امواج نور
وب لژیون همسفر زهرا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


شما اکنون چون پرنده ای هستید که آماده فرمان پرواز خویش است پرواز راآموخته است برای اینکه از شعاع نوری که ساطع شده وبه زمین رسیده است به بلندای همان نیرو به پرواز درآید این سعادت را حافظ باشید وعزت خویش را به دست آورید وجای خود رااستوار بگردانید وما هم خشنود هستیم

مدیر وبلاگ :همسفر مرضیه
                      به نام قدرت مطلق الله
همسفران لژیون پانزدهم (امواج نور )درروز دوشنبه به  تاریخ 98/10/30 به استادی کمک راهنمای محترم خانم زهرا و دبیری خانم یگانه و حضور گرم دوستان با دستور جلسه سی دی بیکران یک راس ساعت مقرر آغاز بکار نمودند .
ابتدا در مورد همایش روز جمعه ی آینده که در پارک شهدای شهرداری برگذار می شود و حضور تمامی همسفران در روز جمعه راس ساعت هشت یاد آوری کردند .

ابتدای سی دی رقص هزار پا را می گوید که خانم مهسا گفتند در یک مجلسی بود که حرکات موزون (رقصی)توسط هزار پا اجرا میشود که خر مگس به ملخ می گوید می خواهی کاری کنم که دیگر هزار پا نتواند برقصد میگه بله میروند از هزار پا میپرسند شما وقتی می رقصی اول کدام پاتو حرکت می دهی و دوم کدام پا را و دیگه هزار پا که نمی دانسته که چطور و کدام پا را حرکت می داده و فقط حرکات را انجام می داده مثل خیلی از کارهایی که ما بدون اینکه به آن فکر کنیم طبق عادت انجام می دهیم .
خانم زهرا فرمودند :مثل انسانی که مدارج علمی را بالا رفته و شخصی از حسادت می خواهد که او را پایین بکشد و به هر روشی می خواهد اعتماد به نفس او را بگیرد بزرگترین پیامش این است که من دست روی پیشرفت دیگران نگذارم که آتش حسادت را در خودم روشن کرده ام خودم هم سعی کنم به آن جایگاه برسم نه اینکه او را به پایین بکشم اگر از موفقیت های دیگران خوشحال شدم و سعی کردم که کن هم به جایگاه او برسم نشانه ی بزرگ شدن من است اما وقتی از پیشرفت دیگران نارحت شدم این از حس حسادت است و اگر کسی هم اشتباه مشارکت کرد سریع نگویم که اشتباه گفتی و مهم است که من باعث پیشرفت دیگران شوم نه پس رفت در ادامه اقای مهندس در مورد غذا خوردن صحبت می کنند که می گویند یکی از خطرناک ترین کارهای دنیا غذا خوردن است من انسان دندان های محکمی دارم که با آنها بادام هم میشکنم و اگر زبانم زیر دندانم برود زبانم زخمی و له میشود ولی من خودم نیستم که این قدرت را داشته باشم و نگذارم این اتفاق بیفتد این از عجاز خداوند است و هر چیزی را که من بتوانم حل کنم به خاطر قدرتی است که خداوند به من داده .
یا غذا وقتی وارد دهان می شود تا وارد معده شود از راه شش هم عبور می کند حالا اگر یک خورده از این غذا وارد شش ها و تنفس من شود به سرفه می افتم و اینجا باید به قدرتی که خداوند به این سیستم جسم من داده توجه کنم سلولهایی خدا در وجود من قرار داده که هشت برابر کره ی زمین است در هر حال باید به قدرت خداوند تفکر کنم و من همسفر که ناامید میشوم و می گویم بیایم کنگره برای چی و چقدر آمدم و این حالش خوب نشد تو قدرت و اراده ی فک خودت را نداری پس طبق سی دی گمگشته یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور مسافر تو هم اینقدر قشنگ درمان میشود که تو متعجب میشوی پس فرصت بده تا خداوند در وقت مناسب این کار را حل کند .
که پیامی در مورد وادی چهاردهم در این سی دی آمده که می گوید ارابه ها را در بیکران به حرکت در آورید بیکران یعنی نامحدود بی اندازه ومن دستم به جایی بند است که پر از رحمت و لطف خداوند است و مطمئن باشم اگر ارابه را به حرکت در آورم از بیکران و نعمت های نامحدود الهی پر از خیر و برکت می شوی .و سلامتی یک مسافر حال خراب کمترین چیزی هست که کنگره به من می دهد .پس حرکت کن و نق زدن را کنار بگذار که آقای مهندس برای ارابه مثال می زنند که می گویند که ارابه را اگر به حرکت در نیاوردی موریانه چوبهای آن را می خورد یا مثل آبی که اگر راکت بماند به گنداب تبدیل می شود .پس برای هر کاری باید حرکتی انجام دهم که ما در کنگره استادی چون آقای مهندس داریم که در مورد اضافه وزن هم به ما راهکار داده اند که چهار سی دی اضافه وزن و شش سی دی ساختمان جسم دادند که در کنگره آقای مهندس گفتند اگر کسی در کنگره چاق باشد و اضافه وزن داشته باشد حتی جایگاه خدمتی به او داده نمی شود کمک راهنما هم نمی شود چرا چون آقای مهندس گفتند که چاقی بدترین امراض است و خیلی بیماری هایی را بدترین امراض دانستند که یکی چاقی، یبوست ،دانش های کشف نشده که اینها بیماری های زمان ما است باید حرکت کنم برای رفع مشکلم که با نشستن مشکل من حل نمی شود شما حرکت من پایان خط با من یعنی وقتی می گوید از تو حرکت و از خدا برکت یعنی وقتی خدا می بیند تو یک قدم برگشتی در مسیر درست و سالم زندگی کردن خداوند هم به وسیله ی الهام والقاءکسانی را سر راه من قرار می دهد مثل مسافرانمان که وقتی درد اعتیاد دردناک و سخت شد برایمان به هر دری زدیم و با تمام وجود خواستیم خدا هم کنگره را سر راه ما قرار داد و دیدیم که مسافرانمان دارند چطور درمان میشوند وقتی شما یک جا راکت ماندی مثل صخره ی گلی فرو می ریزی وقتی ناامیدشوی بلند شدنت خیلی سخت است و چه انسانهایی که ناامید شدند و دست به خودکشی زدند .
که در وادی هشت می گوید که با حرکت راه نمایان می شود باید بدانم به کجا می خواهم برسم که هیچ دانشی بالاتر از دانش الهی نیست که به وسیله ی آقای مهندس به ما داده میشود .
خانم مهناز گفتند :
در قسمت بعد میگوید به آنچه پی بردن تمنای دل می خواهد یعنی :خواستار انجام آن کار که هستی هر سختی باشد به جان و دل می خری و از ته دل بخواهی و سمنج باشی برای چیزی که می خواهی مثل یک نفر که به خواستگاری می رود و به او می گویند اگر دیگه اینجا آمدی سرت را یا پایت را میشکنیم و آن شخص می رود حتی اگر سرش را هم بشکنند باز هم چون او را می خواهد و تمنای دل دارد می رود تا به خواسته اش برسد ما هم برای هر کاری پشتکار داشته باشیم تا بتوانیم به هدفم برسم . و اگر برای هدفی واقعی تلاش کنم ولی گاهی هدف و خواسته ی من به خیر و صلاح من نیست .و داشتن تمنای دل در کنگره یعنی یک حس سالم ما در جهان بینی در مورد حس می گوییم :
خانم مرضیه گفتند :که حس مانند یک خبر نگار در تمام کائنات اطلاعات جمع می کند و به عقل منتقل می کند حس تنها چیزی که باعث به کار افتادن قوه ی عقل می شود عقل تابع حس است و اگر حس آلوده باشد اطلاعات غلطی به عقل می دهد و در نتیجه عقل دچار تصمیم گیری اشتباه می شود عقل دو نوع است جزیی و کلی .که  عقل جزیی دانایی خیلی کمی دارد و مثال کوچکتری را حل می کند اما اگر عقل کلی باشد مثال بزرگتری را حل می کند.حس در ما هم جاذبه ایجاد می کند و هم دافعه یعنی میتواند ما را به چیزی جذب ویا دفع کند برای حس باید یک گیرنده و یک فرستنده باشد تا ما بتوانیم دریافت کنیم و در کائنات خیلی صدا ها و تصاویر هست ولی ما قادر به تمامی آنها نیستیم چون گیرنده های ما ضعیف هستند یکسری حسها مال صور آشکار ماست و یکسری حس ها هم از صور پنهان ماست که حسهای صور آشکار ما گوش،چشم ،دست ،پا ،سر  ووووو...... که اینها پیامها را به مغز ما انتقال می دهد و مغز ما تجزیه و تحلیل می کند و عقل ما فرمان می دهد و حس خارج از جسم است و در جان ماست یعنی در کالبد فیزیکی ما نیست و جسم و جان باید با هم منطبق باشد تا حس به ما کار دهد اگر حسهای صور پنهان را بخاهیم کار کند باید حتما حسهایی که در صور آشکار است از کار بیفتد تا حسهای درونی به کار بیفتد و این حسها مثل موقعی است که ما در خواب هستیم مثل خوابهایی که میبینیم حسهای خارج از جسم ما است .و حس یکی از اظلاع مثلث عشق است و ما نمی توانیم مثلث عشق را ببندیم و به کسی عشق نورزیم .

کمک راهنمای عزیز ادامه دادند : تنها پیوند محبت است که ما را بهم متصل نگاه خواهد داشت .
خانم الهام سوال کردند اینکه می گوییم در بعد های دیگر با فلانی بودیم و این حس را با او داشته ایم که امروز هم در کنار او قرار گرفته ایم یعنی چه ؟
ما بحث روح مشترک و حس مشترک را در سی دی های قبل داشتیم که آنهایی که حس مشترک دارند در کنار هم قرار می گیرند و این به بعد های قبل یعنی عالم الست بر می گردد روزی که ذره بودیم وقتی که به خداوند بلی گفتیم و پای تعهد های خود می ایستیم پای تمام قوانینی که خدا گفته بدی بد است خوبی خوب است ووو....
چرا وقتی زنگ می زند حالم را می پرسد عشقم به او بیشتر می شود چون فطرتا این عشق و محبت هست تنفر و کینه هم در وجود من هست و بوده و هر دو از روز الست در من نهاده شده هم رضائل و هم فضائل در وجود ما هست با قدرت اختیار و قوانین خدا می توانم خودم را مورد آزمایش قرار دهم و باید برای چیزی که برای من زحمت کشیده شده مثل معجزه ی هستی و زمان ووو از این وقت چگونه استفاده کردم باید جواب پس بدهم من وظیفه دارم باتمام چیزهایی که یاد گرفتم و می دانم که دوتا فرشته جن و روح  هست که مدام دارد به من الهام و القاءمیکندو مرتب من در گیر نبرد درون هستم و انتخاب با من است و تمثیل ها به من نشان داده می شود که برای من قابل باور شود  و ما مثال طبیعت هستیم و طبیعت را به زمین مثال زده زمین یعنی محبت درونی من که سایه ها را در این سی دی توضیح می دهد که من خودم یک سایه هستم و جسم فیزیکی من یک سایه هست و برای اینکه برای من قابل باور باشد از تمثیل استفاده می کنیم اصل آموزش های کنگره حس است و حس مانند خداوند است و همنام خودش قابل حس است برای همین کنگره 60 از اشخاص مصرف کننده برای درمان اعتیاد کمک میگیردچون آن شخص خودش تمام فن هایی که قرار است یک مسافر دیگران را دور بزند بلد است پس همسفر نباید نگران باشد چون راهنما خودش کارش را بلد است پس یک رهجو نمی تواند راهنما را دور بزند چون حس ها را می فهمد اما توهین به رهجو نمی کند 
خانم مهناز سوال کردند که اگر یک نفر در خانواده همیشه در صدد این باشد که مرا اذیت یا خورد کند باید چه کنیم ؟
این نقاط حساس انسان است که بعضی ها می گردند ببینند نقاط حساس یک شخص کجاست و بگردیم و آن را ضربه فنی کنیم و نقطه ضعف شما ایشان پیدا کرده و این مسئله پیشینه دارد و حس شما با ایشان در نقاط منفی مشترک است شما در درون خود به او وصل هستید و مثل یک کشی است که شما میکشید و او می کشد و شما در ذهن خود همیشه با او در گیر هستید شما باید نسبت به ایشان خنثی باشید و برایش دعا کنید و شما با دانش و آگاهی کاری کنم که زیر این دیوار شکسته ننشینم پس این سر کش را آرام آرام رها کنم که کش توی صورت خودم  رها نشود و تا بیکران خوب باشم اما نباید مظلوم باشم باید عاقل باشم و به جای خودش از حقم دفاع کنم و به جای خودش ببخشش داشته باشم .
وقتی به تمنای دل پی بردم الهام شکل می گیرد و تصویر نمایان می شود و تمنای دل من به واقعیت می پیوندد و حرکت کنم و همیشه ببینم که دیگران چه کار کردند که موفق شدند همیشه مثبت ها را ببینم نه اینکه اینقدر بدی ها را ببینم که خوبی ها به چشم نیاید وقتی حس من تزکیه شود حس های دیگران زود حس منا دریافت می کنند ولی وقتی فرستنده ی من مشکل داشته باشد نمی توانم هیچ چیز را دریافت کنم و همیشه مشکلات کوچک را حل کنم تا کشف شهود ها به من داده شود همه را نمی توانم با هم حل کنم و برای یک سفر اولی مهم ترین چیز رهایی مسافر است و برای رسیدن به کشف و شهود و سیر وسلوک قانون هست مثل کسی که شیشه می کشد و در ماوراء می رود و خیلی چیز ها را می بیند و مولانا وشمس هم در ماوراء هم خیلی چیز ها میدیدند ما آیا هر دو با هم یکی است چرا علم کنگره خسته کننده نیست چون تمنای دل همه ی ما است که می خواهیم زندگی قشنگی داشته باشیم و برای رفتن به ماوراء باید بهاء بدهم باید تلاش کنم مولانا و حافظ ریاضت های زیادی کشیدند تا شدند خود قوانین خداوند.
پس کشف و شهود برای کسی است که در آن ، آن باشد یعنی اگر جسمم اینجاست خودم و روحم هم همین جا باشد باید بلد باشم که با مسافرم چطور رفتار کنم وقتی بخواهم کشف و شهود می شود برایم آشکار میشود روش رفتار درست با شوهر و خانواده ی شوهر داشته باشم کنگره با آموزش ها به من درست زندگی کردن را به من یاد داد که اگر با کسی در گیر شدم سعی کنم عاقلانه رفتار کنم و ببینم چه حرفی از دهانم بیرون می آید چه کسانی را با خودم دوست و چه کسانی را دشمن می کنم که ما سه لایه داریم که اولی نقاب است که به صورات می زنم و دوم خورده شیشه هایی که در درونم دارم و سوم چهره ی اصلی خودم که پر از محبت است و عشق ناب خداوند است آیا هر چه جواب بدی را با بدی دادم آرامش دارم پس بس است اگر خواستم گوش کسی را بگیرم و دور دنیا بچرخانم خودم هم باید دنبالش بگردم و تمثیل بهشت و جهنم را برایم می گوید که برای هرچیزی مثل بوی گل یا طعم یک شکلات باید مثال بیاورم تا طرف متوجه شود خداوند هم برای اینکه ما متوجه ی بهشت وجهنم شویم برای ما مثال می آورد تا ما حس و درک کنیم که می گوید بهشت به اندازه ی تمام آسمان و زمین و جهنم هم به اندازه ی زمین و آسمان است ما هم در همین جهان بهشت و جهنم را تجربه می کنیم بهشت جایی است که زندگی پر از صلح و آرامش است و جهنم جایی است که پر از درد و رنج است و برای اینکه از جهنم بیرون بیایم باید در صراط مستقیم قرار بگیرم باید تمنایش را داشته باشم تا بتوانم از این جهنم بیرون بیایم که در سی دی طلا آقای مهندس می گویند من شما را در حچل می اندازم و خودم هم بیرون می آورم برای ساخته شدن من اشخاصی را سر راه شما قرار می دهم تا به واسطه ی آن ها ساخته شوید اگر زمین خوردم باید دوباره بلند شدم اگر در این موقعیت زندگیم درد و رنجی هست باید پا بشم که راه برایم باز شود و یک نفر توی کوچه به من آدرس کنگره را بدهد و با این جا آشنا شوم بررسی کردم و دیدم چقدر اینجا برایم خیر و برکت دارد همین که یک آرامش جزیی آمده در ز زندگی من و خدا را شکر کنم .
من که می خواهم به رهایی مسافرم و حال خوش برسم و به شال کمک راهنمایی برسم باید بخواهم وسماجت کنم و بمانم و خسته نشوم و خواست من واقعی باشد درد و رنج دارد ولی باید بهایش را بدهم اگر می خواهم بروم تهران و مسافرم رها شود باید تمام سختی های سفر را به جان بخرم و کفشهای آهنی بپوشم یعنی آموزشهای کنگره ،سکوت کردن ها پیام ها را دریافت کردن ها و خیلی وقتها به ما خیلی الهام ها می شود مثلا از اتاق بیرون می آیی و سقف پایین می ریزد پس الهام شده و ما در این دنیا مردن نداریم فقط از این بعد به بعد دیگر می روم از این حلقه به حلقه ی دیگر می روم اگر در مسیر ارزشها و صراط مستقیم باشم و بهای آن را دادم آن موقع چه الهام های قشنگی به من می شود و چه حسهای خوبی را دریافت می کنم و این حسهای خوب لیاقت من است اما گاهی این حسهای منفی باعث می شود صدای الهام ها را نشنوم و اینقدر در افکار منفی و سیاه چال ذهن فرو بروم که صدای الهامات را نشنوم پس تصورات ذهنی را درست کنم تا الهامات خوب به من برسد .
حس در تمام گیاهان و جامدات ،انسانها ،حیوان هست که می گویند انسان حیوان ناطق نیست و این اشتباه است انسان از همان موقع انسان بوده و به همین صورت بوده حیوان برای خودش دارای غریزه هایی هست اما انسان برای خودش از نظر شعور و فهم از هر موجودی بالاتر است و اشرف مخلو قات و خلیفهٌ الله است و نفس انسان با حیوان فرق دارد و نفس هر چیزی خود آن را مشخص می کند پس من فقط در این دنیا نیامده ام که بخورم و بخوابم و عیش و نوشی کنم برای چیزهای بالاتر و فراتری خلق شده ام برای اینکه مقام انسانی خودم را پیدا کنم وقتی من خلیفه ی خدا روی زمین هستم یعنی تمام صفات خداوند را در وجودم دارم و باید به نقطه ی کمال یا همان مقام انسانی برسم .
حس هم دارای تنوع است یک حس درونی ویک حس بیرونی دارم و حس درونی مثل عقل ،حس ،آرشیو ،نفس که جهان بینی رویهمین هاست که اگر بشناسم تمام صفات ضد ارزش وجود خودم را میشناسم .
انسان شامل جسم و جان است جسم همان کالبد فیزیکی هست و جان کالبد درونی است که جسم انسان با مرگ از بین می رود ولی جان به بعد دیگری می رود و مرکز اصلی حس در جان است یعنی درون انسان . یک پزشک ارتوپد و قلب با جسم ما کار دارد ولی مسئله ی فلسفه که ادیان با ان کار دارند همان جان است و صور پنهان است و باید جان و جسم باید فرق بگذارم اما بدون جسم سالم جان سالمی هم ندارم باید حواسم باشد از نظر مواد غذایی و افکار چه چیزی به جسمم می دهم که با جانم چه میکند و صور پنهان انسان ضربه ای که می خورد از افکار و اندیشه ی من است که کنگره می گوید از فیزیولوژی جسم و جهان بینی روان به وجود می آید وقتی جسمم سالم شد و دیدگاهم دیدگاه درستی شد به وسیله ی قوانین کنگره روان من درست می شود و روان همان خلق و خوی من است که تا قبل کنگره یک انسان عصبی بودم که می خواستم به همه گیر بدهم و حالا همه می گویند چطور شده اینقدر آرام شده و صبور شده . به من می گوید با مگس ها نپر با عقاب ها بپر . 
خانم الهام سوال کردند اگر ما بخواهیم کسی که حالش خراب است را راهنمایی کنم که با این افکارش این قدر آزار نشود چگونه این کار را بکنم؟خانم زهرا گفتند اگر من بخواهم کسی را راهنمایی کنم باید اول دانش آن کار را بلد باشم و اگر بلد نباشم ضربه فنی می شوم من باید اول صبر کنم تا خودم به حال خوشی برسم و من اگر خودم تغییر نکنم حتی برای بهترین و عزیز ترینهایم نمی توانم کاری بکنم اگر خواستم این کار را بکنم چون خودم هم قوی نیستم با به زمین می خورم باید صبر کنم تا قدرت بیان من بالا برود و دانشم بالا برود و زندگی خودم سرشار از آرامش بشوم تا بتوانم به دیگران کمک کنم و برای دیگران درس باشم وقتی انگشت اشاره ی من به طرف یکی باشد سه تای آن به طرف خودم است ما آمده ایم تا خودمان را از نظر دید گاه و جهان بینی ارتقاءدهیم و به حال خوش برسیم و مطمئن باشم اگر حس مشترکی بین ما نباشد و طرف ما نخواهد آدم درستی شود یا صبر ما زیاد می شود یارفتار من اینقدر خوب می شود که روی او هم تاثیر می گذارد .
در پایان دست دوستان محبت در هم فشرده شد و جلسه با دعای آرامش استاد به پایان رسید 

دوشنبه هفته ی آینده 98/11/7 سی دی پای شکسته و کنترل نقاط حساس را می نویسیم 
و سی دی (بیکران دو )را توی لژیون کار می کنیم همه آماده باشند برای کنفرانس در لژیون 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 30 دی 1398
چهارشنبه 2 بهمن 1398 09:22 ق.ظ
سپاس فراوان از خانم زهرا عزیز وخانم یانه خدا قوت پیروز وسر بلند باشید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic