانم زهرا بهره ببرم
تشکر و خداقوت خدمت خانم یگانه عزیزم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic