امواج نور
وب لژیون همسفر زهرا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


شما اکنون چون پرنده ای هستید که آماده فرمان پرواز خویش است پرواز راآموخته است برای اینکه از شعاع نوری که ساطع شده وبه زمین رسیده است به بلندای همان نیرو به پرواز درآید این سعادت را حافظ باشید وعزت خویش را به دست آورید وجای خود رااستوار بگردانید وما هم خشنود هستیم

مدیر وبلاگ :همسفر مرضیه


همسفران لژیون امواج نور در روز پنجشنبه 98/11/3به استادی کمک راهنمای محترم خانم زهرا ودبیری خانم یگانه و حضور دوستان با محبت با دستور جلسه کتاب عبور از منطقه ی60 درجه زیر صفر با عنوان ساختن قالب  راس ساعت مقرر آغاز بکار نمودند .

یادم باشد همیشه نقطه تحمل طرف مقابلم را بسنجم اگر از نقطه تحمل افراد عبور کردیم او را به آشوب می کشیم گاهی با دخالت کردن در کار مسافرم باعث می شوم که او حرکت درستی نداشته باشد و به ظاهر خودش را آرام نگه دارد اما در انتها خودش را فردی بی لیاقت تصور کندهمیشه سعی کنم اگر جنگی یا دعوایی بود آتش را شعله ور نکنم بلکه کاری کنم آبی باشم بر روی آتش و کاری کنم جنگ خاموش شود .

بدانم در هر جایی از زندگیم احتیاج به یک راهبر دارم کسی که راه را بلد باشد و ترسی نداشته باشم از اینکه حرکت کنم .آقای مهندس هم برای خودشان استادانی داشته و دارند و انسان همیشه از نسیان می آید این آموزشها شاید در گذشته هم به گوش ما خورده بود اما الان بستر آماده شده که دارم پذیرش پیدا می کنم اگر اینها به گوش ما نخورده بود اینها به دل ما نمی نشست چرا وقتی سی دی گوش می کنم حالم خوب میشود این مسافری که در این بعد من دارم ازدستش شکنجه می کشم در بعد های قبلی امکان دارد رابطه ی خیلی خوبی با من داشته مسیر ما را به این جا کشانید تا این تاریکی ها را با هم تجربه کنیم و انشاالله در بعد های بعدی مسیرها را به بهترین نحو با هم بگذرانیم و انشاالله که بتوانیم یک قالب درست برای خودمان به وجود بیاوریم مثل مسافری که وقتی وارد کنگره می شود یک قالبی دارد بسیار بهم ریخته اما زمانی که جسمش به درمان رسید یک قالبی از او در می آید و آرام آرام خودش خدمت گذاری می شود برای دیگران . 
و مسافر بعد از رهایی سر تعظیم فرو می آورد و از همسفرش می خواهد که او را ببخشد و از تمام کسانی که در این راه به او کمک کردند تشکر می کند حتی سفر اولی که در کنگره بود و او میدید باعث شد که یادش نرود روز اولی که به کنگره آمد چه حالی داشت  اگر قالب درست باشد همه چیزدرست میشود و اینکه سر وقت بیایم باعث می شود که قالب درستی به عمل بیاید.
پس کمک کنم که هم قالب درستی از خودم بسازم و هم از مسافرم درست شود و از اقای مهندس و استادان ایشان تشکر می کنیم و دستشان را می بوسیم که صور پنهان و آشکار ما را دارند قالب هایش را درست می کنند و به موقع وقتی قالب من ساخته شد می فهمم که استادان آقای مهندس هم که بودند پس زمین من باید شخم بخورد تا آماده شود برای کاشتن بذر وجودی خودم .
من باید به خودم ببالم که اذن صادر شد که من هم در کنگره حضور داشته باشم .و ما مجموعه ای از حرکتهای تازه و ثمر بخش آغاز گر اندیشه و فکر نو و جاری به بیکران یعنی ما تا بیکران و بی انتهای این آموزشهای کنگره 60 می توانید بروید و حرکتی شروع کردید که انتهایی ندارد و به حلقه هایی می پیوندم که خودم باورم نمی شود فقط نباید یاس و ناامیدی در من باشد نباید رنج داشته باشم وقتی من مو به مو وادی اول را اجرا کردم قدم بعدی و راه برای من و مسافرم باز می شود .
که در کنگره پایانی نیست در زندگی هم پایانی نیست زیرا پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگری است همین طور که آقای مهندس می گویند مردنی وجود ندارد فقط از این حلقه به حلقه های میروم اما میتوانم که در جهالت بمیرم وقتی پافشاری کنم که این حرفی که من می زنم درسته این کاری که من می گویم درسته و نمی گویم چرا اینقدر ادعای دانایی می کنم شاید دانا نیستم شاید این چیزی که در آن پافشاری میکنم برایش به نفع من است در نهایت انسان هر چه بداند باز هم نمی داند .
و کسی که می آید در کنگره می گوید من این مواد را بگذارم کنار می روم و دیگر پشت سرم را هم نگاه نمی کنم ولی کنگره یک قالب درست و اساسی برایش درست می کند و اول صورت مسئله ی اعتیاد را به یاد می دهد وقتی ساختمان جسم را فهمید با خودش می گوید ای وای یعنی من با این جسمم چکار کردم اول که می آید می گوید می خواهم در دهان همه را ببندم تا دست از سرم بردارند ولی بعد می بیند که نه هر چه پیش می رود بیشتر دوست دارد که آموزشها را ادامه دهد و نیروهای الهی رهایش نمی کنند همان هایی که استارت حرکت تو را زدند و کمک کردند که به رهایی برسی و قالب تو درست شود خیلی ها به کنگره می ایند ولی همه ماندنی نیستند صد نفر برای آموزش ساز می روند ولی سه نفر ساز زن خوبی می شود و دعا کنیم انشالله به موقع تفکر خفته بیدار شود که اگر بیدار نشود امکان دارد به بعد های بعدی برود و امکان دارد در بعد بعدی مثل اینجا که من این جسم را دارم آنجا قالب مثالی من از این جنس نباشد و رسیدن به قالب اصلی که در این بعد می توانم درست کنم آنجا چه بسا سخت تر باشد .
پس وقتی اینجا مسافرم را به دست کمک راهنما و کار بلد می سپارم دیگر دخالتی نداشته باشم و نگران نباشم می آید می خورد زمین ولی خودش بلند می شود نترس اگر برود هم دوباره بر می گردد و توی روزی او هست که به درمان برسد و ناامیدی جایی ندارد من سفر خودم را بکنم و مسافرم هم سفر خودش را من سرم توی یقه ی خودم باشد و در کار او دخالت نکنم اگر قرار است که هر کار بکند به من کاری ندارد کاری نکنم که وقتی مسافر می خواهد برود برای رهایی مسافر سرخ و سفید باشد و من همسفر پای چشمام شده پر ازچروک .و کاری نکنم که اینقدر درگیر مسافرم باشم که از خودم غافل شوم و نه به جسمم توجه کنم نه به روحم اگر آرام گرفتم چهره ی من هم مثل مسافری که موادش را کنار می گذارد و خوشکل میشود من هم چهره ام روشن و صاف و پر از آرامش می شود و آقای مهندس می گویند که کسی که در کنگره 60 درمان می شود یک قالب محکمی از خودش می سازد و کسانی که به کنگره می آیند از یک انسان معمولی که هیچ وقت مصرف کننده نبوده بهتر است و خیلی ها با اینکه مصرف کننده نیستند زندگی پابه جایی ندارند رفتارهای پا به قرصی ندارند و خانواده هم از دست اینها رنج می برد . 
با نیروی الهی و خواست عقلانی می شود پیکره را بازسازی نمود .
و حالا اذن خدا صادر شد که به کنگره بیایم بعدش دیگر با خودم است باید به فرمان عقل نزدیک شوم و پیرو قوانین باشم حرمتها را رعایت کنم هر چه راهنما گفت گوش کنم نیروی الهی هم پشت من است و چرا اول می گوید نیروی الهی چون با اذن خدا اینجا هستم چقدر همه جا هستم که مسافرم درمان شود و نشد اما اذن الهی الان خواسته که من در این زمان به کنگره بیایم انشالله نیروی الهی و خواست عقلانی پیکره ی ما را بازسازی می نماید .
و کسانی که خواهان ریزش هستند یعنی بیرون آمدن ازضد ارزشها و بیرون آمدن از گذشته تا کی می خواهم در گذشته باشم که اگر این طور شده بود این طور نمی شد اگر فلانی این کار را کرده بود او اینطوری نبود و هزاران اگر و اما ایی که در ذهنم بگذرانم تا کی می خواهم اسیر چنگال گذشته باشم بیا بیرون و رها کن وقتی بندها از پایت باز شد مطمئن باش نیروهای الهی که تو را به این جا کشانید تو را هم با آموزشها به فرمان عقل نزدیک می کند خیلی جاها به ناامیدی کشانیده شدیم اما یک ندایی و یک الهامی ما را به خودمان برگردانید .
پس من هم بعد از سفر اولم به دیگران بدهم اما در سفر اول حق ندارم چون کسی را یدک می کشم و روی شانه انم می گذارم باید خودم درمان شوم بعد مگر دادشم مصرف کننده نیست اینکه من او را به کنگره بیاورم خوب است ولی باید وزن خودم را تراز کنم و بعد به دیگران کمک کنم .
و خیلی مواظب این ماشین مسافرم باشم سوار یک ماشین فرسوده شده ام پشت سر یک مسافری که تمام حس هایش یخ زده نشستم و او دارد رانندگی می کند باید هیچی نگم که باعث سقوط من و مسافرم به ته دره میشود پس هر جا خواستم حرفی بزنم خیلی با احتیاط حرفم را بزنم و حواسم باشد که این حسهای بهم ریخته را واژگون نکنم تا آرام آرام این مسیر شیب را در آن یخبندان شدید پشت سر بگذرانم .
و در این قسمت آقای مهندس می گویند مطمئن شدم که باید کاری عملی و قابل اجرا و باید عبور را انجام دهم مال وادی پنجم بود که باید از قوه به فعل برسانم .اگر فکرت درست نباشد و حرکت کنی به نتیجه نمی رسی و اگر فکرم درست باشد ولی حرکت نکنم باز هم اشکال دارد و کارهایم را پس از تفکر به حرکت و عملی تبدیل کنم تمام نیروهای ما که در اثر مواد مخدر آلوده شد دوباره به دست خوده مسافر بر می گردد و حس های برمی گردد . 
یک چرخش کردم و حالم خوب شد و اگر یک چرخش اشتباه هم بکنم دوباره نیروهای اهریمنی مرا به گذشته بر می گرداند و فرقی ندارد که سفر اولی باشم یا سفر دوم سفر دومی هم می تواند چرخش اشتباه بکند چطور می تواند بگوید من خیلی سی دی نوشتم و دیگر نیاز نیست بنویسم و هر جا که من در حالت سکون قرار گرفتم سقوط خواهم کرد علم من باید به روز باشد و هر زمان سی دی های آقای مهندس برای من یک آموزشی دارد .
نمی شود تصور نمود چه تکرار هایی باید انجام شود و چقدر طول می کشد که اثر اعتیاد برود بیرون تو که رها شدی و انتظار داری دنیا را به پای تو بریزد اما یک مصرف کننده که بیست سال مصرف کننده بود یک سال و دو سال کم است و اعتیاد فقط یکی از آنها بود و قوانین الهی را زیر پا گذاشتن به اعتیاد ختم شد و خدا را شکر که وصل شدیم و داریم کمک کم بیدار می شویم و این مسافر حالا حالا ها با شما کار دارد چون کنگره دارد حس و روح شما را مشترک می کند و این حس و روح مشترک ادامه دار با هم است و قراره خیلی لحظات ناب و قشنگی را توی این قرن ها تجربه کنیم پس مطمئن باشم اگر این حرکت تو استحکام داشته باشد و قدم های تو محکم باشد آن وقت هم همه ی هستی را دوست داری و هم یک برگ گلی را که همه می گویند خشک شده و به درد نمی خورد وقتی زیر پایت خش خش می کند برایت زیباست قشنگی ها را بهتر می بینی و سلامتی مسافرت را با پوست و گوشت لمس می کنی . 
ادامه ی سی دی ساختن قالب پنجشنبه 98/11/10 و در مورد چاکراهها هم صحبت خواهیم کرد 
در ادامه دست دوستان محبت در هم گره خورد و جلسه با دعای خانم سحر عزیز به پایان رسید 
از کمک راهنمای محترم خانم زهرا بسیار تا بسیار سپاس گذاریم به خاطر آموزشهای ناب و مفیدشان 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 4 بهمن 1398
سه شنبه 8 بهمن 1398 05:38 ب.ظ
با تشکر فراوان از خانم یگانه عزیز وخانم زهرا لذت بردم وممنون
شنبه 5 بهمن 1398 07:48 ب.ظ
خداقوت و تشکر از کمک راهنمای عزیزم خانم زهرا بابت آموزشهای نابشون
تشکر از خانم یگانه عزیزم بابت ثبت آموزشها
شنبه 5 بهمن 1398 12:08 ب.ظ
سلام دوستان امیدوارم دعاهایتان مقبول درگاه الهی قرار گیرد سلامت ورستگار باشید
شنبه 5 بهمن 1398 10:14 ق.ظ
با نیروی الهی و خواست عقلانی میشود پیکره را بازسازی کرد.یگانه عزیزم واقعا عالی بود موفق باشی عزیزم،مرضیه عزیزم سپاسگزارم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic