امواج نور
وب لژیون همسفر زهرا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


شما اکنون چون پرنده ای هستید که آماده فرمان پرواز خویش است پرواز راآموخته است برای اینکه از شعاع نوری که ساطع شده وبه زمین رسیده است به بلندای همان نیرو به پرواز درآید این سعادت را حافظ باشید وعزت خویش را به دست آورید وجای خود رااستوار بگردانید وما هم خشنود هستیم

مدیر وبلاگ :همسفر مرضیه





همسفران لژیون پانزدهم (امواج نور )در تاریخ 98/10/16 به استادی کمک راهنمای محترم خانم زهرا ودبیری خانم یگانه و حضور گرم اعضاء با دستور جلسه سی دی وادی نهم راس ساعت مقرر آغاز بکار نمودند .

ابتدا خانم الهام خلاصه ای از هفته ی گذشته توضیح دادند :خداوند وقتی انسان را آفرید او را بر سر یک دو راهی قرار داد یکی رضائل و یکی فضائل و انسان خودش می تواند انتخاب کند که کدام راه را پیش بگیرد و اینکه می گویند خداوند وقتی انسان را آفرید او را پاک آفرید اینگونه نیست چون هر دو صفات در او قرار داده شده واینکه دیندار کسی است که تمام قوانین را که خداوند گفته رعایت کند نه اینکه فقط ادعای دینداری کند و اگر تمامی قوانین الهی را به اجرا در آوردی می توانی بگویی که من یک دیندار واقعی هستم .


و در ادامه کمک راهنمای محترم خانم زهرا فرمودند که مال بهرآسایش عمر است نه عمر بهر گرد آوردن مال .
و خودمان را به اسلام نچسبانیم چون حقیقا بسیاری از ما اسلام آورذیم نه ایمان کسی که مسلمان است کلاه دیگران را بر نمی دارد مال کسی را نمی خورد رشوه نمی گیرد و بعد با پول آن کارهای خیر انجام دهد و خودش را گول بزند که من اگر مال کسی را خوردم قسمتی از آن را هم در راه کار خیر خرج کردم این طور نیست نه کار ثواب بکن نه سر کسی کلاه بگذار .
در قسمت بعدی راجع به خمر که مربوط به مسافران ما است که خمر یعنی : آنچه روی شخصیت و تفکر ما پرده یا حجاب می کشد شخص مصرف کننده هم وقتی مواد مصرف می کند و سیستم بیو شیمی او از تعادل خارج میشود روی تفکر و اندیشه ی او پرده و حجاب کشیده می شود که آقای مهندس مثلث درمان که جسم ،روان و جهان بینی است که آقای مهندس می فرمایند : تمامی حالات خوش خلقی ،بد خلقی ، مسائل خواب و بیداری ،شادی ،افسردگی ،گوشه نشینی ،مسائل زناشویی،امیدواری و ناامیدی ،تمام حالات روحی و روانی که یک موقع شخص خیلی حالش خوب است و یک موقع بهم میریزد که خیلی این اتفاق ها برای من همسفر می افتدو این به خاطر تفکرات و اندیشه ها و ناراحتی و غمی که داشتیم تمام این ها به مواد بیوشیمی و ناقل های عصبی است که میشود گفت همان جسم ،روان وجهان بینی .
وقتی که یک نفر بهم میریزد میگویند روان شخص بهم ریخته که آقای مهندس میگویند روان همان خلق و خو است و جسم همان ساختمان جسم است که در مورد آن شش سی دی در موردش صحبت کردند و تمام جسم ما را به ما معرفی کردند و از نظر جهان بینی و دیدگاه وقتی یک شخص مصرف کننده و چه همسفر که به واسطه ی افکار پریشان تمام سیستم را بهم ریخته دیدگاه جهان بینی که اشتباه باشد هیچ چیزی را خوب نمی بیند اتفاقات قشنگ زندگی را متوجه نمی شود و تمام زندگیش میشود پر از انتقام و شکایت و دیگر صبر برایش معنایی ندارد و همسفر وقتی وارد کنگره می شود میگوید من خیلی تحمل کردم من حرف نمی زنم و او من را اذیت می کند و کنگره 60 می گوید ما اینجا تحمل را قبول نداریم صبر باید همراه با تلاش و کوشش باشد و خمر فقط مشروبات و مواد مخدر نیست یکی از اینها هست اما خمر را آقای مهندس گفتند که مشروبات الکلی ،مواد مخدر و قرص های روان گردان است که مصرف کننده این نوع مواد را از حالت طبیعی کاملا خارج می کند و شخص وارد کارهای ضد ارزشی میشود شخصی شخصی که مواد مصرف می کرد پرده و حجاب کشیده می شد روی تفکراتش اما اینقدر تخریب نداشت و این عمل یک عمل شیطانی بود اما برای ما همسفران افکار منفی هم و ناراحتی هم سیستم بی سیم انسانها را بهم می ریخت و ما همسفران از قسمت بی سیم دچار مشکل شدیم چون با سیم که همان مواد مخدر بود وانشالله که همه با شناخت این آموزشها کم کم تفکرات منفی را به تفکرات مثبت تبدیل کنیم .
قسمت بعدی سی دی در مورد سیگار می گوید که می گوید من نمی گویم سیگار نکشید اما هر بار یکی از مضرات سیگار را برایتان می گویم و گلوبلهای قرمز اکسیژن را از ریه به تمام جاهای بدن انتقال دهند وقتی سیگار میکشیم و مونواکسید کربن زیاد در ریه های ما قرار می گیرد و گلبولهای قرمز به جای اینکه اکسیژن را انتقال دهند من اکسید کربن راانتقال می دهند و اکسیژندر بدن کم می شود بدن مجبور می شود باز هم گلبول های قرمز بسازد و بدن حقه می خورد و فکر میکند گلوبول کم است و چون غلضت خون زیاد است باعث سردرد و پا درد و مشکلات زیادی می شود که اقای مهندس گفتند که قبلا برای غلضت خون قرص آ اس آ میخوردند که الان آقای مهندس دی سب را برای درمان غلضت خون پیشنهاد می کنند و آقای مهندس زمانی که سکته ی قلبی کردند و پزشکان گفتند که در اثر مصرف سیگار ریه ها بسته شده و به قلب فشار می ایند و دچار سکته می شوند و خیلی از اشخاصی همکه سگاری نیستند چون در کنار یک شخص سیگاری قرار گرفته اند به همان اندازه حتی بیشتر دود اسنشاق می کند و همان میزان هم برای او تخریب دارد .
در قسمت بعدی سی دی آقای مهندس در مورد فرامین صحبت می کنند که فرامین همان ضد ارزشها هستند که بسیار دست یافتنی و جذاب هستند یعنی بهترین راه و کوتاهترین راه به خواسته ی خود می رسند مثلا یک شخصی می بیند که فلانی یک ماشین مدل بالا دارد و طرف با خودش می گوید من چی از این کم دارم و شروع می کند به گران فروشی یا پول نزول کردن و بعد هم به کارهای ضد ارزشی خود لباس تقوا می پوشاند و می گوید همه این کار را می کنند پس زشت نیست خیلی وقتها من فکر می کنم کار من درست است اما وقتی به عمق قضیه پی می برم میبینم من هم اینقدر ها بی تقصیر نیستم گاهی وقتی من می دانم که نفس کار من اشتباه است کاری که میکنم را پنهان می کنم پس خودم قبول دارم که کارم اشتباه است و خدارا شکر در کنگره به خیلی از ضد ارزشهایی که می کردم پی بردم ضد ارزشها مثل زهری است که در جام طلایی است و ارزشها مثل آب گوارایی است در کوزه ی گلی است .
پس یاد بگیرم در هر شرایطی که هستم پایم را اندازه گلیم خودم دراز کنم تا کمتر دچار مشکل شوم گاهی بعضی ها با پول نزول که می گیرند مجبور می شوند چیزهایی را هم که داشتند بدهند تا بتوانند آن پول را برگردانند تازه اگر به زندان نیفتیم پس قبل ازاینکه بخواهم کاری را بکنم اول ببینم چقدر می توانم پول جور کنم و اگر قرار نیست که آن کار بشود عجلهنکنم گاهی ما برای خواسته های خود عجول هستیم و تا زمانی که اذن چیزی از طرف خداوند برایم صادر نشود اگر خودم هم به آب و آتش بزنم آن کار یا نمیشود یا برای من مشکل ساز خواهد بود گاهیمن خودم چاه برای خودم می کنم پس باید صبر همراه با تلاش کوشش و اذن الهی باید باشد وقتی من تحمل بعضی سختی ها را ندارم به هر جایی چنگ می زنم و آخر هم به نقطه ی زیر صفر می رسم و اینکه خداوند از حق خودش می گذرد اما از حق الناس نمی گذرد مسیر صراط مستقیم راهی است که به صلح و آرامش ختم می شود بعضی وقتها ما می گوییم این که هر روز دارد مال مردم را می خورد و هر روز وضعش بهتر ولی ما که فقط در این بعد زندگی نمی کنیم شاید پنجاه سال دیگر عواقب کارش را میبیند اول باید ضد ارزشها را بشناسم و بعدبه آن عمل کنم اول بروم کتاب خدا را یک بار به فارسی بخوانم تا بدانم که به چه چیزی نزدیک شوم من ارزشهایم را بشناسم بدانم آیا آنها که من ارزش میدانم واقعا ارزش است آیا من همسفر وظیفه ام را درست انجام میدهم آیا به فرزندم یاد داده ام که بداند هر چیزی باعث آزار دیگران شود ضد ارزش است من باید چکار باید برای تربیت فرزندم انجام دهم و هر کجا کوتاهی کردم باعث رنج و عذاب خانواده شدم پدر و مادرم به من نیاز دارند اگر به وقت به داد آنها نرسیدم به رنج افتادند پس باید آموزش ببینم که وظیفه ی من در این کائنات چیست خودم ببینم چه کاره ام بعد از دیگران توقع داشته باشم اگر من همسر و مادر خوبی باشم و تمام قوانین خانواده را انجام دهم خداوند هم بهترینها را برای من و کسانی که در کنار من قرار گرفته اند قرار می دهد .
ایا بینا با نابینا مساوی است آیا کر با شنوا با هم مساوی است اگر من توی مسیر ارزشها و درستی افتادم خداوند همنشینهای مرا هم همنشین خوب میکند و آنها هم در عمل سالم و صراط مستقیم قرار می گیرند اما اگر من خودم کارم عیب داشته باشد باید اینقدر بگردم تا از منجلاب نادانی و جهل بیرون بیایم و آن وقت همنشین های من یکی می شوند نادان تر از خودم پس خیلی مهم است که من کجا باشم و آقای مهندس می فرمایند باید ضد ارزشها را آرام آرام کم کنم و نقطه تحملم را بالا برم .
کسی که رشوه می گیرد در یک سازمانی تنها نیست و چند تا هم دست هم برای خودش درست می کند و همیشه کسانی که اشتباه می کنند دنبال یک کس دیگر هم می گردند که باهم باشند و آخر دست هم فقط خودش تقصیر کار نشود مثلا توی یک کلاس وقتی بچه ها تقلب میکنند چند تا باهم هستند و اول با تقلب حال میکنی و بعد کم کم برای رشوه و دزدی هم راحت می توانی این کار را بکنی و برای همین می گویند دیوار که کج باشد تا ثریا می رود دیوار کج پس اگر فرزند من اگر همان اول از من یاد گرفت که مال حرام بد است و چی بد است و چی خوب توی جامعه هم که می رود همان طور یاد می گیرد که چطور زندگی کند پس تربیت در خانواده بسیار مهم است ضد ارزشها باید به یکباره حل کرد و نمی شود شاخه ای آن را حل کرد باید آرام آرام همه را کم رنگ کنم و من که در کنگره و روی نفس لوامه قرار دارم اگر کار اشتباهی هم بکنم همین طور خودم را سرزنش می کنم واین خوب است واگر اشتباه کردم سریع برگردم .
چرا که خدا خودش گفته صد بار اگر توبه شکستی باز آی .
پس باید از ضد ارزشها برگردم وگرنه یک جاهایی که نیاز دارم در تنگناها به من کمک شود نمی شود وقتی رضائل در من زیاد شود در رحمت خداوند به رویم بسته می شود خداوند به خودی خود مهربان است اما به اختیار من در رحمت برایم باز میشود آدمی کهداد می زند و حرف می زند خودش یک ضد ارزش است غر زدن ضد ارزش است و ریز ترین چیزها که من فکر میکنم چیزی نیست هم یک ضد ارزش حساب میشود فقط دزدی و رشوه که ضد ارزش نیست ولی من که نمیروم دزدی کنم فکر نکنم هیچ ضد ارزشی ندارم چرا همین که حال خوب دیگران را با حال بد خودم می دزدم تا به یکی می رسم شروع می کنم غم و غصه هایم را باز کردن و ای که بگویم درد و دل می کنم سبک شوم مگر دیگران چه گناهی کرده اند .
و خداوند در سی دی بند محکم تر گفتند که خداوند انسان را در تله می اندازد و بعد خودش او را از تله بیرون می آورد و مثال آقای امین را زدند که گفتند یک جا رفته بود کار کند همکار شان با کارهایشان ایشان را اذیت می کند و گفتند که خداوند این شخص را برای شما گذاشته تا تو ساخته شوی پس هر کسی در کنار شما دارد شما را اذیت می کند بدانید که این آمده که من ساخته شوم اما اگر علم کنگره را داشته باشم سفر اول با سکوت ولی در سفر دوم که علم من بالا رفت با سلاح و صحبت های آقای مهند س ضربه فنی میشود .
ولی وقتی بچه یک کاری اشتباه می کند همه اش مسافرم را مقصر ندانم که تو این کار را کردی که این جور شد و آخر دست خودمان با مسافرمان سر بچه بحث و دعوا می کنیم .که آقای مهندس در سی دی گمگشته گفتند که وقتی عصبانی می شوی یکی از راه حل هایش این است که تسلیم شوی و این شکست نیست بلکه فرصتی است تا تفکر و تعقل کنم و آن موقع حرف قشنگ را خواهم زد نه که توهین کنم . گاهی سکوت از هر چیزی بهتر است . پس در ادامه می گوید راه فسق و فجور باید به کلی عوض شود و نگویم صبر کنم خدا تا دم مرگ هم وقت می دهد و من می توانم درخت حنزل که تمام میو های آن تلخ و زهر آگین است اما نمی شود یک شاخه از این درخت را اصلاح کرد باید کاری کنم که تمام میوه  های این درخت شیرین شود ما هم نباید باری به هر جهت باشم یک جا غیبت نکنم و یک جا تا می توانم تهمت میزنم ضد ارزش را نمیشود رنگ و لعاب داد و بچه هایم هم همین کارها را از ما یاد میگیرد ولی وقتی خودم عوض شدم بچه ها و خانواده ام عوض می شوند پس باید نقطه تحملم را در مقابل کار های ضد ارزشی آرام آرام بالا ببرم وقتی در خانواده با هم شروع کنیم این کار را انجام دهیم کم کم تمام شاخه های درخت زندگی مان میوه های شیرین می دهد 
و در هر بعدی ما به نقطه ی صفر نمی رسیم اما باید کاری کنیم که به فرمان عقل نزدیک شویم .در هستی هم هر چیزی دارای یک نقطه تحملی است و اگر از جایگاه خودش خارج شود دگر گون می شود و ان موقع به نقطه ی آشوب می رسد مثلا یک لیوان هم تا حدی آب جا می گیرد و بیشتر اگر ریختیم سر ریز می شود همه ی ما هم باید حواسمان باشد که از نقطه تحمل افراد پا فراتر نگذرایم و فشار زیادی به آنها وارد نکنیم مثلا بچه ی من تا این حد می تواند نمره بیاورد و سعی و تلاش خودش را هم کرده ولی بیشتر نمی تواند دیگر اینقدر او را تحت فشار قرار ندهم و مدام او را سرزنش نکنم و هر چیزی را تا حد توانش از او انتظار داشته باشم و یا جایی هستم که می بینم دو نفر باهم مشاجره و دعوا دارند و میبینم که ممکن است این دو به هم آسیبی برسانند باید ما جلوی یک فاجعه را بگیریم و فقط بیننده نباشیم باید همین طور که نقطه تحمل دیگران را حساب کنم باید دامنه ی نقطه تحمل خودم را هم بالا ببرم حالا بچهام کاری را نکرد اول بگویم ولی اگر آن کار را نکرد اینقدر نقطه تحملم را با آموزش بالا ببرم و بتوانم در مقابل اشتباهات اطرافیانم صبور باشم و به فرصت بدهم تا کم کم تقییر کند در مورد بچه ها من باید اقتدار داشته باشم و ظرفیت اشخاص را بسنجم وقتی کسی از نقطه تحملش خارج شود گوشهایش قرمز می شود ضربان قلبش بالا می رود و ما خانمها قبل کنگره بیشتر افراد خانواده را از نقطه تحمل خارج می کردیم ولی خدا را شکر با آموزشهای کنگره یاد گرفتم برای هر چیزی که می خواهم اینقدر روی اعصاب طرف نروم و هر چیزی را باید در حد نقطه تحمل خودش بخواهم که آقای مهندس هم میفرمایند اگر جایی در اداره ای رفتم کار من زود راه نیفتاد یا در خانواده کسی چیزی گفت سریع بهم نریزم بتوانم روی خودم کار کنم و در سوره ی لقمان گفته شده که انسان می تواند از چهار پایان حتی پست تر هم بشود اما انسان مقام انسانی دارد خلیفته الله است و منباید مقام انسانی خودم را ارزش بدهم و زیر سوال نبرم 
در پایان دست دوستان محبت در هم فشرده شد و جلسه با دعای آرامش به پایان رسید 
دستور جلسه لژیون برای هفته ی آینده 98/10/23سی دی گمگشته را کار می کنیم و سی دی هفته را هم می نویسیم 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 16 دی 1398
شنبه 21 دی 1398 06:52 ب.ظ
خدا قوت خدمت استاد محترم خانم زهرا
تشکر از خانم یگانه عزیزم
پنجشنبه 19 دی 1398 10:43 ق.ظ
خدا قوت به دستانی که خدمت میکنند موفق و سربلند باشید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic