امواج نور
وب لژیون همسفر زهرا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


شما اکنون چون پرنده ای هستید که آماده فرمان پرواز خویش است پرواز راآموخته است برای اینکه از شعاع نوری که ساطع شده وبه زمین رسیده است به بلندای همان نیرو به پرواز درآید این سعادت را حافظ باشید وعزت خویش را به دست آورید وجای خود رااستوار بگردانید وما هم خشنود هستیم

مدیر وبلاگ :همسفر مرضیه
                                             _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_ 

همسفران لژیون پانزدهم (امواج نور )در تاریخ 98/11/21باکمک راهنمایی خانم زهرا و دبیری خانم یگانه و حضور پر شور دوستان با دستور جلسه وادی دهم راس ساعت مقرر آغاز بکار نمودند .
کمک راهنمای محترم خانم زهرا 
صفت گذشته در انسان صادق نیست ،چون جاری است 
وادی دهم یک وادی پر از امید است پر از عشق و پر از تمام آن حال خرابی ها یی که داشتیم و الان دارد مهر تمام شدن آن نامیدی ها را برای ما می زند . پر از اعتماد است اعتمادی که به مسافر داریم که به او بگوییم صفتی که تو داشتی تا ابد برای تو نمی ماند .تو درمان می شوی و این حال خوش را هم به خودت می دهی هم به خانواده ات تا آرامش سفره ی خانه ی ما شود .


خانم مریم :
صد هزاران فضل دارد از علوم --------------جان خود را می نداند این ظلوم 
داند او خاصیت هر جوهری ----------------در بیان جوهر خود چون خری 
بعضی انسانها به خاطر علم های ظاهری که بدست می اورند فکر می کنند دارای فضیلت هستند . در صورتی که فضیلت یک امر درونی است که ظلوم به معنی ستم کردن به خود انسان است ظالم کسی است که به دیگران ظلم می کند کسی که ظلوم است دارد به خودش ستم و ظلم می کند و خیلی ها نمی دانند که دارند به خودشان ظلم می کنند و خودشان را هم مظلوم می دانند .که ترکیب ظالم و مظلوم میشود ظلوم .جوهر هم می شود پایه و اساس هرکسی و کسانی که در کائنات دنبال خواص و مادیات آن می گردند و سرانجام از جوهر و پایه ی خودشان دور می شوند و در اصل به جهالت می رسند و آرام آرام از جوهر و پایه خود دور می شوند و اینجا که می گوید در بیان جوهر خود چون خری .یعنی اوج نداشتن شعور را دارد وقتی کسی از جوهره ی خودش دور شودولی خودش متوجه این موضوع نیست و برای اینکه توسط دیگران تائید شود از خودش یک شخصیت معلق بوجود می آورد وبا تفکرات دیگران صدق می کند و نگاه می کند ببیند دیگران چطور در مورد او قضاوت می کنند و با کوچکترین حرکت دچار تنش و استرس می شود و این مشکل اکثر انسانها است .
کمک راهنما خانم زهرا : 
ما می گوییم خداوندا ما را از دست نیرومند ترین دشمن خود که جهل و نا آگاهی است نجات بده .
که درکتاب شریف هم گفته شده کسی که منتظر تائید دیگران است می تواند از حیوانات هم پست تر باشد و کسی که همیشه دوست دارد که دیگران تائیدش کنند منیت دارد و جایگاه خود را بالاتر از آنچه هست فرض می کند و اینقدر پیشرفت می کند که در مقام کبر قرار می گیرد و موقع برخورد با او غرور را در چهره اش مشاهده می کند بعضی از اشخاص علم زیادی دارند اما علم صور پنهان و جان خود را ندارند و شناختی از خود ندارند و فقط دنیا را همین که الان هست می بینند و به جان و صور پنهان ایمان ندارند.که بعضی ها به چیزهایی که به نفع انها هست ایمان دارند و به چیزهایی که به نفع آنها نیست ایمان هم ندارندهر کسی که خیلی خاموش می اید و می رود ولی علم بالایی دارد فضل واقعی را همان دارد مثل خیلی از پیشکسوتان کنگره 60 . پس هر کس فضل بالاتری دارد سر به زیر تر و فرو تن تر است .
خانم مریم :
صفت یعنی ویزگی و خاصیت هر چیزی مثل تخته سیاه که تخته موصوف و سیاه صفت آن است یا زغال که صفت آن سیاه بودن آن است و هیچ کس زغال را به رنگ دیگری نمی شناسد حالا می گوید صفت گذشته در انسان صادق نیست یعنی انسان می تونه توی هر شرایطی که هست می تواند خودش را تغییر دهد شاید برای یک حیوان درنده بودن آن صادق است ولی برای انسان صادق نیست 
کمک راهنما خانم زهرا :
در جامعه بر عکس کنگره می گویند صفت گذشته در انسان غیر قابل تغییر است و می گویند توبه گرگ مرگ است.این بی اعتمادی نسبت به اعتیاد و ضد ارزشها تا قبل از این روش درمانی کنگره 60 بود وقتی کسی مصرف کننده میشد می گفتند :
لب که رسید به بافور "شسته میشه با کافور 
و قدیمی ها این را زیاد می گفتند و همه ی ما را در نا امیدی فرو می برد . اما وقتی وارد کنگره شدیم گفت وقتی مسئولیت تمام اشتباهات خود را بپذیری و از ناامیدی دست بکشی و امیدوار باشی و مسئولیت خودت را نه به خانواده نه به خداوند نسپاری می توانی این صفت را در خود ریشه کن کنی بودن در ضد ارزشها که همه ی ما به خاطر همین اینجا هستیم و به ما سفارش می کنند در مسیر درمانی مسافرت دخالت نکن و فقط می توانی در حد یک پیام بدهی .تغییر این صفت اعتیاد نیاز به یک همسفر دارد چرا من همسفر و بال پرواز شدم چون وقتی در کنار من مصرف مواد داشت دردها و رنجها نصیب و روزی من بود و بچه هایم رنج می بردند . پس بهترین کسی که می تواند به او کمک کند خود شخص خانواده است . وقتی مسافر می خواهد تغییر کند اگر مسافرش نباشد واقعا آسیب می بیند چرا چون زبان همسفر و مسافر باید یکی شود برای کسی که می خواهد بپذیرد که روی این صندلی در کنار راهنمای مسافر مستلزم آرامشی است که از همسفرش می گیرد قبلا در مقابل او بودم و حالا در کنارش قرار می گیرم . و اول با صورت مسئله اعتیاد و ساختمان جسم آشنا شود و در نهایت وقتی مسافر به رهایی رسید و در مسیر خدمت قرار گرفت و تبدیل به یک استاد می شود و غیر از اینکه صور پنهان خود را می شناسد و راه و روش درست زندگی کردن را هم خود می آموزد هم کمکی میشود برای همسفران دیگر . می تواند علم اعتیاد و روش درمان یک مسافر را هم یاد بگیردو گاهی همسفر می گوید چرا من باید روش درمان را یاد بگیرم چون تو باید استاد فن بشوی وقتی همسفری وارد کنگره میشود و می گوید مصرف مسافرم هروئین است این خانم راهنما هم باید بداند که تخریب هرو ئین چه خصوصیاتی دارد یا هر مصرفی چه تخریبی دارد باید بتواند به یک همسفر بگوید که مسافر تو در اثر مصرف این مواد ضعف جنسی پیدا کرده و از نظر جنسی شاید به صفر رسیده باشد که همسفر گاهی فکر می کند مسافر جایی دیگر همسری دارد که به او توجهی ندارد ولی راهنما اینها را برای همسفر باز می کند چون موقعیت یک مسافر را با آموزشها درک کرده و همسفر را در آرامش قرار دهد . اگر راهنمای همسفر اینها را نداند چگونه می خواهد به این همسفر کمک کند . راهنمای همسفر به رهجو می گوید به تو ربطی ندارد که مسافرت چه چیزی مصرف می کند اما می تواند به همسفر آرامش دهد . 
و مسافر هم که روزی استاد اعتیاد بودی و یاد می دادی که چطور مصرف کن یک روزی هم استاد درمان اعتیاد می شوی و تغییر از فرش است تا عرش . از کجا تا کجا است که کجا بودی و حالا کجا رسیدی و من همسفر اگر دوماه است به کنگره می آیم برگردم و روز های قبل از کنگره را ببینم که صفت گذشته من چقدر تغییر کرده که شهری که به یکباره دچار طغیان شده ما می گوییم ذره ذره مصرف کننده مواد مخدر شدند و انسان تبدیل به یک معتاد شد فرق نگاه ایجاد شد تا قبل مواد عزیزم بود نفسم و حالا تبدیل شد به کسی که بی ارده و بی ظرفیت و بی رحم که درد مرا نمی فهمد و کنگره 60 این شخص را به یک انسان آرام تبدیل می کند و این مستلزم صبر و زمان است .
وادی قبل وادی دهم  وادی نهم بود که در مورد نقطه تحمل بود و گفت با تکرار منظم موضوع یعنی مرتب به آموزشها و رودخانه ی جاری کنگره وصل باشم و در نظر گرفتن پارامتر زمان باید صبر کنم و سختی های سفر را ببینم و کفش آهنی بپوشم تا این تغییر صفت راحت تر باشد اما وقتی توی شک هستم و نمی خواهم این ویژگی را تغییر دهم خودم این ویژگی را مثل یک بند محکم به پای مسافرم بسته ام یعنی اینکه تو اصلا لیاقت نداری که ویژگی تو تغییر پیدا کند و باید در همان صفت اعتیاد بمانی . 
اما بعد می آیم به راهنمایم می گویم من که خیلی صبورم کاری به او ندارم اما برگرد ببین آیا هنوز شک داری آیا هنوز رنج داری آیا هنوز او را تجسس می کنی تا بینی توی جیبش چیه ؟بوی چی می دهد ؟و حالا به سفر دوم میرسی و میگویی چرا تغییر نکرد و هنوز داد و بیداد میکند ولی آیا تو همسفر تغییر کرده ای؟ آیا به وضعیت ظاهری خودت میرسی ؟پس اول به خودت یک نگاه بکن ببین چقدر تغییر کردی و این مسافری که رها می شود با این تغییر نکردن صفات تو که او حالا حسهایش باز شده و همه را می بیند آیا تو تبدیل به یک هلو شده ای یا هنوز ظاهرت مثل یک لو لو  است .
آیا فقط وقتی داری رها می شوی این شال خوشکل و ادکلن میزنی یا واقعا صفت های تو تغییر کرده . من همسفر باید در کنار مسافر ارتقاءپیدا کنم و گرنه به سورچرانی یا همان خوشگزرانی مشغول هستم .
یعنی هر وقت حالش خوب بود حالم خوب است وقتی حالش بد است هم باید حالم خوب باشد و همسفر باید در هر شرایطی تغییر را اول توی خودش ایجاد کند و صفت کم صبری و غرغر کردن را در خودش تغییر دهد .وبدانم کسی که غرعر میکند در کتاب شریف گفته شده مثل یک الاغی هست که یک سیخونک بهش میزنند و  او عرعر می کند .پس باید صفت ضد ارزشی من تغییر کند و وقتی این ویژگی ها عوض شد بندهای پای مسافر آرام آرام باز می شود .
خانم مریم :
آقای مهندس می گویند: کسی که واقعیت و صراط مستقیم و درستی و راستی و میبیند می تواند به ارتقاءبرسد و مسئـله یالهی این نیست که یک مراسم عبادی انجام دهیم کسی که می خواهد در روند الهی باشد باید صادق باشد پشت سر دیگران حرف نزند از کسی انتقاد نکند در کار دیگران دخالت نکند پیمان شکن نباشد و به تفاوت شیعه و سنی بودن هم کاری نداشته باشد .و اگرکسی این کارها را انجام دهد و بخواهد در روند الهی هم باشد این غیر ممکن است باید جوری باشد که مردم خودش و کلامش را دوست داشته باشند .ایمان یعنی تجلی نور خدا در انسان و کسی که خدا پرست و با ایمان است باید از صفات ضد ارزشی دور باشد و چهره  بد اخلاق و اخمو نداشته باشد با مردم بد حرف نزند .سر بر سجده ی خداوند گذاشتن فقط در مراسم عبادی نیست که فقط فرم خاصه سجده را اجرا کنیم با رفتن در راه مستقیم قدم گذاشتن همان سر بر سجده ی الهی است .
یکی از بچه ها سوال کردند من در خانه وقتی بچه ها شیطنت و سر و صدا می کنند کمی صبوری می کنم ولی آخر صبرم تمام میشود و شروع به دعوا کردن با بچه ها میکنم و از این ناراحتم که چرا مسافرم نسبت به شیطنت بچه ها هیچ عکس لعملی انجام نمی دهد و به من هم می گوید چرا با بچه ها دعوا می کنی و این موضوع مرا آزار می دهدکه چرا اینقدر بی تفاوت شده . آیا دوست دارد مرا با این آرام بودنش آزار دهد ؟ 
کمک راهنما خانم زهرا گفتند:
 اینکه مسافر تو ارام شده بسیار خوب است و او قصد آزار رساندن به تو را ندارد چرا که او آموزشها را عملی کرده و در زندگی کاربردی کرده و نقطه تحمل خود را نسبت به شیطنت بچه ها بالا برده و اینکه بچه ها نیاز به بازی و شیطنت دارند چرا که باید یک ساعتی در روز را به بچه ها اجازه دهیم سر و صدا و بازی کنند حتی خودمان هم با آنها بازی کنیم تا انرژی آنها تخلیه شود و لمس کردن دست بچه ها باعث آرامش روح بچه ها میشود و شما هم باید سعی کنید نقطه تحمل خودت را بالا ببری و با تدبیر و و اقتدار خودم بتوانم بچه ها را کنترل کنم وگرنه بهشت را به بهانه زیر پای مادران قرار نداده اند باید بهایش را بپردازم .
در  سی دی مثلث نور و یا مثلث ارتباطی خیلی قشنگ توضیح می دهد و کسی که می خواهد تغییر در او ایجاد شود  باید در سه ضلع جسم و روان و جهان بینی کار کند تا تغییر کند برای اینکه من بتوانم یک ارتباط خوبی با دیگران بر قرار کنم باید در تعادل باشم و خودم هم باید به تعادل برسم من همسفر که ترکش های اعتیاد بر من عارض شد تفکر به جایی نداشتم و ذهن مخشوشی داشتم این جهان ذهن من که مقدمه ای است برای زندگی در زندگی خاکی ارتباط با دیگران برقرار کنم باید تغییر کنم و ذهن شلوغ در هم من باید در و پیکر پیدا کند که هر چیزی واردش نشود و هر چیزی که می دانم باعث بهم ریختن وجود من است باید از آن فاصله بگیرم و با کسانی که حال خراب دارند نشست و برخواست نکنم مخصوصا در سفر اول اجازه ندارم در کنار انسانهای منفی قرار بگیرم . مادرم باشد یا خواهرم یا جاری سعی کنم اگر مجبورم که در کنار آنها باشم ذهن خودم را دست خودم بگیرم من نمی توانم دیگران را تغییر دهم فقط می توانم خودم را تغییر دهم و چندین بار سی دی وادی نهم را گوش کنم و بنویسم تا نقطه تحمل واقعی را پیدا کنم .
انسانی که در صراط مستقیم است مثل آب زلالی است در یک کوزه ی گلی که خوردن آن هم گوارا است هم من را از حال بدی ها نجات میدهد مثل اینکه کسی که عصبانی است می گویند یک لیوان اب به او بدهید .
اما ضد ارزشها مثل یک جام طلایی است که درون آن زهر است و ضذد ارزش فقط دروغ نیست و دزدی نیست 
اینکه من حال خوب دیگران را هم بگیرم می شود دزدی و نمی توانم ببینم که دیگران حالشان خوب باشد از کجا می دانم که مثلا خواهر من که اینقدر آبرو داری می کند و هنر این را دارد که نگذارد رفتارهای نا به هنجار خانه اش جایی فاش شود و اگر هم حال خوبی دارد پیشینه او چگونه بوده . با دزدیدن حال دیگران رنجی به جسم خود وارد می کنم و غصه نصف پیری است و انسانی که غصه می خورد دارد به سد خونی خودش آسیب وارد می کند و من حق ندارم غصه بخورم اگر در کنگره آمدم باید تغییر کنم و اگر تغییر نکنم لایق به رهایی رسیدن مسافر نیستم به حال خوش رسیدن زندگیم نیستم .
قانون وادی دهم که طبق چهارده وادی عشق است که چقدر عظیم است و روز تولد ها به ما یادآوری می شود که صفت گذشته در انسان صادق نیست یا روز رهایی که در تهران رهایی می گیرند معنای واقعی وادی دهم را لمس می کنی و یک شخص نمی تواند تا ابد در نا امیدی ها بماند و انسان حقش هست که شاد باشد و رو به تعالی و شادی باشد و شاد زندگی کند و خدمتهایی که می کند به زندگی اش برگردد و هر خدمتی که من در کنگره بکنم به من انرژی و حال خوب می دهد فرقی ندارد چه خدمتی باشد زیرا رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می کنیم .
خانم مریم :
رحمت خداوند فقط این نیست که بسم الله بگویم و بروم یک کار ضد ارزشی انجام دهم و بگویم خدا من را ببخشد زیرا خداوند بخشندگی را در حیات و زندگی به ما داده چون در زندگی که به ما داده حق انتخاب را به من داده و گفته خودت برای خودت ترسیم کن آنجه می خواهی و خودم راه خودم را انتخاب کنم مثل همین حرکتی که آقای مهندس در راستای کنگره انجام دادند حرکت کرد و خدا هم کمک کرد تا توانست کنگره به امروز رسیده شود .
کمک راهنما خانم زهرا :
از صحبتهای لژیون و یا جلسه عمومی نکته برداری کنید تا برای بعدها که دوباره به این دستور جلسات رسیدیم داشته باشم برای گفتن وقتی من فقط گیرنده باشم هیچ رحمتی شامل حالم نمیشود و اگر فقط گوش کنم سریع فراموش می کنم چرا که ذهن فرار است اگر مشارکتیداشتید در مورد آن دستور جلسه وحرف نزدید این گره ای میشود در زندگی شما و راه برای شما باز نمی شود و خیر و برکت نمی آید وتغییر کردن از همین جاها شروع می شود .
باده ی الهی مثل کسی که مست می کند و توی عروسی می رود هیچی حالیش نیست ولی اون مستی کجا و مستی که با شنیدن و اموزشهای کنگره بدست می آورم کجا این مستی عاقلی و فهم و تفکر به همراه دارد و من را آرام میکند و قدرت فکر و تفکر من بالا می رود و کسی که حرفی برای مشارکت ندارد این مستی را هیچ وقت دریافت نمی کند .
اقای مهندس در سی دی نیروی دوباره می گویند رنج ودرد بشر از دانشهای کشف نشده است زمانی خیلی بیماری ها داروی آن کشف نشده بود و مرگ ومیر زیاد بود مثل بیماری وبا .یا کسی که پنی سیلین را کشف کرد ویا در مسئله ی بیماری اعتیاد خیلی اشخاص محکوم به مرگ میشدند یا اینقدر می کشیدند تا می مردند یا اینقدر راههای مختلف را امتحان می کردند و به نامیدی می رسیدند و دست به خودکشی می زدند و حالا کسی کمتر از یک بیماری میمیرد و با کشف دانش اعتیاد چه تغییراتی در زندگی های ما ایجاد شد که الان آمریکایی که می گوید قدرت و علم نوین در دست ماست هنوز نتوانسته بیماری اعتیاد را درمان کند و عاجزانه از آقای مهندس می خواهند که به آنها کمک کند تا درمان اعتیاد در کشور آنها هم انجام شود و این درمان اعتیاد جهانی را به لفظ می آورد . و اگر اذن الهی صادر شد از خدا بخواهم وخودم هم کمک کنم تا این علم روی من هم تغییر ایجاد کند که خدای نکرده با جهالت به بعد دیگری نرویم و عمر و مردن خبر نمی کند که من بگویم حالا حالاها وقت دارم من نمی دانم یوم الفصل من کی هست و تغییر نکنم تبدیل نمی شوم و باید نار وجودی خود را تبدیل به نور کنم که نور تجلی ایمان است .
در پایان دست تمام دوستان پر محبت لژیون (امواج نور )در هم فشرده شد و جلسه با دعای آرامش به پایان رسید 
دستور جلسه دوشنبه 98/11/28ادامه ی وادی دهم و سی دی هفته ( Dsap)
از کمک راهنمای محترم خانم زهرابسیار متشکریم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 21 بهمن 1398
یکشنبه 27 بهمن 1398 10:54 ب.ظ
خداقوت خانم یگانه عزیز برای زحمات تون وخسته نباشید خدمت خانم زهرای عزیز
شنبه 26 بهمن 1398 12:23 ب.ظ
سلام وضمن تبریک روز زن وروز مادر از خانم یگانه وخانم زهرای عزیز کمال تشکر را دارم موفق وپیروز باشید
چهارشنبه 23 بهمن 1398 10:23 ق.ظ
خدا قوت خدمت خانم یگانه عزیزم دست هایی که خدمت میکنند مقدس تر از لب هایی است که دعا میکنند
چهارشنبه 23 بهمن 1398 07:23 ق.ظ
خداقوت خدمت خانم یگانه عزیز بابت خدمت عاشقانه ای که درسایت انجام میدهند وتبریک خدمت خانم زهرا بابت وجود رهحوی فعالشون
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic