امواج نور
وب لژیون همسفر زهرا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


شما اکنون چون پرنده ای هستید که آماده فرمان پرواز خویش است پرواز راآموخته است برای اینکه از شعاع نوری که ساطع شده وبه زمین رسیده است به بلندای همان نیرو به پرواز درآید این سعادت را حافظ باشید وعزت خویش را به دست آورید وجای خود رااستوار بگردانید وما هم خشنود هستیم

مدیر وبلاگ :همسفر مرضیه
همسفران لژیون پانزدهم(امواج نور) در تاریخ 98/10/23به استادی کمک راهنمای محترم خانم زهرا و دبیری خانم یگانه و حضور گرم و پر شور اعضای لژیون با دستور جلسه سی دی گمگشته راس ساعت مقرر آغاز بکار نمودند .


ابتدا خانم مرضیه در مورد سی دی گفتند که سه تار یک سیم کلفتی دارد که صدای بم داردو گاهی طرف مورد این قدر ناراحت و عصبی می شود از درد هاو رنج های زندگی که ممکن است به سیم آخر یا نقطه ی آشوب بزند و بهتر است در این مواقع که فرد به این نقطه می رسد جلوی او را بگیریم چون شخص عصبانی هست و ممکن است با قفل فرمان توی آن دعوا منجر به قتل یک نفر شود آقای مهندس گفتند در این مواقع بهتر است تسلیم شویم و تسلیم شدن در برابر آن فرد خیلی بهتر است که بگوییم که حق با تو هست و بعد که طرف آرام شد با تفکر روی کارهایم ببینم کارم اشتباه بوده یا درست و نگذرایم این قدر بحث بالا بگیرد که شخص مقابل را به نقطه ی آشوب بکشانیم که آقای مهندس گفتند این که می گویند آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب فرقی ندارد خیلی هم فرق دارد یا اینکه می گویند آب که از سر گذشت چه یک نی چه صد نی فرق بسیاری دارد اگر ما به اندازه ی یک نی زیر آب رفته باشیم بهتر می توانند ما را نجات دهند اما اگر کسی به اندازه ی صد نی از سرش گذشت دیگر نمی شود او را نجات داد و غرق خواهد شد . یا خیلی فرق هست بین یک شیشه شکستن تا صد شیشه شکستن شیشه شکستن خودش یک جرم است اما طرف نمی تواند بگوید من این جرم را انجام دادم پس به دنبال آن کارهای اشتباه بعدی را هم انجام دهم . یا اینکه گفتند قرض که رسید به صد تومن هر شب بخور مرغ و پلو یعنی حالا که دیگه نمی توانی قرض هایت را بدهی دیگر نمی خواهد پس انداز کنی و هر شب هم غذای خوب بخور اما آقای مهندس گفتند فرق بین اینکه من یک میلیون بدهکار باشم تا اینکه یک میلیارد بدهکار باشم زیاد است .

و در ادامه خانم مهسا در مورد آموزش گفتند :در کنگره ما القاب دکتر و مهندس نداریم شاید یک راهنما دیپلم باشد و رهجوی او یک پزشک یا مهندس باشد اگر ایشان با سوادی که داشتند در مورد اعتیاد هم آگاهی لازم را داشتند توانسته بودند خودشان را درمان کنند اینجا رهجو هستند و باید فرمانبردار و تسلیم حرف راهنما باشند یا اگر مرزبان یا شخصی از خدمتگزاران به من گفت پاشو آنجا بنشین بگویم چشم و گوش کنم .

خانم مرضیه کمک راهنمای اینده گفتند :باید در کنگره تسلیم باشم اگر به من گفتند چهل تا سی دی بنویس باید بنویسم و نوشتن سی دی برای من غذای فکر من است و با آموزشها اون فکر  من عوض خواهد شد همان طور که اوتی جسم را به تعادل می رساند آموزشها و سی دی های کنگره هم فکر و اندیشه ی ما را به تعادل می رساند و آقای مهندس گفتند همه در کنگره استاد و راهنما دارند حتی من آقای مهندس هم استادانی دارم که تابع صحبت های آنها هستم خارج از لژیون هم مرزبانان و اسیسنت ها هستند که هر دستوری دادند باید تحت فرمان آنها باشم .آقای مهندس می گویند این گفتگو ها که داشتم با استادانم مال آن موقع بود که من در تاریکی ها بودم و این سخنان مال سال 72 بوده است و همان موقع این صحبت ها باعث شد که آگاهی و دانش من بالا برود و هر مشکلی که برای ما به وجود می آید در اثر جهل ما است و هر چه انسان دانا تر باشد کمتر برای خودش مشکل ایجاد می کند و من در خواب هم نمی دیدم که یک روزی جایگاه من تغییر کند و حتی بتوانم به دیگران کمک کنم و آن موقع مثل آب انگوری که دارد تبدیل به شراب می شود داشتم آماده میشدم که به درمان برسم و گفتند که من قصد خودستایی ندارم ولی اینها را می گویم که شما ها یاد بگیرید و اگر کسی هم آمد در کنگره و کسی با او با تندی صحبت کرد ناراحت نشود چون برای رسیدن به خواسته ها مشکلات هست مثل مسیری که در قدیم کسانی که به شوق کعبه می رفتند با پای پیاده توی مسیر خار مقیلان بوده ولی اینها با اینکه اذیت می شدند این سختی ها را به جان می خریدند تا به دیدار کعبه نائل شوند شما هم برای هر هدفی باید تفکر کنید و بهترین راه را انتخاب کنید و سختی ها را به جان بخرید که هر راهی و هر کاری سختی های خودش را دارد .
هرکدام از ما یک مقام والای انسانی داشتیم که وقتی خلق شدیم این مقام با ما بود و مثل فرشته ها فطرت های پاکی داشتیم اما به مرور که در حلقه های متمادی قرار گرفتیم با انجام دادن کارهای ضد ارزشی یکسری بند هایی به دست و پای ما زده شد و هی از ارزشها فاصله گرفتیم و به طرف تاریکی ها رفتیم .

خانم راحله گفتند :مشکلات فقط برای ما نیست و ما باید در برابر مشکلات صبر و تحمل کنیم چون فقط برای ما نیست حتی پیامبران او انبیاء هم برای خودشان مشکلاتی داشتند و مشکلات گذرا هستند اما آخرش به سامان میرسد چون روزگار یکسان نیست و همه چیز می گذرد مثل اقای مهندس که می گویند من هم که امروز اینجا هستم با این مشکلات دست و پنجه نرم کردم صبر و تحمل کردم تا به این جایگاه رسیدم ما از غیب و بازی های پشت پرده چیزی نمی دانیم که مثلا آینده چه اتفاقی قرار است برای ما بیفتد مثلا در کنگره هم بعضی جاها شاید یکسری سرزنش ها باشد اما چون می خواهی به هدفت برسی باید این سرزنش ها را قبول کنی یا مثل آب انگور که باید زمانش بگذرد تا به شراب تبدیل شود . مثلا خار مقیلان که یکسری تیغ ها هستند در راه مکه ممکن بود توی پا برود و سختی می کشی اما به خاطر شوقی که به خانه ی خدا داری تحمل می کنی حالا در زندگی هم این مشکلات را تحمل کن .و حل مشکلات را یکی یکی شروع کنم تا همه اش حل شود و یکمرتبه مشکلات حل نمی شود مثل پله های سرداب که باید یکی یکی پایین و یا بالا رفت یکمرتبه نمیشود سرداب جایی بوده که در قدیم آب باران آنجا ذخیره می شده توی مشکلات هم باید عزم و اراده و ایمان هم داشته باشم و خواسته هایم قوی باشد هر کاری که می خواهم انجام دهم بگویم من بهترین میشوم مثلا در کنکور بگویم من بهترین رشته و در بهترین دانشگاه قبول می شوم برای رسیدن به خواسته هم باید تلاش و کوشش زیادی انجام دهم و اراده ی من باید مثل یک سرباز یا فرمانده باشد که در کنگره سرباز ها ما شاگردها هستیم و فرمانده ها کمک راهنماها و مرزبانان وووو....که هر دستوری دادند باید بگوییم چشم .

در ادامه کمک راهنمای محترم خانم زهرا هفته ی همسفر را به تمام اعضای لژیون تبریک گفتند :
در موردحرمت های کنگره صحبت کردند که رعایت کنیم احترام هایی که به جایگاههای بالاتر باید بگذاریم حد و حدودی که روزهای پنجشنبه باید رعایت کنیم و با آقایان مسافر نباید صحبت کنیم حتی اگر خواستم با مسافر خودم صحبت کنم باید با مرزبانی هماهنگ شوم به راهنماهای لژیون دیگر هم احترام میگزاریم از راهنمای دیگر من حق ندارم مشاوره بگیرم چون هم برای خودم هم آن کمک راهنما درد سر درست می شود خرید و فروش در کنگره انجام نباید بشود و اگر این موارد دیده شود حتی کمک راهنمای آن لژیون باید لژیونش بسته شود یک مثال از اقای مهندس زدند که اقای مهندس می گویند عقاب تحویل بدهید نه کلاغ که فقط جار و جیر کند  جهان بینی در ورزش صحبت کردند که در پارک هم باید به سرپرست تیم ورزشی هم مثل راهنمایم برخورد کنم یا اگر در ورزش با کسی مشکلی پیدا کردم حق ندارم در زمین ورزش به او ایراد بگیرم یا توهینی بکنم باید توی شعبه بیایم و در مرزبانی مشکلم را حل کنم و یکی از قوانین کنگره است که من یک رشته ی ورزشی داشته باشم و  جمعه ها در پارک شرکت کنم و اگر نباشم خدمتی هم نمی توانم بگیرم یا اگر کسی چهل تا سی دی را ننوشته باشد اجازه ی خدمت در هیچ جایگاهی را ندارد .
پیامی اول سی دی گمگشته هست که در مورد محبت است که تنها پیوند محبت ما را بهم متصل نگاه می دارد انشاالله که آن عشق واقعی و محبت واقعی بین همسفر و مسافر همیشه برقرار باشد و همین عشق و محبت بوده که من سالهای سال در کنار یک مصرف کننده زندگی کردم و پیوندم به کنگره باعث شد آن عشق و محبت دوباره زنده شود .
وقتی زندگی عرصه را برایمان تنگ کرد خیلی از ما به سیم آخر زدیم خیلی ها رفتند و خیلی ها هم که نرفتند توی دلشون عشق و محبت را گشتند با زدن به سیم اخر و گاهی حتی آرزوی مرگ مسافرشون را می کردند خیلی وقتها مسافری که از همه جا رانده شده بود به سیم آخر زد و خودکشی کرد یا عده ای سنگوب کردند وقتی به سیم آخر میزنی شاید باعث قتل یک نفر بشوی یا بعضی اشخاص میزنند به در بی خیالی که حتی در موردش نمی خواهند حرف بزنند و این غم جمع می شود و یک جا سر باز می کند مثلا می خواهی به طرف چیزی بگویی ولی چون می دونی حالا اگر گفتی جنگ می شود نمی گویی ولی اینقدر درون تو غوغا هست و برای خودت به سیم آخر می زنی و دیگر حتی به خودت هم اعتنا نمی کنی یا شروع به دعا می کنی و قتی هم به سیم آخر می زنم خدایی خدا را هم زیر سوال میبرم که خدا چرا من باید این طور باشم و خدا از سر لطف و مهربانی می گوید آرام باش بنده ی من . و من تو را قراره یک جای خوبی ببرم که هنوز ظرف تو آماده نیست و یک جاهایی باید سر تسلیم فرو ببرم به کسی که با مشکل دارم و از دستش خیلی عصبانی هستم تسلیم شوم تا قدرت تفکر و عقل در من بیدار شودو این بهترین راهکار است وقتی از دست یک نفر خیلی رنج دیدم تسلیم شوم و سکوت کنم هیچ کس نمی گوید کم اورد شاید طرف بگوید ولی عقل و منطق و آموزشهای کنگره می گوید تسلیم شوم وقتی چشمهایم را ببندم و هر چه سر زبان دارم بگویم قدرت درک و تفکر و می بندم و چه بسا چاهی برای خودم می کنم که دیگر نمی توانم بر گردم همیشه می گویند در دعوا و عصبانیت جاییهم برای آشتی و برگشت بگذار و سیم آخر یعنی رابطه ی من با دیگران و اگر سیم آخر پاره شود یعنی دیگر نمی توانم با طرف رابطه ای داشته باشم واین رابطه ی عمیقی هست که خداوند بین من و فرزند و یا زن و شوهر یا خواهر و برادرم قرار داده و من قطع کردم  و اگر این کار را کردم خودم را می کشم و مدفون می کنم و اینکه همسفرها هیچ راهکاری به مسافرشون ندهند و اگر با راهکار من مسافر به نتیجه نرسید می گوید آب که از سر گذشت چه یک نی چه صد نی و میگوید من که نتیجه ندیدم و تمام تلاش راهنمای یک مسافر هم هدر می رود و مسافر می رود و دیگر ممکن است تا مدتها دیگر روزی او نشود که به کنگره بیاید و درمان شود .
و همیشه در تمام مسائل زندگی محتاط عمل کنم ببینم آیا این صحبت من یا قرار داد و معامله ای که من می خواهم بکنم آیا ختم به خیر می شود آیا بروم بدونه فکر با قرض یک خونه ی بزرگ بخرم و بعد نتوانم بدهم و بانک بیاید خانه یمن را مصادره کند یا اندازه ی پولم یک خونه ی کوچک بخرم و بدانم که بهترین راه کوتاهترین راه نیست و بدانم ره صد ساله را یک شبه نمی شود رفت پس صبر کنم تا رحمت خداوند هم با تلاش و کوشش من شامل حالم شود .
در آموزش اولین آموزش دهنده ی هستی قدرت مطلق است که قوانین الهی را از طریق پیامبران به ما ارسال کردند و هر کسی سر تسلیم فرو برد موفق شد و تمام پیامبران ما هم که آقای مهندس در این سی دی هم گفتند رسول خدا چقدر شکنجه ها کشیدند ولی هیچ وقت نا امید نمی شدند و می گفتند یک نفر که از جهل و نادانی احیاء شود مثل این است که تمام عالم احیاء شده اند یک انسانی که دارد در کنار من زندگی می کند و من یک همسفر بسیار خوبی هستم که نق نزنم در حاشیه ها نباشم و هدفم فقط درمان مسافر است یعنی من دارم یک انسان را احیاء میکنم یک انسان را و مقام این انسان پیش خداوند بسیار بالاست و کنگره 60 صبر واقعی را به ما آموزش داد اما باز هم گفته می شود همسفر تو بر مرکبی نشسته ای که گرچه دیر به مقصد می رسی اما سالم و کامیاب خواهی رسید پس عجله نکن و در جای خود بنشین و به آنچه علاقه داری مشغول باش حالا علاقه ی من چیه ؟سلامتی مسافرم هست اما باید همسفر واقعی باشم مثلا اگر با کسی بروم مسافرت که همیشه غر می زند آیا این مسافرت به ما خوش می گذرد؟ نه . و من فقط می خواهم که زود این سفر تمام شود و به خانه ام بر گردم پس من همسفر هم حواسم باشد کاری نکنم که مسافرم بگوید کاش نیامده بودم کنگره آمدم درست شود تازه بدتر شد .
می گوید بر بام من مسلح بیا یعنی باید سلاح علم و دانشم بالا باشد و همسفری که دارد مرتب سی دی می نویسد فرصت غر زدن و گیر دادن به مسافرش را ندارد و این قدر فکرش مشغول آموزشها هست که وقت این همه گیر دادن و نق زدن را ندارد و تمثیل طبیعت این است که این زمین وجود انسان است زمین وقتی باران رحمت بر آن می بارد حاصل خیز می شود و سر سبز میشود زمین خود انسان میشود و باران رحمتی که باید بر زمین ببارد محبتی است که من قبل کنگره گم کرده بودم و هنوزم دارم لنگ میزنم اگر محبت واقعی و به اندازه باشد غر نمی زنم و مسافر من بهترین مسافر دنیاست حتی با اشتباهاتش که می کند وقتی دکتر هم می روم برای عفونت گلوی من آنتی بیوتیک می دهد و من وقتی مصرف می کنم بدنم ضعف میرود ولی می گویم باز هم عفونت گلویم خوب شد و به دیده ی منت می خرم چون ممکن بود عفونتی که در بدنم بود باعث مرگ من شود . 
حالا در کنگره هم آمدم همان سفر اولی که مسافرش می آید و نیم ساعت توی لژیون می نشیند خیلی با اولش فرق کرده پس قدر بدانم و مسافری که به کنگره امده به جای پر برکتی وصل شده و انشا الله خیر و برکت و آرامش روز به روز در زندگیت جاری می شود فقط صبر می خواهد و بدانم هیچ چیزی را بدونه بهاء به آدم نمی دهند و من باید یک همسفر قدری باشم تا رهایی مسافرم را ببینم .
آقای مهندس می گویند ما در کنگره کاری به مدرک نداریم و چه کاره است و اینجا من همسفر صبر واقعی داشته باشم و تسلیم رضای خدا باشم و دست یک درد کشیده و رنج کشیده را بگیرم به مسافرم که داره لنگ میزنه و حالش بده باید کمک کنمدر کارهایم در کنگره مثل یک سرباز و فرمانده باشم هرچه فرمانده گفت بگویم چشم چون اگر سربازی گوش به فرمان نباشد جریمه می شود و اضافه خدمت می دهند اما در کنگره به کسی اضافه خدمت نمی دهند و کسی که گوش به فرمان نیست خود به خود از حلقه خارج می شود کسی که حرمتها را زیر پا بگذارد اصلا بهش نمی گویند فقط شال آن خانم راهنما را می گیرند و لژیون او بسته میشود یا می گیویند رهجو های فلان لژیون دوماه کنگره نیایند اما وقتی راهنما به بچه ها می گوید اینها حرمت کنگره است و شما باید یان ها را رعایت کنی و به جایگاههای بالاتر احترام بگذاری اگر با کسی مشکل پیدا کردی به راهنمایت به مرزبانی شعبه می گویی نه بروم به یک نفر دیگر بگویم فلانی فلان کار و کرد عیب دیگران را در سینه نگه دارم و افشاء نکنم یا با خودش به خوبی حل کن یا با راهنما یا مرزبانان با عشق و محبت مشکلت را حل کن اگر دیدم در لژیونم کسی حرمتی را زیر پا گذاشت آرام بهش بگم که فلانی گفته اند این کار را نکن ولی حالا شما هر جور سلاح می دونی شاید آن طرف از من بدش بیاید ولی بحث لژیون من بالا نمی رود اگر به قوانین الهی سر تسلیم فرو برده بودم که جای من اینجا یا بین اعتیاد نبود اما باز هم این اعتیاد را می بوسم روی چشمهایم می گذارم چون من تاریکی ها را تجربه کردم برای رسیدن به عظمت روشنایی ها .
سعی کنم که پنجشنبه ها را بیایم چون اینجا بسیار جایگاه مقدسی هست که از دست می دهم و گاهی بند هایی به پای خودم می بندم می گویم من یک سال است به کنگره می آیم چرا همه چیز خوب نمی شودو حالا مسافرم آمد کنگره بدهکاری دارم خانه و ماشین هم ندارم مسافرمم می خواهد درمان شود حالا کدام باید توی الویت باشد ؟اول باید اعتیاد درمامن شود تا بقیه ی آنها هم یکی یکی حل شود و اگر طلبکار آمد در خانه با او چکار کنم اگر می توانم با حرف زدن و وقت گرفتن یا اگر پس اندازی دارم بدهم تا بعد که مسافرم درمان شد از او بگیرم و خیلی جاها همسفری که کار می کند اوایل سفر مسافر نباید یکمرتبه دیگه کارش را کنار بگذارد باید صبر کند تا مسافر به تعادل برسد و درمان شود بعد کم کم مسئو لیت هایش را به او برگردان . ولی  آقای مهندس می گویند من تا شش سال بعد رهایی قرض های دوران مصرف را می دادم و اینها باز پرداخت بدهی های من است مثلا دزدی کردم باید آنهایی که می شناسم بروم جبران کنم که در ایات قران می گوید دست در برابر دست ،چشم در برابر چشم ،گوش در برابر گوش باید قصاص شود که در ادامه آقای مهندس می گویند اگر زیادی هم مظلوم بودی داری ظلم می کنی و همان ظلم می آید توی کاسه ی تو بعد می گویی من ظلم نمی کنم ولی چرا هر روز روزگارم بدتر می شود که آقای مهندس توی خیلی سی دی ها روش چطوری ظلم نکشیدن هم به ما یاد دادند . 
گاهی این نفس این قدر حریص شده که نمی گذارد به خواسته های ارزشی بپردازم گاهی من همسفر سعی میکنم لاغر شوم و می گویم از فردا کمتر می خورم ولی نمی توانم و بند هایی که مال اعتیاد هست تازه خیلی محکم تر از این است که من یک غذای ساده یا یک شیرینی را بخواهم نخورم و این یک بند نامرئی هست که دیده نمی شود ولی بندی هست که به اهریمن اعتیاد سفت شده و مسافر می ترسد که موادش را کنار بگذارد و اگر من همسفر یک لحظه خودم را جای مسافرم بگذارم بهتر می توانم او را درک کنم و انشاالله قدرتم را این قدر بالا ببرم که پای همه چیز زندگیم بایستم درسته که من از مصرف کننده رنج می برم ولی آقا تر از مصرف کننده هیج کس نیست و این را من زمانی می فهمم که رها شد و برای تولدش توی چشمهایم نگاه میکند و میبیند که من پای  تمام چیزها و کارهایش ماندم تا امروز بتوانیم اینجا تولدمان را باهم جشن بگیریم که مسافر می گوید از همسفرم می خواهم که برای تمام اذیت هایی که به او کردم حلالم کند .
در این سی دی گمگشته یک شعری هست که در سی دی غم هم هست که می گوید :

یوسف گمگشته باز آید به سامان غم مخور ********کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور 

واین شعر خیلی به ما امیدواری میدهد و میبینیم که یوسف پیامبر از چاه ذلت به عظت رسید و پدرشان حضرت یعقوب چه صبرها که نکردند در فراق یوسف و با این که پیامبر بود حکم از طرف خداوند بود که نداند بجه اش کجاست و برای خودش یک کلبه ی احزان درست کرد و انجا برای فراق یوسف گریه می کرد و هیچکس را هم به آن کلبه راه نمی داد و همه ی ما یک کلبه ی احزان برای خودمان درست کردیم و کنگره 60 ما را آرام آرام به یوسف و رهایی زندگی رسانیدو با صبر من هم به عظت می رسم همان طور که یوسف در برابر تمام سختی ها صبوری کرد خداوند به او اجر داد و او را عزیز مصر گردانید و همان خدایی که در دل چاه فرشته یوحی را برای یوسف ظاهر کرد تا از تاریکی چاه نترسد خداوند این فرشته ی وحی را به خانه های ما هم آورد ما را با کنگره آشنا کرد و هر روز می توانیم  سی دی های آقای مهندس این فرشته ی نجات را گوش کنیم و به زندگی امیدوار شویم . 
آقای مهندس می گویند یک روزی من همه چیزم را از دست دادم و حالا همه چیزم بر گشته و حتی دارم یک خدمت عاشقانه هم به تمام انسانهای روی زمین می کنم و من هم اگر صبر کنم اوج عظت خود را بدست می آورم و اگر جایی دیدم حقم دارد ضایع می شود باید با اسلحه ی حق و بیان درست حقم را بگیرم و اسم قصاص در آیات قران هم هست اما من یک دعوای خانوادگی با کسی دارم اینجا به من می گویند ببخش و در حق او دعا کن . اما اگر جایی لیوان سم را دیدم دارند به عزیزانم می دهند یا به هر کسی دیگر نمی توانم ساکت بمانم تا طرف بخورد و بمیرد آیا مینشینم و نگاه می کنم که به پسرم مشروب بدهند نه من طاقت نمی آورم که ساکت بمانم و میگوید در جایی زیادی خود را مظلوم واقع ندهید یا اگر جایی دارند حق بچه ها یا خانواده ام ضایع می شود یک ارثی یا پولی را کسی از ما بالا بکشد اینجا ساکت نمی شینم و نمی توانم ببخشم باید شکایت کنم و حق خودم و خانواده را دفاع کنم با بیان محکم حقم را می گیرم که حضرت علی می فرمایند حق گرفتنی است دادنی نیست شاید اگر کسی هم در حق من زبانی ظلم کرده الان تسلیم می شوم اما بعد با فکر کردن که چطور با این حرف بزنم که او متوجه اشتباهش بشود اما نباید آشوبی به پا کنم چرا چون ما برای وصل کردن آمدیم نی برای فصل کردن آمدیم پس با سلاح عشق و محبت و جاهایی هم سلاح عشق و محبت برای شخص جایز نیست و باید خودم را کمی کنار بکشم تا طرف بیدار شود باید بدانم کجا چکار کنم و مثلثی هست که آقای مهندس می گویند صداقت ،حماقت ،خیانت . باید فاصله ی بین اینها را من بدانم که کجا با صداقت پیش بروم .کجا این کار من حماقت است .و کجا این حرف من خیانت است به طرف مقابلم باید اندازه ها را بدانم اگر من عشق واقعی به خاطر خدا داشته باشم حتی بدترین آدمهای دور و برم مرا اذیت می کنند چون عشق خلوص دارد و خداوند خودش عشق ناب است به انسان هم قدرت تشخیص می دهد که از صورت طرف می فهمم که این حرفی که به من زد چه مدلی بود آیا از سر خیانت بود یاحماقت یا صداقت بود و گاهی من انتقاد پذیر نیستم حرفی که طرف می زند می خواهد من را بیدار کند ومن فکر می کنم می خواهد مرا زمین بزند 








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 23 دی 1398
شنبه 28 دی 1398 11:16 ب.ظ
سلام و خدا قوت به خانم یگانه که مثل همیشه جامع و کامل مطالب رو گذاشتند ممنون از خانم زهرای عزیز
شنبه 28 دی 1398 07:22 ق.ظ
سلام وخدا قوت خدمت خانم یگانه وخانم مرضیه ی عزیز وتشکر از خانم زهرا بابت همه ی زحماتی که برای ما میکشند مطالب خیلی جامع وکامل بود از همه ی شما ممنونم
پنجشنبه 26 دی 1398 01:12 ب.ظ
جلسه ای پر از آموزش و پرورش از انرژی بود.من چقد از همه دوستان انرژی گرفتم
پنجشنبه 26 دی 1398 11:42 ق.ظ
به لژیون مقاوم وپرتوان امواج نور خدا قوت میگویم وارزوی بهترین ها رو برایتان دارم خانم یگانه عزیزم وخانم مرضیه عزیزم سپاسگزارم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic