امواج نور
وب لژیون همسفر زهرا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


شما اکنون چون پرنده ای هستید که آماده فرمان پرواز خویش است پرواز راآموخته است برای اینکه از شعاع نوری که ساطع شده وبه زمین رسیده است به بلندای همان نیرو به پرواز درآید این سعادت را حافظ باشید وعزت خویش را به دست آورید وجای خود رااستوار بگردانید وما هم خشنود هستیم

مدیر وبلاگ :همسفر مرضیه
                                                بنام قدرت مطلق الله
همسفران لژیون امواج نور در روز پنجشنبه 98/10/19 بااستادی کمک راهنمای محترم خانم زهرا راس ساعت مقرر آغاز بکار نمودند.

در تصویر اول کتاب 60 درجه به یک همسفر می گوید جایگاه تو خیلی کثیر و بزرگ است درسته خیلی مشکلات داری و هنوز به آن ایمان واقعی نرسیده ای اما اینجا ترسناک ترین جایی هست که امکان پرت شدن به ته دره هست این ریزش بهمن و سقوط کوههای عظیم پر از برف و یخ و مواجه شدن زیر خروار ها یخ هست حالا در جسم انسان هم همین طور است یک مصرف کننده ای که شروع به سفر می کند این سفر یخ بسته یعنی :تمام حسهایش کاملا بسته شده ممکنه با کوچکترین حرفی بهش بر بخورد و اوایل سفر بسیار سخت است تا پذیرش او بالا برود برای همین به همسفر می گوییم خیلی محتادانه حرکت کن و سکوت کن زیرا تمام ذره ذره وجود او به مواد مخدر آغشته شده و تمام زندگی او مواد مخدر است و انواع مواد شیمیایی و بیو شیمی شخص از تعادل خارج شده که 25نوع آلکلوئیددر تریاک و مشتقات آن هست که تمام اینها برای مصارف پزشکی داشتند و علم پزشکی از همین ها برای درمان دردها استفاده میکرد اما وقتی یک مصرف کننده اینها را وارد بدن خودش کرد یک انرژی غیر قابل باوری بود که حتی کسی که مواد مصرف میکند می گوید اینها که مصرف نمی کنند دیوانه هستند وحالابا یک حرکت آرام باید جلو رفت تا این سلولها دوباره به چرخه ی حیات باز گردند .
که ژن هم خیلی مهم است زیرا ژنها میزان ترشح ناقل عصبی را تعیین می کنند که وقتی یک فرزندی از این اشخاص مصرف کننده به وجود می آیند روی آنها هم تاثیر زیادی می گذراد و این بچه ها از نظر سیستم بیو شیمی فعالیتش کمتر است یک نمونه ی آن همین بیش فعالی است که ژن حتی میزان کم ترشح کردن یا زیاد ترشح کردن ناقل های عصبی را مشخص می کند و ساختمان جسم را هم طراحی می کند اما نمیشود گفت که بچه ای که یک پدر مصرف کننده دارد حتما او هم مصرف کننده می شود زیرا آقای مهندس می گویند که بعضی از محرومیت ها انسان را آگاه می کند مثل فرزندان ما که تخریبهای اعتیاد را به چشم خود دیدند کمتر به دنبال اعتیاد می روندو تنها بیماری که با تیپر مواد مخدر درمان نشد دیابت بود که یکی از هورمون های بدن انسولین است که باید به موقع ترشح شود و وقتی این پیام نمیرسد و ترشح نمیشود شخص باید انسولین را از بیرون دریافت کند اما اگر خانواده هم در ارامش باشد و تفکرات به درمان برسد دیابت هم به طور نسبی بهتر خواهد شدزیرا بیشتر بیماری ها را وقتی پیش پزشک می رویم می گویند که عصبی است و همین طور هم هست وقتی انسان در آرامش باشد از نظر روحی جسم هم کم کم به درمان می رسد .مقداری از سیستم ها را ما شناخته ایم و مقداری از آن را علم به آن پی می برد برای همین حرکت ترک اعتیاد به حرکت در یخبندان 60 درجه زیر صفر تشبیه شده است و یک مصرف کننده هم همین طور است 60 درجه زیر صفر و هیچ چیز از پیرامونش را متوجه نیست و فقط زمانی که نئشه میشود یک مقدار خیلی کم آن هم یک چیز کاذب هست و زود تمام میشود برای همین می گویند وقتی وارد کنگره میش.د نباید دست به حرکت سریع بزند و آرام آرام حرکت کند تا فرصت بازسازی به سیستم های جسم داده شود و مهمترین پارامتر پارامتر زمان است تا آرام ارام این سیستم ها به راه بیفتد و اگر بخواهند که فرد خیلی سریع مواد را ترک کند فقط یک شکنجه است که به مصرف کننده می دهند و شخص دوباره به سمت مواد خواهد رفت و آقای مهندس فرایند گشت گندم را زدند که یک گندم هم هشت ماه وقت می خواهد تا به محصول برسد یا یک جنین در شکم مادر نه ماه باید این فرایند را بگذراند تا کامل شود و شرایط زمان برای بازسازی بسیار مهم است .
و ما هر چیزی را از طبیعت آموزش گرفته ایم و برای درمان اعتیاد الگوی ما طبیعت است و تمام سخنان استادان آقای مهندس به این منظور نیست که فقط برای اشخاص خاصی مثل مصرف کننده باشد برای کسانی هست که خواستار ریزش از ضد ارزشها هستند و می خواهند که بندهای ضد ارزشی را از خود باز کنند و اینجا برای یک همسفر و مسافر بزرکترین ضد ارزش اعتیاد است اما وقتی وارد کنگره 60 می شویم می گویند که پایبند نبودن به قوانین الهی بود که یکی از ضد ارزشهای آن اعتیاد شد که در وادی نهم و آیات شریف گفته شده که به خمر نزدیک نشوید اگر آین قوانین را اجرا می کردیم مطمئنا این قدر ریزش می کردم و اگر من در کنار یک مصرف کننده قرار گرفتم عین عدالت است من هم یک نخصانی داشتم که در کنار یک مصرف کننده قرار گرفتم پس من هم یخ زده بودم و می گویند که بینا با نابینا یکی نیست پس من هم یک جنسی از ضد ارزش داشتم که در کنار یک مصرف کننده قرار گرفتم .
بهترین روش روش الگویی است برای همین از کتاب آسمانی سرمشق گرفته ایم و چرا می گویند روش الگویی چون برای همه قابل باور است که در سی دی سم در مورد الگو و الگو گیری خیلی صحبت شده که اقای مهندس می گویند بهترین الگو برداری الگو برداری از طبیعت است به انسان سفارش می کند که به طبیعت بنگر ،بنگر به شگفتی های آفرینش و همان اندازه در تو هم وجوددارد که آقای مهندس می گویند انسانها جهان اصغر هستند چون هر چه در طبیعت هست عین همان در وجود یک انسان هم هست که آقای مهندس می گویند تمام تفکراتت را بنویس و نوشتن سی دی ها برای ما یک الگو برداری است و هر جور که راهنما حرکت کند رهجو هم همان طور است و این به وقار راهنما بر می گردد نوع سخن گفتن یک راهنما و نوع رفتارش در کنگره همه در رهجو اثر گذار است و اگر جایی هم رهجویی اشتباهی مرتکب شود باز می گویند این رهجوی کدام کمک راهنما است چون همه را از چشم کمک راهنما میبینند .یکی از الگوهایی که گرفته شد برای من همسفر که جنس محبت و عشق را بفهمم از زمین گرفته شد و زمین تمثیل همان وجود انسان است که تمثیل های زیادی برای وجود انسان گفته شد مثل شهر وجودی ،اسب و سوار ،کارخانه و اینها را برای ما مرتب گفتند ولی در سی دی سم گفتند زمین مثل وجود انسان است مثل زمینی که باران به آن می بارد و زمین حاصل خیز میشود باران رحمت زمین وجود ما محبت است کسی که در درونش باران رحمت نمی بارد وجود او تبدیل به یک بیابان پر از خار و خاشاک میشود آن وقت هست که همه از ان دوری میکنند که آن خارها به آنها برخورد نکند برای زمینهای خشک و جاهای کم بارش ابرها را بار ور میکنند تا بارندگی شود من انسان برای تغییر شرایط باید محبتم را زیاد کنم چون سرچشمه ی محبت در درون من خشک شده چرا چون بسیار آزار دیده ام حالا من که میخواهم محبت درونم را از یک بیابان خشک به یک جای سرسبز تبدیل کنم باید منشااین زمین به یک چشمه و رودخانه ای وصل باشد و باید با اشخاصی که اطراف من هستند ارتباط برقرار کنم که آقای مهندس می گویند آزاد کسی نیست که بگوید من تنها زندگی میکنم و آزاد هستم آزاد کسی هست که با دیگران رفت و آمد کند و بتواند در کنار انها در صلح و آرامش باشد .
و من همسفر وقتی در کنار یک مصرف کننده قرار گرفتم و از نگاه های اطرافیان خسته شدم آرام آرام با آنها فاصله گرفتم و حالا که به کنگره آمدم باید اول ارتباطم را آرام آرام بر قرار کنم تا محبت دائمی شود و حالا که توی کنگره آمدم به من اندازه ها را یاد دادند تا بدانم محبت کردن هم اندازه دارد و برای من سفر اولی می گوید اگر کسی که به تو نزدیک است اگروارد زندگی تو و مسافرت شود باعث سلب آسایش سفر من و مسافرم می شودبا یک تلفن فقط از آنها احوال پرسی کنم و یک ارتباطی برقرار کنم که پیوند محبت من قطع نشود زیرا پیوند محبت است که ما را به هم متصل ساخته به خاطر همین روشالگو ها برای من در کنگره از نظر باران محبت خیلی مهم است .
چه چیزی باعث می شود که زمین وجود تو به یک بیابان یا کویر تبدیل شود وقتی که تو باران محبت را نچشی و نیروهای بازدارنده خیلی هنرمند هستند اول سوءذن را در من به وجود می آورد حالا من می خواستم ارتباط برقرار کنم و محبت را بقرار کنم دارم از الگوهای کنگره هم استفاده می کنم اما باز هم سوئذن هست مثلا می گوید اومد منو بغل کرد و ولی مجبور بود یا رفتم خانه فلان کس یک چایی زوری جلوی من گذاشت و شروع میکنم در ذهن خودم قضاوت کردن و حکم اشتباه دادن و هنر نیروی بازدارنده این است که تو می گویی من هم می روم و دیگر پشت سرم را هم نگاه نمی کنم و این گونه باران رحمت را از زندگی خودم قطع می کنم و بعد هم شروع می کنم از آن آدم غیبت کردن و این غیبت ها به گوش او هم میرسد و این شخص کاملا ارتباطش را با شما قطع می کند .آقای مهندس می فرمایند :پارامترهایی که در وادی پنجم برای رسیدن به آرامش استفاده می کنیم میتواند زمین وجودی مرا آرام آرام پر از باران رحمت محبت می کند وپیوندهای نامیمون مثل تجسس ،قضاوت ،غیبت وووو....به وجودمان بستیم باران رحمت را از من سلب می کند وقتی هم که باران رحمت سلب شد درجه ی عشق من به خلوص یا خالص بودن نمی رسد یعنی قدرت تشخیص پیدا نمی کنم و تا زمانی که با انسانها هستم خیلی عاشق شان هستم اما چون درجه ی خلوصم پایین است و قدرت تشخیص ندارم یا محبت زیادی میکنم که باعث سوء استفاده ی دیگران میشوم یا اینقدر کم محبتی میکنم که شاید قرار بوده از آن شخص به ن یک محبتی برسد نمی رسد .
و این خیلی مهم است که اگر قرار است روش الگویی پیدا کنم در کنگره 60 الگوهایم را بشناسم که در کتاب 60 درجه می گوید با مگس ها نپر با عقاب ها بپر تا تو را به اوج ببرند اگر دیدم کسی حالش بد است قرار نیست به کسی بگویم فقط در حقش دعا کنم .
و متخصصین که این علم هم برایشان باز نشده دعا کنیم تا این علم برای آنها هم شکافته شود چرا که آنها هم اگر از روشهای دیگری استفاده می کنند برای یک بیمار هدفشان خدمت به انسانست اما راهش و روش صحیحش را بلد نیستند همین علم سم زدایی از دل پزشکی آمد یا داروهای گیاهی و قرص هایی که خیلی ها را بد بخت کرد از علم پزشی آمد و آقای مهندس آنها را هم دعا می کنند که این علم برایشان شکافته خواهد شد و روزی می رسد که همه سر تسلیم علم کنگره 60 می شوند .
مثلا اگر کسی بخواهد چندین کیلو باری را به طبقه یبالای یک ساختمان ببرد باید قانونش را بلد باشد و ما قوانین را در جزوه ی جهان بینی یاد می گیریم و اگر قوانین هر کاری را بلد نباشیم تا پله ی اولی هم نمی توانیم برویم پس در هر کاری اگر علمآن کار را بلد باشی بدونه ضرر به سر منزل مقصود خواهی رسید همین علم نیوتن چون در تفکر مردم نمی گنجید برایشان مسخره بود و نمی توانستند نیروی جاذبه را هضم کنند اما وقتی کم کم علم شکافته شد برای همگان قابل باور شد مثل همین علم کنگره 60 کهاول چقدر آقای مهندس را اذیت و آزار کردند اما حالا تمام شهداری ها ،صدا و سیما ،نیروی انتظامی همه به کمک علم کنگره آمدند و وقتی علم کنگره سندی بدونه نقص شد باورش برای همگان آسان شد و خدا شکر که ماهم جزو کوچکی از این کنگره هستیم .
در ادامه می گوید که ما جسم را مورد کاوش قرار دادیم و اول ساختمان جسم را شناختیم و تا زمانی که قوانین کارکرد این جسم را نشناخته بودیم نمی دانستیم که عیب و ایراد از کجاست وقتی سیستم جسم به کاوش در آمد و فهمیدیم که پنجاه می لیارد سلول در فضای این جسم دارند کار می کنند ومانند یک شهر عظیم است که اول جسم را به یک ماشین فوق العاده پیشرفته تشبیه کردند و جایی دیگر به یک شهر عظیم که چقدر کارخانه جات و دستگاههای متفاوت دارد تشبیه کردند و آرام آرام با این تمثیل ها به باور من انسان رساندند و جوری صحبت کردند که هم پزشک متخصص متوجه شود هم من عامی که سواد آنچنانی ندارم و گفتند همین ماشین که ما تشبیه کردیم اگر تایرش پنچر شود باید شخصی بیاید و پنچری آن را درست کند اما بدن انسان اگر استخوانش شکست پزشک فقط این دو استخوان را کنار هم قرار می دهد ولی جوش خوردن این اسخوان بهم را خود جسم انجام می دهد ویک جسم انسان مصرف کننده هم بعد از ده الی یازده ماه می تواند خودش را ترمیم کند ما غذای مناسب و به میزان مناسب به آن می رسانیم و سلولها آرام آرام به چرخه بر می گردند و این ناقلهای عصبی یک گنج عظیمی هست در وجود هر انسانی  دوباره به چرخه باز می گردد قدرت مطلق اینقدر ساختمان جسم انسان را هوشمند آفریدند که بتواند خودش را ترمیم کند و این انسان را خدا خلیفهّ الله در روی زمین قرار داد و تمام جهان را برای او گسیل کرد تا انسان آدم باشد و به مقام انسانینت خودش پی ببرد و به ما احترام گذاشتند قدرت اختیار بهم دادند و تمام قانون اضداد و رضائل و فضائل را در وجودم قرار داد و من فقط باید آنهارا بشناسم و برای خودم انسان زندگی کنم و برای خودم صلح و آرامش داشته باشم و برای دیگران هم نوید صلح و آرامش بدهم تا قبل کنگره چون نگاه علمی به اعتیاد نشده بود می گفتند اعتیاد قابل درمان نیست و بعد به ما ناقل های عصبی و غدد درون ریز و برون ریز، سیستم عصبی و هورمونی ،را تعریف کردند . و خدا را برای همه ی اینها شکر کنم و موجوداتی در فضای جسم من هستند که جمعیت آنها هشت برابر جمعیت کره ی زمین است و یک انسانی که این شهر عظیم را به تودادم این ساختمان جسم تو امانت است و این جسم فقط برای این حلقه و بعد است ذرات عشق را در امواج دمیدم و تو انسان خاکی را خلق کردم جنس جسم من از خاک است وقتی می گویم خدای نفس خودت را به من نشان بده . و اگر تو را نشناسم رسول تو را هم نمی شناسم و اینقدر معرفت پیدا کنم که اگر کسی به من بدی کرد در حق او دعا کنم و دلم برایش بسوزد به جای اینکه از دیگران کینه به دل بگیرم .
هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی نهد پس ای انسان نمی خواهی فکر کنی و تدبر کن و بدان تو بیهوده نیستی کارخانه هایی که در جسم من هست مثل اشک چشم ،بزاق دهان ، غده هایی که در بدن تو تولید می کنند .
نمی توانیم تصور کنیم که آیا چندین کارخانه در جسم من هست و اگر فکر کنم به وجود خداوند ذره ای شک نمی کنم مواد شیمیایی که مورد نیاز جسم است اگر تولید نشود جسم دچار مشکل می شود و اگر فیزیولوژی جسم که دچار مشکل شود خلق و خوی شخص هم دچار مشکل می شود پس مراقب ورودی ها و خروجی های جسمم باشم و هر چیزی را وارد این جسم نکنم واگر جسمم بیمار شود ناقل های عصبی هم کمتر ترشح می کند و خواب و خلق و همه را بهم می ریزد .
اعتیاد یک جایگزینی مزمن است و اگر از بیرون مواد مخدر وارد جسمم کردم کارخانه های داخلی کم کم از کار می افتد و اگر کسی زمان زیادی مواد مخدر استفاده کند آیا می تواند خودش یا یک پزشک ظرف چند روز مواد را از جسم خارج کنند و با یک آزمایش ادرار بگویند که این شخص سالم شده ؟که آقای مهندس به صورت علمی به ما ثابت کردند اول ساختمان جسم را به ما شناختند و انرژی نفس را برای ما سی دی دادند سی دی اضافه وزن را دادند که ما با ساختمان جسم خود آشنا شویم 
و گاهی من همسفر میگفتم تو اراده و غیرت نداری و مواد خودت را کنار نمی گذاری مثل اینکه دندان کسی درد کند و به بگویند تو فکر کن دندانت درد نمیکند و به او مسکن می دادیم پس جسم من بسیار ارزشمند است و باید تا وقتی زنده هستم از آن بهره کافی ببرم که آقای مهندس می گویند که یک خانم چهار هزار قدم باید در طول روز پیاده روی کند ولی کدام یک از ما این کار را برای سلامتی خودمان می کنیم قدیم جارو و لباس با دست بود اما حالا همه ی کارها ماشینی شده و اگر مسافر با مواد مخدر جسمش را نابود کرده ما هم با خوراک جسم و روح جسم خود را فرسوده کرده ایم .
که آقای مهندس برای بازسازی جسم تکرار منظم موضوع و پارامتر زمان را که در وادی نهم گفته می شود برای ما برنامه ریزی بزرگی بود که برای ما راه انداختند که اقای خدامی یک کتابی از تمامی ساختمان جسم و سیستم بیوشیمی نوشتند و به آقای مهندس هدیه دادند که آقای مهندس میگویند علم کنگره را کار کنید ولی کتابهای دیگری هم بخوانید و علم خود را بالا ببرید .
آقای خدامی می گویند من باید برای خودم ارزش قائل باشم و چرا می گویم بدن انسان یک موادی ترشح می کند جسم انسان چیزی ترشح نمی کند چرا تو ناقل های عصبی را نمی شناسی من کنگره ای باید از نظر علمی تمام سیستم بیوشیمی جسمم را بشناسم و هورمون های درون ریز و برون ریز را بشناسم که آقای مهندس می گویند یک کنگره ای باید استاد علم اعتیاد شود همسفران کنگره کسانی هستند که علم کنگره را فوت آب است اینقدر از ساختمان جسم خودم با اطلاع باشم که در حد یک دکترای پزشکی بتواند ساختمان جسم را توضیح دهد باید نردبان ها را بالا بروم تا آقای مهندس هم افتخار کنند به بودن من نه یک رهجویی باشم که هی بیایم و غر بزنم من باید یاد بگیرم که در کنگره فرمانبردار خوبی باشم و هر چه استادانم گفتند فقط بگویم چشم .
و آقای مهندس باز میگویند مشت نشانه ی خروار است در مورد مسمومیت صحبت می شود در این قسمت کتاب که در مورد سم هرگونه مواد خارجی که به هر طریق وارد جسم انسان شود و انسان را از حالت طبیعی خارج می کند و او را به مرگ نزدیک می کند و مسمومیت در حد سنی اشخاص باهم فرق دارد و در بچه ها این حساسیت بیشتر است برای همین اکثر کودکانی که مواد مخدر وارد بدنشان می شود می میرند یک شیر خوار یک تا دو میلی گرم مرفین وارد بدنش شود منجر به مرگ خواهد شد در افراد بزرگسال مصرف یک تا یک ونیم گرم برای کسانی که سابقه ی اعتیاد ندارند منجر به مرگ میشود ولی برای کسانی که مصرف کننده هستند حکم دارو را دارد .که کسانی که از مواد مخدر مسموم میشوند نشانه هایی دارد که نشانه ی آن سنگینی سر ،سرگیجه ،تشنگی ،مخاط دهان خشک می شود ، نبض تند تند می زند ،احساس خواب الودگی ،مردمک چشم تنگ می شود ،نفس کند می شود ،عرق سرد می کنند ،و نهایتا منجر به مرگ آن شخص می شود 
در پایان دست دوستان محبت در هم گره خورد و جلسه با دعای آرامش به پایان رسید 
دستور جلسه ی پنجشنبه ی بعدی کتاب 60 درجه قسمت ساختن قالب 
با تشکر از کمک را هنمای محترم خانم زهرا و اعضای لژیون امواج نور 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 21 دی 1398
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic