امواج نور
وب لژیون همسفر زهرا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


شما اکنون چون پرنده ای هستید که آماده فرمان پرواز خویش است پرواز راآموخته است برای اینکه از شعاع نوری که ساطع شده وبه زمین رسیده است به بلندای همان نیرو به پرواز درآید این سعادت را حافظ باشید وعزت خویش را به دست آورید وجای خود رااستوار بگردانید وما هم خشنود هستیم

مدیر وبلاگ :همسفر مرضیه
                                         بنام قدرت مطلق الله
همسفران لژیون پانزدهم (امواج نور ) روز پنجشنبه 98/11/17 با دستور جلسه کتاب 60 درجه با استادی کمک راهنمای محترم خانم زهرا و اعضای لژیون راس ساعت مقرر آغاز بکار نمودند .
ابتدا خانم مهناز خلاصه ای از هفته ی گذشته را تکرار کردند :ما برای قالب اولیه ی هر چیزی باید قالب درستی داشته باشیم که در کنگره آقای مهندس قالب اولیه ی ما شدند که قالب باید بدون نقص باشد که بشود از روی آن انسانهای دیگر را هم ساخت .

کمک راهنما خانم زهرا گفتند :آقای مهندس این روش درمانی را روی خودشان پیاده کردند و هر کسی که از این روش درمانی استفاده کند سلامتی کامل و بدون وسوسه را دارد و بعد از درمان متوجه می شود که کوچکترین مشکل او مشکل اعتیاد بود وبزرگترین مشکل انسان ها که در زندگی برایشان پیش می آید از جهل و نادانی آنها است و آقای مهندس دید افراد جامعه را به مصرف مواد عوض کردند همین طور دید اشخاص را به زندگی هم عوض کردندو ما روش عشق ورزیدن و محبت واقعی را ما در کنگره یاد گرفتیم .
قبلا یک محبت سوری و قرار دادی داشتیم اگر کسی به ما محبت می کرد محبت می کردیم اگر محبت می کردیم و جواب محبت ما را نمی داد کینه می شد .
و اقای مهندس یک پیامی شدند برای جهانیان برای ساختن قالب یک انسان سالم و کار آزموده که نمونه هایش کمک راهنماها،ایجنت ،اسیستانت  هست که در کنگره هستند و خدمت می کنند و سالم شاداب هستند .
کمک راهنما جدید خانم مرضیه :یک نفر ما مصرف مواد مخدر جسم ،روان و جهان بینی شخص از تعادل خارج می شود و شخصی که در کنگره می خواهد درمان شود باید این سه قسمت به تعادل برسد و یک کمک راهنما باید یک قالب محکم باشد برای کسانی که می خواهند پیش این ها درمان شود اگر قالب محکمی باشد الگو ها هم کامل میشود .
کمک راهنما خانم زهرا :
پیکره با دو نیروی بازسازی می شود . یکی نیروی الهی و خواست عقلانی 
اگر اذن نیروی الهی صادر نشده بود ما نمی توانستیم وارد کنگره شویم و درمان شویم درسته که خواست افراد خیلی مهم است اما اول نیروی الهی و بعد خواست عقلانی این پیکره باز سازی می شود و در خدمت کسانی می شود که خواهان ریزش هستند ریزش از ضد ارزشها و بیرون آمدن از دنیای تاریک اعتیاد .
و خواست عقلانی می گوید در مسیری که هستی باید پیرو قوانین باشی تا تمام غمها و درد ها به عشق واقعی تبدیل شود که وقتی مسافرم حالش خوبه حالم خوب باشد و وقتی حالش هم بد باشد من خوب باشم زیرا یک مسافر پای شکسته و بال شکسته و سر بی کلاه نمی خواهد بال پرواز می خواهد . 
و نیروی الهی قدم های من را محکم می کند اما ضد ارزشها که فکر می کنتم به مصلهت مسافر است ولی این دروغ ها باعث می شود که نیروی الهی نتواند کار خودش را انجام دهد و خداوند از غم بنده گریان میشود چرا چون غم را خداوند برای انسان نمی آورد انسان خودش هر چه به سرش می آید از طریق جهل و نادانی خودش است .اگر مصالح خوبی داشته باشم پیکره درست می شود اما اگر مصالح خوبی نباشد حل شدنی نیست پس حواسم باشد که بی محبتی و بی عشقی نباشد پس گوشهایم تیز باشد قوانین برای همه است اما کسی که حواسش به قوانین هست موفق می شود که آقای مهندس می گوید صد نفر برای ساز زدن شرکت می کنند ولی سه نفر موفق می شود و آن سه نفر کسانی هستند که نا امید نمیشوند و ساز مصرف کننده کنگره هم ساز رهایی است .ولی من همسفر باید صبر داشته باشم آن هم صبر واقعی تا اینجا بهترین چیزها روزی من شود ولی اگر حواسم را جمع نکنم مسافر می رود و ممکن است دیگر اینجا وقت نشود و به بعد های دیگر برسد که آنجا خیلی سخت تر است .
مواد مخدر سد محکمی شد در مقابل تکامل انسان اشخاصی که مواد مخدر مصرف می کردند آیا جزو بدترین آدمهای دنیا بودند مصرف کننده ها قبل از اینکه مصرف کننده شوند ذات خوبی داشتند و آدمهای خوبی بودند ولی وقتی درگیر اعتیاد شد نیروی عظیم شیطانی قد علم کرد که او را در تاریکی فرو برد و باید این در اعتیاد قرار می گرفته تا عمق تاریکی ها را لمس کند و محرومیت را بکشد تا یک روزی محرم شود تا کسی شود مثل میثم یار علی که امروز بشود دستیار دیده بان و آنها و خانواده شان عمق تاریکی ها و رنجها را کشیدند تا امروز محرم شود و در جمع دیده بانان قرار بگیرد پس من همسفر هم دارم خودم را از درون تاریکی ها بیرون می کشم و هم کمک می کنم تا یک انسانی که محبوب خداوند است محرم شود وشما اینقدر پیش خدا مقام شما بالا و عزیز میشود که به باورتان نمی گنجد پس این صبوری ها و این درد کشیدن ها باعث می شود که روزی من هم محرم شوم و همنشین خانم سهیلا و خانم مرجان ووو...شوم مثل یک کمک راهنما که به من اعتماد کنند وبتوانم یک نفر که دارد درد اعتیاد را میکشد آرام کنم و انشاالله که خدا قدرت و توانایی آن را به همه یما بدهد .
یک درخت نخل در گمترین مکان با کمترین آب شور و تلخ چه می وه ای میدهد ؟میوه ای شیرین که هم غذا هست وهم قوت و باعث فرح و شادی و خرما یک میوه ای است که صبر آفرین است پس اگر خیلی درد می کشی و اب تلخی پای زمین دلت می آید قراره یک می وه ی شیرینی بدهم و این فقط خودم نیستم مسافرم هم که درمان می شود دیگر یک جامعه ای از آن فیض می برند و از یک انسان سالمی که هیچ وقت مصرف کننده نبودند هم بهتر می شوند پس اگر قرار است یک محصولی بدهم حواسم باشد این محصول با علم و آگاهی باشد.و در مورد هر چیزی علم آن را یاد بگیرم مثلا تربیت فرزند علم می خواهد و هر چیزی را تا بهایش را ندهی شادابی اش را نمی بینی .
در کتاب می گوید ضربه ای که اعتیاد می زند از مرض وبا بدتر است مثلا مرض وبا واکسن دارد وجسم که بیمار شده بود را درمان کردند اما اعتیاد بدتر است چون هم جسم هم روح ،عقل و تمام صور پنهان انسان را نابود می کند و اینها نابود نمی شوند در یک ضمیر ناخودآگاه حفظ می شوند و زمانی که شخص به اگاهی رسید دوباره به او برگردانده می شود .و شخصی که می خواهد محصول خوبی داشته باشد و از دست این نیروهای شیطانی نجات پیدا کند باید پیرو قوانین باشد پس اگر مسافر هر کاری می کند به من کاری ندارد راهنما خودش حواسش به مسافر من است و هر اتفاقی که می افتد قرار است بیفتد پس من چرا  و  چرا نکنم .راهنما تدبیر خودش را دارد و تا زمانی که من دخالت میکنم مسافر درست نمی شود .و کسی که به طرف روشنایی ها بر می گردد به قرب الهی دارد نزدیک می شود همین که من آن عشق خالصی که کنگره به من می دهد بهاو می دهم حتی اگر او هم کنگره ای نباشد او را به قرب الهی نزدیک می کند پس من غصه یدرست بودن و اشتباه بودن کارهای اطرافیانم را نخورم و کنگره قوت قلب را به من می دهد ولی من نمی بینم و هنوز غر می زنم نمی گوید کاملا سکوت کن ولی می گوید به جا و به اندازه حرف بزن حرفم را قشنگ بزنم و درست از اسلحه ی حق یعنی همان زبانم استفاده کنم به جا به او پیام بدهم . 
و چاشنی صبر من زبان خوب است که از قدیم می گفتند زبان خوش مار را از لونه اش بیرون می کشد پس حواسم باشد وقتی رفت زد و اومد خانه داد و بیداد کنم و جنگ جهانی راه نیندازم به او بگویم که ناراحتم که تو خراب کردی ولی می دانم که تو در کنگره درمان می شوی و من ایمان دارم و اگر حرفی می زنم با گریه یا تنفر نباشد وقتی گریه کردم او می فهمد که من احساس ضعیفی میکنم اما وقتی حرفم را با عشق و محبتم زدم بهتر اثر گذار می شود که حتی آقای مهندس گفتند که هرویئن را اینقدر بزرگش نکنید و در کنگره درمان میشود اما هر چیزی باید زمانش برسد .
در سی دی شکل گیری نیرو ها که به سی دی ساختن قالب خیلی نزدیک بود که می گفت وقتی خداوند انسان را خلق کرد نیروهای عالی در وجود این انسان قرار داد که یکسری از این نیرو ها همان چشیدن ،دین و شنیدن بود و اگر کسی این ها را نداشته باشد زندگی بسیار سخت است و نیروهای دیگر یکی عقل بود که باعث شد انسان بتواند درست فکر کند و در تعادل باشد یا حس یا جان یا در کالبد انسان قرار داده شد و این نیروها باعث می شود که توان ومندی انسان با نیروهای دیگر فرق بکند و حیوانات هم عقل دارند ولی انسان  قدرت اختیار و شعور و آگاهی  دارد که از سایر موجودات  متمایز شد و حیوان هم برای شکار باید تفکر کند که چگونه شکار کند و حس هم در حیوانات هست که سگ بو یایی بسیار بالایی دارد و خرس شنوایی خیلی بالایی دارد ووقتی وارد هر کدام از تاریکی ها میشود که نقض فرمان است توان مندی و قدرت این نیرو ها پایین می آید و بیرون آمدن از تاریکی ها ملزم به این است که شخص کاملا تاریکی ها را درک کند و درد آنرا بکشد تا آرام آرام با نیروی الهی و خواست عقلانی از تحت نی روهای شیطانی بیرون بیاید و این نیروهای الهی به او برگردد و زمانی که مسافر می آید در پیکره ی درمان قرار می گیرد و میزان داروی او کم میشود همسفر متوجه تغییر در مسافر می شود .
و خدا وقتی قدرت اختیار را به دانسان داد تمام این صفات را دیده بود و هم صفات خوب مثل صبر و تفکر و عقل  به انسان داد هم صفات بد مثل حریص بودن و همه را داد تا خودم انتخاب کنم که اگر در منجلاب افتادم خودم را در بیاورم و خدا هم دستش را می گیرد و دوباره قدرت عشق و تفکر را به او بر می گرداند و مسافری که توجهی به همسفر و اطرافیان نداشت حالا همه را خوب می بیند و متوجه حضور همه چیز می شود در صورتی که یک مصرف کننده را وقتی در میان یک باغ گل قرار می دادی هیچ چیزی نمی دید و فقط تا نئشه است که رویا های زیادی می بافد و زمانی هم که خمار است وقتی با او مسافرت هم بروی اینقدر با سرعت می رود تا برسد جایی و مصرف کند و آقای مهندس گفتند خیلی ها مصرف کننده هم نیستند ولی اخلاق و رفتار آنها از یک مصرف هم بدتر است و آنها هم تحت نیروهای شیطانی هستند وشخص وقتی وارد کنگره می شود به واسطه ی جهان بینی تمام صفاتش درست می شود که بعد از درمان می گویند کمترین چیزی که کنگره به من داد درمان اعتیادم بود .
در پایان دست دوستان پر محبت لژیون (امواج نور )در هم فشرده شد و جلسه با دعای آرامش به پایان رسید 
 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 17 بهمن 1398
یکشنبه 20 بهمن 1398 12:09 ق.ظ
بسیار عالی و آموزنده خدا قوت خانم یگانه عزیز
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic